Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
photon
ذره بنیادی انرژی الکترومگنتیک که از انتقال یک
Other Matches
energy transmission
انتقال انرژی
power transfer
انتقال انرژی
energy transfer
انتقال انرژی
power transmission
انتقال انرژی
velocity of energy transmission
سرعت انتقال انرژی
work
انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
worked
انتقال انرژی برابرحاصلضرب نیرو در جابجایی نقطه اثر ان
virtual level
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
diabatic process
پوسهای در یک سیستم ترمودینامیک که در ان انتقال انرژی بین داخل و خارج سیستم صورت میگیرد
electromagnetic
الکترومگنتیک
plane polarized
تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic radiation
تابشهای الکترومگنتیک
electromagnetic spectrum
طیف الکترومگنتیک
electromagnetic waves
امواج الکترومگنتیک
wave guide
هادی برای تابشهای الکترومگنتیک
telescope
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
telescopes
وسیلهای برای گرفتن تابشهای الکترومگنتیک
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
photovoltaic cell
مبدلی که مانند سلول فتوالکتریک تابشهای الکترومگنتیک را با طول موجهای مرئی و نزدیک ان به الکتریسیته تبدیل میکند
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
continuous wave
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
indeterminate change of station
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
electronic funds transfer
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
transfers
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfer
انتقال دادن نقل کردن انتقال
european unclear a energy agency
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
baseband transmission
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
structural
بنیادی
basilar
بنیادی
climacteric
<adj.>
بنیادی
elementary
بنیادی
basics
بنیادی
structurally
بنیادی
radical
بنیادی
basic
بنیادی
radicals
بنیادی
fundamental
بنیادی
fission to yield ratio
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
stroma
بافت بنیادی
structural unemployment
بیکاری بنیادی
elementary particles
ذرات بنیادی
elementary particle
ذره بنیادی
base unit
یکای بنیادی
elementray particle
ذره بنیادی
fundumental particle
ذره بنیادی
basic anxiety
اضطراب بنیادی
fundamental unit
یکای بنیادی
fundamental research
علم بنیادی
pure research
علم بنیادی
fundamental particles
ذرات بنیادی
basic research
علم بنیادی
basic conflict
تعارض بنیادی
fundamental units
یکاهای بنیادی
fundamental skill
مهارت بنیادی
fundamental motor pattern
انگاره بنیادی حرکت
fundamental motor pattern
الگوی بنیادی حرکت
fundametal
بنیادی تشکیل دهنده
elementary charge
بار بنیادی
[فیزیک]
fundamental forces
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
fundamental interactions
نیروهای بنیادی
[فیزیک]
transfer processing
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
xmodem
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signal
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signalled
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer ladle
کفچه انتقال چمچمه انتقال
transfer rate
نسبت انتقال سرعت انتقال
fundamental interactions
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
four forces of nature
چهار نیروی بنیادی طبیعت
graviton
واحد بنیادی فرضی گرانش
fundamental forces
اندرکنش های بنیادی
[فیزیک]
parameter
ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
parameters
ویژگی بنیادی قابل تعریف پارامتر
stresses
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stressing
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
stress
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
negative acknowledgement
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
sound absorption
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
trans shipment
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
energy barrier
سد انرژی
exergonic
انرژی ده
energies
انرژی
zips
انرژی
vigor
انرژی
low energy
انرژی کم
zipping
انرژی
high energy
پر انرژی
zipped
انرژی
zip
انرژی
energy
انرژی
deenergized
بی انرژی
isenergic
هم انرژی
powers
انرژی
endrgized
با انرژی
vigour
انرژی
energy line
خط انرژی
powering
انرژی
powered
انرژی
power
انرژی
father file
پرونده بنیادی پرونده اصلی
activation energy
انرژی فعالسازی
rest energy
انرژی سکون
resonance energy
انرژی رزنانسی
rediant energy
انرژی تابشی
ionization energy
انرژی یونیزاسیون
activation energy
انرژی کنانش
light energy
انرژی نور
lattice energy
انرژی شبکه
specific energy
انرژی مخصوص
sound energy
انرژی صوتی
solar energy
انرژی خورشیدی
loss of energy
افت انرژی
kiloton energy
کیلوتن انرژی
source of power
منبع انرژی
low energy
انرژی پایین
zing
انرژی روح
absolute energy
انرژی مطلق
mutual energy
انرژی متقابل
madelung energy
انرژی مادلونگ
work function
انرژی خروج
outputs
انرژی خروجی
output
انرژی خروجی
radiant energy
انرژی تابشی
energetic
دارای انرژی
might
نیرو انرژی
quantum of energy
کوانتوم انرژی
potential curve
خم انرژی- پتانسیل
potential energy curve
خم انرژی- پتانسیل
potential energy
انرژی پتانسیل
kinetic energy
انرژی جنبنده
nuclear power
انرژی هستهای
radiation energy
انرژی تابشی
magnetic energy
انرژی مغناطیسی
mass energy
جرم - انرژی
kinetic energy
انرژی جنبشی
maximum energy
انرژی بیشینه
maximum energy
انرژی حداکثر
mechanical energy
انرژی مکانیکی
kinetic energy
انرژی سینتیک
nuclear energy
انرژی هستهای
kinetic energy
انرژی حرکتی
power supply
منبع انرژی
dissociation energy
انرژی تفکیک
electromegnetic energy
انرژی الکترومغناطیسی
electron affinity
انرژی خروج
electron energy
انرژی الکترون
energy loss
گمگشت انرژی
energy loss
تلف انرژی
energy level
تراز انرژی
energy level
سطح انرژی
endergonic
انرژی گیر
endrgized
انرژی یافته
energizer
منبع انرژی
energizing loss
تلف انرژی
energy band
نوار انرژی
electrical energy
انرژی برقی
energy principle
اصل انرژی
energy preservation
ذخیره انرژی
energy preservation
نگهداری انرژی
energy pattern
الگوی انرژی
energy pattern
نقشه انرژی
energy of vibration
انرژی ارتعاش
energy of vibration
انرژی ارتعاشی
energy of activation
انرژی فعالسازی
eigenstate
حالت انرژی
energy state
حالت انرژی
electric energy
انرژی الکتریکی
energy band
باند انرژی
energy distribution
توزیع انرژی
energy drop
افت انرژی
energy equation
معادله انرژی
energy exchange
تبادل انرژی
interchange of energy
تبادل انرژی
energy expenditure
هزینه انرژی
energy flow
جریان انرژی
energy flow
سیلان انرژی
energy flow
شارش انرژی
energy gain
بازده انرژی
energy distribution
پخش انرژی
energy dissipation
انرژی اتلاف
energy intake
ورود انرژی
energy conservation
بقاء انرژی
energy conservation
بقای انرژی
energy consumption
مصرف انرژی
energy content
گنجایش انرژی
energy content
فرفیت انرژی
energy content
محتوای انرژی
energy converter
مبدل انرژی
energy crisis
بحران انرژی
energy demand
مطالبه انرژی
energy density
دانسیته انرژی
energy dissipation
اسراف انرژی
energy gradient
شیب خط انرژی
ionization energy
انرژی یونش
high energy electron
الکترون پر انرژی
bond energy
انرژی پیوند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com