English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (10 milliseconds)
English Persian
smelting ذوب شدگی
Search result with all words
sclerosis سفت شدگی بافتها
sclerosis سخت شدگی
narrowing تنگ شدگی
conglomeration گلوه شدگی
conglomerations گلوه شدگی
offset دوخم شدگی
offsetting دوخم شدگی
diffusion پخش شدگی
congestion جمع شدگی
yielding تسلیم شدگی فلز
polarization قطبی شدگی
sprain رگ برگ شدگی
sprained رگ برگ شدگی
spraining رگ برگ شدگی
sprains رگ برگ شدگی
depression گود شدگی فرودافت
depression گود شدگی
depression کم شدگی
depressions گود شدگی فرودافت
depressions گود شدگی
depressions کم شدگی
expulsion بیرون شدگی
expulsions بیرون شدگی
leakage فاش شدگی
leakages فاش شدگی
contraction جمع شدگی
contractions جمع شدگی
digression پرت شدگی ازموضوع
coupling جفت شدگی
coupling جفت شدگی اتصال درگیری
acceptability قبول شدگی
scarlet سرخ شدگی
dispersion پخش شدگی
erection شق شدگی
erections شق شدگی
choking اب بند شدگی
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
removal جدا شدگی
fixation خیره شدگی تعلق خاطر
fixations خیره شدگی تعلق خاطر
fading محو شدگی
hybridization هیبرید شدگی
cleavage ورقه ورقه شدگی
cleavages ورقه ورقه شدگی
pucker جمع شدگی
puckered جمع شدگی
puckering جمع شدگی
puckers جمع شدگی
condensation جمع شدگی تکاثف
constriction فشار تنگ شدگی
constrictions فشار تنگ شدگی
damnation لعنت شدگی
maladies فاسد شدگی بیماری
malady فاسد شدگی بیماری
neck نخ شدگی
necks نخ شدگی
elongation دراز شدگی
bottling نخ شدگی
blot پاک شدگی
blots پاک شدگی
blotted پاک شدگی
blotting پاک شدگی
petrification سنگ شدگی
shrink انقباض چوروک شدگی
shrinking انقباض چوروک شدگی
shrinks انقباض چوروک شدگی
shrinkage وابست جمع شدگی
shrinkage چروک شدگی
locking قفل شدگی
domesticity زندگانی خانگی رام شدگی
breaking پاره گی قطع شدگی
shortening کوتاه شدگی
hardening سفت شدگی
acceptance test آزمایش کوچک شدگی آزمایش برداشت
accru اجتماع فراهم شدگی
acetification ترش شدگی
arborization شاخه شاخه شدگی
bronchocele بزرگ شدگی
carburization پودر شدگی
coagulation دلمه شدگی
comminution خرد شدگی
concretion سفت شدگی
couplement عمل امتزاج و جفت کردن جفت شدگی
crookedness انحناء و کج شدگی
dc coupling جفت شدگی جریان مستقیم
degree of shrinkage ضریب جمع شدگی
delamination لایه لایه شدگی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
depigmentation بیرنگ شدگی رنگ رفتگی
detruncation کوتاه شدگی
desuetude موقوف شدگی
diffraction broadening پهن شدگی پراشی
diminution کم شدگی تحقیر
dilution رقیق شدگی
dipole dipole coupling جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
disseisin محروم شدگی ازتصرف
distotion factor ضریب کج شدگی
dostortion کج شدگی
edge triggered با رها شدگی لبهای
encephalomalacia نرم شدگی مغز
Other Matches
gelation بسته شدگی سفت شدگی
imminution کم شدگی باریک شدگی
the mast has raked کج شدگی
geniculation خم شدگی
embeddeness حک شدگی
erasure پاک شدگی
expunction پاک شدگی
expurgation پاک شدگی
fixedness تثبیت شدگی
flagginess ول شدگی اویختگی
flocculence قلنبه شدگی
gasification تبخیر شدگی
eviration هذیان زن شدگی
translocation جابجا شدگی
homogenization هم جنس شدگی
recvrvature دولا شدگی
scleriasis سفت شدگی
strobilation باریک شدگی
tight coupling جفت شدگی
turn over واژگون شدگی
encrustation دلمه شدگی
encrustations دلمه شدگی
pairing جفت شدگی
purler پرت شدگی از سر
pulverization خرد شدگی
incalescence گرم شدگی
occlusion جفت شدگی
intensification افزون شدگی
invagination غلاف شدگی
lateral yield له شدگی جانبی
liquescence مایع شدگی
necking باریک شدگی
nigrescence سیاه شدگی
occlusion بسته شدگی
paralysation فلج شدگی
petrifaction سنگ شدگی
puchery جمع شدگی
gelidity بسته شدگی
scleroma سفت شدگی بافتها
scloroderma سفت شدگی پوست
shrinkage coefficient ضریب جمع شدگی
shrinkage stress خستگی جمع شدگی
varicosity گشاد شدگی سیاهرگ
supersession جانشینی لغو شدگی
erasure حک جای پاک شدگی
hyperostosis کلفت شدگی استخوان
hepatization سفت شدگی بافته
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
erethism تحریک شدگی زیاد
malposition جابجا شدگی جنین
enlarged tonsils بزرگ شدگی لوزه ها [پزشکی]
scoliosis کج شدگی تیره پشت ازپهلو
strobilization تشکیل رشته باریک شدگی
shrinkage prevention وسیله جلوگیری از جمع شدگی
incarcerated hernia جمع شدگی کیسه فتق
scrappiness اوراق شدگی ستیزه جویی
hydrargyia or rism مسموم شدگی از جیوه ناخوشی سیمابی
senile keratosis کلفت شدگی پوست درنتیجه پیری
individuation تک شدگی تشخیص فرد در جمع شخصیت
budding تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
self insurance بیمه شدگی توسط خویشتن بیمه شدن پیش خود
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
hyprostosis رویش غیر طبیعی استخوان کلفت شدگی استخوان برامدگی استخوان
shoulders [اصطلاحا جمع شدگی یا کیس شدن فرش در یک قسمت از آن می باشد که یا در اثر ترافیک و یا قرار دادن نامناسب مبلمان بوجود می آید. در صورتی که برآمدگی فرش برطرف نشود به الیاف آسیب زیادی می رسد و پاره می شود.]
wrick برگ برگ شدگی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com