Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 51 (7 milliseconds)
English
Persian
bit
ذره لقمه
bits
ذره لقمه
Search result with all words
byte
لقمه
bytes
لقمه
nibble
لقمه یا تکه کوچک
nibbled
لقمه یا تکه کوچک
nibbles
لقمه یا تکه کوچک
nibbling
لقمه یا تکه کوچک
gulp
لقمه بزرگ
gulped
لقمه بزرگ
gulping
لقمه بزرگ
gulps
لقمه بزرگ
titbit
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
titbits
لقمه خوشمزه تکه لذیذ وباب دندان
tidbit
لقمه چرب ونرم
tidbits
لقمه چرب ونرم
mouthful
لقمه
mouthfuls
لقمه
morsel
لقمه
morsel
یک لقمه غذا
morsel
لقمه کردن
morsels
لقمه
morsels
یک لقمه غذا
morsels
لقمه کردن
snap
لقمه
snapped
لقمه
snapping
لقمه
snaps
لقمه
skate
لقمه ماهی
skated
لقمه ماهی
skates
لقمه ماهی
gobbet
لقمه
gobbets
لقمه
byte oriented
لقمه گرا
chaw
فک لقمه جویده
flag byte
لقمه پرچم
godown
لقمه بزرگ انبار
sippet
تکه نانی که در شیر فروبرند لقمه کوچک
stull
لقمه بزرگ
to do a thing in a round way
لقمه رادورسرگرداندن
I havent had a bit sine morning .
از صبح تاحالایک لقمه دهانم نگذاشتم ( چیزی نخورده ام )
A lucrative affair
[deal]
لقمه چرب ونرم
[کار یا معامله پردرآمد]
To devour something .
چیزی را یک لقمه کردن
He wants to bite off more than he can chew.
لقمه بزرگتر از دهانش برداشته
Perhaps you are waiting for the plums fall into your mouth.
لابد انتظار داری که لقمه را بجوند ودهانت بگذارند
To do something the hard way . to do something in a roundabout way.
لقمه را از دور سر توی دهان گذاشتن
He is in abject poverty .
محتاج لقمه نان است
[به نان شب محتاج است]
Lets go to my house for pot luck .
برویم منزل ما با لا خره یک لقمه نان وپنیر پیدا می شود
chicken feed
<idiom>
یه لقمه بخور ونمیر ،پول بسیارکم
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
have other fish to fry
[have better fish to fry]
لقمه چرب تری در نظر داشتن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com