English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
reserved for unexpired risks ذخیره برای خطرات مرتفع نشده
Other Matches
unexpired risks خطرات منتفی نشده
registering ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
registers ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
register ذخیره موقت برای داده دریافتی از حافظ پیش از ارسال به وسیله ورودی وخروجی ذخیره شده در حافظه اصل برای پردازش
swap فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
dump 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
unsorted که ذخیره نشده است
softest نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
softer نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
contingent fund اعتبار هزینههای پیش بینی نشده ذخیره احتیاطی
blankest نوار یا دیسک مغناطیسی که دادهای روی آن ذخیره نشده است
blank نوار یا دیسک مغناطیسی که دادهای روی آن ذخیره نشده است
CDs DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
CD DC حافظه فقط خواندنی دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان یک فضای ذخیره سازی با فرفیت بالای ROM برای ذخیره چندین مگابایت داده به کار می رود. داده ها روی سطح دیسک ذخیره می شوند و سپس توسط لیزر قابل خواندن هستند
prodos سیستم عامل II APPLE که برای حمایت دستگاههای ذخیره انبوه و دستگاههای ذخیره فلاپی دیسک طراحی شده است
recalls برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recall برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
precision استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت
writes حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
multiple استفاده از بیش از یک بایت داده برای ذخیره سازی عدد برای افزایش دقت ممکن
write حافظه موقت برای نگهداری داده برای وسیله ذخیره سازی و وقتی که نوشته میشود.
z buffer محل از حافظه برای ذخیره اطلاعات بردار Z برای شی گرافیکی نمایش داده شده روی صفحه
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
all risks تمام خطرات
jumbo risks خطرات بزرگ
against all risks در براب کلیه خطرات
war risks خطرات ناشی از جنگ
library و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
libraries و در زمان و هزینه صرفه جویی شود. 2-مجموعه توابعی که کامپیوتر نیاز دارد تا به آنها مراجعه کند ولی در حافظه اصلی ذخیره نشده اند
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
profiled امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profile امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiles امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
profiling امکانی در ویندوز برای ذخیره سازی تنظیمهای مختلف برای کاربران مختلف PC
carrier's risk خطرات به عهده حمل کننده
emergency risk خطرات غیرقابل اجتناب اتمی
parked حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
park حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
parks حرکت دادن نوک خواندن /نوشتن درایو دیسک سخت روی نقط های از دیسک که دادهای ذخیره نشده است
key استفاده از بافر بین صفحه کلید و کامپیوتر برای تامین ذخیره سازی کلیدها برای ماشین نویس های سریع که چندین کلید را به سرعت انتخاب می کنند
law calf پوست گوساله رنگ نشده که برای جلد کتابهای قانون بکار می برند
fourth generation computers زبانهایی که برای کاربر فاهر مناسب دارند و هوشمند طراحی نشده اند
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
storage دیسک برای ذخیره داده
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects. در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
capacity فضای فراهم برای ذخیره سازی
ccd محفظه هایی برای ذخیره داده
lay up <idiom> ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
storage بخشی از حافظه برای ذخیره اطلاعات
contingency retention stock اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
capacities فضای فراهم برای ذخیره سازی
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
R/W cycle ترتیب رویدادها برای بازیابی و ذخیره داده
contingency support stocks اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
tasks ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
register تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
plants ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
call-up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
plant ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
The squirrels are storing up nuts for the winter. سنجاب ها فندقی برای زمستان ذخیره می کنند .
reads ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
registers محل ذخیره سازی برای داده کنترل
store واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
read ترتیب رویدادها برای ذخیره و بازیابی داده
call up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
floppy disk حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
registering محل ذخیره سازی برای داده کنترل
task ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
registering تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
storing واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
floppies حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
storage ذخیره داده برای مدت زمان طولانی
archive ذخیره سازی داده برای مدت طولانی
integer دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
floppy discs حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
storage فضای لازم برای ذخیره سازی داده
registers تعدادثباتها یی که برای ذخیره موقت استفاده می شود
floppy حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
register محل ذخیره سازی برای داده کنترل
floppy disks حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
integers دو کلمه کامپیوتری برای ذخیره عدد صحیح
name نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
put and take fishing انداختن ذخیره ماهی به اب برای امادگی ماهیگیری درفصل
cassettes نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
scratch فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
densities دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
microprogram وسیله ذخیره سازی برای نگهداری ریز کامپیوتر
IFF استاندارد برای فایلهای فشرده ذخیره شده روی i-CD
media هر ماده فیزیکی که برای ذخیره داده به کار می رود
float ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
scratching فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
floated ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
dissave ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
names نام شناسایی برای فایل برنامه ذخیره شده
capacitance توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
floats ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
overhead کد اضافی که برای سازماندهی برنامه باید ذخیره شود
scratches فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
recall بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
cassette نوارمخصوص با فرفیت بالا برای ذخیره سازی داده
recalled بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
normal قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
scratched فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
recalls بر گرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی
density دیسک مغناطیسی استاندارد برای ذخیره سازی داده
niladic مربوط است به عملیاتی که برای ان هیچ عملوندی مشخص نشده است
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
leading zero رقم صفر برای نمایش شروع عدد ذخیره شده
register فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
buckets فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
registering فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
registers فضایی در CPU برای ذخیره موقت داده پیش ازپردازش
string فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
receivers ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
tiffs قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
post offices محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
post office محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی
diskless workstation ایستگاه کاری که درایو دیسکی برای ذخیره داده ندارد
bucket فضای ذخیره سازی حاوی داده برای یک برنامه کاربردی
tiff قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
circulars صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
reserved character فضایی ازدیسک که برای کنترل ذخیره داده به کارمی رود
circular صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
media مواد مغناطیسی برای ذخیره سیگنالها مثل دیسک و نوار و.
