Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
lenticulate
ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
Other Matches
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
mist
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
mists
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
blip
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
blips
علامت کوچک روی نوار یا فیلم برای نشان دادن موقعیت
microfilm
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary
بین ذرات در داخل ذرات
cassettes
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
cassette
کاست فیلم عکاسی جعبه حاوی فیلم
to put forward
برجسته نمودارکردن
snarled
نمودارکردن بغرنج کردن
snarling
نمودارکردن بغرنج کردن
snarls
نمودارکردن بغرنج کردن
snarl
نمودارکردن بغرنج کردن
pancromic
فیلم چند رنگه فیلم چندحالته
reel
قرقره فیلم حلقه فیلم
reeled
قرقره فیلم حلقه فیلم
reels
قرقره فیلم حلقه فیلم
reeling
قرقره فیلم حلقه فیلم
projection print
روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
filmstrip
نوار فیلم اسلایدهای بشکل نوار فیلم
ingredients
ذرات
ingredient
ذرات
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
intermolecular
بین ذرات
roily
پر از ذرات رسوبی
molecular attracticm
جاده ذرات
particle physics
فیزیک ذرات
blood corpuscles
ذرات خون
barrier penetration by particles
نفوذ ذرات در سد
radioactive rays
ذرات رادیواکتیو
sand blasting
ذرات سنگ
allergen
ذرات الرژی زا
intermolecular
در داخل ذرات
denseness
تراکم ذرات
planetesimal
ذرات سیارهای
cosmic particles
ذرات کیهانی
fundamental particles
ذرات بنیادی
weight of solids
وزن ذرات
elementary particles
ذرات بنیادی
metal foulings
ذرات فلز
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
particulate
دارای ذرات ریز
absorption of charged particles
جذب ذرات باردار
pollinium
توده ذرات گرده گل
thershold temperature
استانه دمای ذرات
particle physics
فیزیک ذرات اتمی
emulsioned
ذرات چربی دراب
scattering of alpha particles
پراکندگی ذرات الفا
segregation
تفکیک ذرات بتن
effective size of grain
قطر موثر ذرات
cascade impactor
دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
emulsions
ذرات چربی دراب
emulsion
ذرات چربی دراب
emulsioning
ذرات چربی دراب
nebulize
تبدیل به ذرات کردن
planetesimal hypothesis
فرضیه ذرات سیارهای
polymerization
ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
cohesion
التصاق یا قوه جاذبه ذرات
dispersion
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
isometric
دارای ذرات ریز متساوی
emulsifying
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
leucocytosis
افزودگی ذرات سفید خون
isometrics
دارای ذرات ریز متساوی
fall out
ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
emulsified
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsifies
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsify
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
achondrite
سنگ الماس بدون ذرات گرد
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
suspensoid
محلول سریشمی دارای ذرات معلق
cohesion
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
nucleon
ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
schiller
تلالو وزرق وبرق ذرات سنگ معدنی
protoxide
ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
grain orientation
طرز قرار گرفتن ذرات نسبت به یکدیگر
grain size classification
طبقه بندی خاک از نظر اندازه ذرات
micronize
بصورت ذرات ریز وپودر ماننددر اوردن
dispersoid
پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
loads
فیلم
load
فیلم
film
فیلم
filmed
فیلم
film leader
فیلم
emulsioning
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
diatomite
ذرات فریف و ریزسیلیسی که از بقایای گمزادان بدست می اید
emulsioned
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
electrophoresis
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
emulsions
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
texture
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
textures
طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
charge neutrality
تساوی تقریبی ذرات مثبت ومنفی در شارههای متراکم
atomizes
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
kinetic theory of heat
عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
haze
غبارها یا ذرات ریزی که دراتمسفر پراکنده شده اند
atomized
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
synchrotron
دستگاه تقویت وتسریع ذرات بار دار الکترونی
atomizing
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
amylose
مادهء قندی که داخل ذرات نشاستهای را تشکیل میدهد
atomised
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
emulsion
تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
as good as a play
<idiom>
مثل فیلم
picturize
فیلم برداشتن از
moving picture
فیلم سینما
microfilmed
میکرو فیلم
peepshow
فیلم شهوانی
filmed
فیلم سینما
acetate film
فیلم استاتی
advertising spot
فیلم تبلیغاتی
negative film
فیلم منفی
peepshows
فیلم شهوانی
x ray film
فیلم رونتگن
phonofilm
فیلم سخنگو
film
فیلم سینما
microfilms
ریز فیلم
microfilms
میکرو فیلم
talkies
فیلم ناطق
film-strip
نوار فیلم
talkie
فیلم ناطق
cinematograph
اپارات فیلم
microfilming
ریز فیلم
microfilmed
ریز فیلم
telefilm
فیلم تلویزیونی
film
فیلم عکاسی
microfilm
میکرو فیلم
microfilm
ریز فیلم
filmed
فیلم عکاسی
film strip
نوار فیلم
film-strips
نوار فیلم
phonofilm
فیلم صدادار
microfilming
میکرو فیلم
instruction film
فیلم اموزشی
filmy
فیلم مانند
instruction film
فیلم درسی
positive film
فیلم مثبت
reversal film
فیلم معکوس
film developer
سازنده فیلم
film recorder
ضباط فیلم
filmstrip
فیلم سینمایی
filmiest
فیلم مانند
filmier
فیلم مانند
film recorder
فیلم نگار
film reader
فیلم خوان
binder
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
iceneedle
یکی از ذرات فریف یخ که درهوای سرد و شفاف بطورشناوریافت میشود
physical analysis
جداسازی ذرات خاک از نظر قطر دانه ها به روش فیزیکی
binders
ذرات خاک رسی که جهت چسبندگی به شن و ماسه اضافه میشود
atomisers
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
aerosols
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
aerosol
ترکیب کلوئیدی ذرات بسیارریز مایع یا جامد در گاز یک دست
atomizer
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
atomizers
دستگاهی که عناصری را به ذرات ریز تبدیل میکند مثل عطرپاش
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
filmstrip
فیلم عکاسی 53 میلمتری
metol
دوای فهور فیلم
cinematograph
دوبین فیلم برداری
image format
اندازه فیلم عکاسی
talkies
صنعت فیلم ناطق
talkie
صنعت فیلم ناطق
playoffs
نشان دادن فیلم
film advance mode
دکمه رد کردن فیلم
scenario
متن فیلم سینمایی
rerun
نمایش مجدد فیلم
camera magazine
کاست فیلم دوربین
magnetic thin film
فیلم نازک مغناطیسی
magnetic film storage
ذخیره فیلم مغناطیسی
magnetic film
لایه فیلم مغناطیسی
magnetic film memory
حافظه با فیلم مغناطیسی
playoff
نشان دادن فیلم
film badge
برگ شناسایی فیلم
Color films(T. V).
فیلم ( تلویزیون ) رنگی ؟
false colour
فیلم رنگی مصنوعی
Make three copies of each film.
از هر فیلم سه تا کپی بکنید.
dubs
فیلم را دوبله کردن
dub
فیلم را دوبله کردن
dubbed
فیلم را دوبله کردن
geneva stop
سیستم نگهدارنده فیلم
technicolour
روش فیلم رنگی
fast-forward
جلو زدن فیلم
dispersion hardening
سخت گردانی فلزات با پراکندن ذرات ریزی با فازهای مختلف داخل ان
semidocumentary
فیلم سینمایی نیمه مستند
exposure adjustment knob
دکمه نمایش تعداد فیلم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com