fosdic وسیله ذخیره سازی برای داده کامپیوتری با استفاده از میکروفیلم
tag image file format قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
receiver ثبات ذخیره موقت برای دادههای ورودی پیش از پردازش
raw 1-اطلاعی که هنوز وارد سیستم کامپیوتری نشده است . 2-دادهای که در پایگاه داده ها که برای تامین اطلاعات کاربر باید پردازش شود
upward compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
upwards compatible طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
workings فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
texts امکاناتی برای نوشتی متن , ذخیره سازی , بازیابی , ویرایش و چاپ
BPP تعداد بیتهایی که برای ذخیره سازی رنگ یک پیکسل به کار می رود
texts ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
working فضایی از حافظه سریع برای ذخیره موقت داده در استفاده جاری
doubled up استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
text امکاناتی برای نوشتی متن , ذخیره سازی , بازیابی , ویرایش و چاپ
text ثبات ذخیره سازی کامپیوتر موقت فقط برای حروف متن
high Sierra specification روش استاندارد صنعتی برای ذخیره سازی داده روی ROM-CD
buffer فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است
double استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
doubled استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی یک عدد با دقت بیشتر
sector شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
key کد شناسایی یا کلمه ای که برای رکورد ذخیره شده یا یک داده به کار می رود
sectors شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
capacitor وسیلهای از که فرفیت یک ماده برای ذخیره سازی داده استفاده میکند
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
scanners فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
scanner فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
synchronous حرف ارسالی با DTE برای اطمینان از همانی صحیح وقتی هیچ حرف دیگر ارسال نشده است
scratchpad فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری
charges که برای ذخیره سازی داده و امکان دستیابی ترتیبی وتصادفی به کار می رود
fetch رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
fetched رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
FIF فرمت فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
list فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
library شیاری در دیسک مغناطیسی یا نوار برای ذخیره سازی اطلاعات درباره محتوا
routing لیست انتخابهای مط لوب دریک مسیر برای پیام ذخیره شده در router
colours برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
fractal قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
notepads بخشی از صفحه نمایش برای ذخیره اطلاعات حتی وقتی ترمینال قط ع است
precision استفاده از دو کلمه داده برای ذخیره سازی عدد و ایجاد دقت بیشتر
buffer فضای ذخیره سازی موقت برای اینکه داده وارد یا خارج شود
notepad بخشی از صفحه نمایش برای ذخیره اطلاعات حتی وقتی ترمینال قط ع است
charge که برای ذخیره سازی داده و امکان دستیابی ترتیبی وتصادفی به کار می رود
colour برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگها در تصویر استفاده می کنند
fetches رویدادهای لازم برای بازیابی , کد گشایی و اجرای دستور ذخیره شده در حافظه
frame بخشی از حافظه برای ذخیره سازی تصور پیش ز نمایش آن روی صفحه
mos حافظه با وضعیت ثابت که از MOSFET برای ذخیره داده دودویی استفاده میکند
libraries شیاری در دیسک مغناطیسی یا نوار برای ذخیره سازی اطلاعات درباره محتوا
overlaying فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
buffer فضای ذخیره سازی موقت برای داده که در حافظه اصلی خوانده یا نوشته شود
overlays فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
CD WO مناسب برای ذخیره سازی متون آرشیو و یا آزمایش ROM-CD پیش از دوباره کاری
overlay فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
CLUT جدول شماره ها در ویندوز و برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگهای یک تصویر
mediums هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
medium هر ماده فیزیکی که قادر به ذخیره سازی داده برای برنامههای کاربردی کامپیوتری باشد
VRAM حافظه سریع با دستیابی تصادفی برای ذخیره تصاویر تولید شده در کامپیوتر یا دیجیتالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com