English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 41 (5 milliseconds)
English Persian
technician ذیفن کارشناس فنی
technicians ذیفن کارشناس فنی
Other Matches
analyst کارشناس
analysts کارشناس
judge کارشناس
judged کارشناس
judges کارشناس
judging کارشناس
experts کارشناس
au fait کارشناس
connoisseur کارشناس
expert کارشناس
electric engineer کارشناس برق
electronic engineer کارشناس الکترونیک
volcanist کارشناس اتشفشانی
expert متخصص کارشناس
qualified کارشناس موصوف
actuary کارشناس بیمه
experts متخصص کارشناس
actuaries کارشناس بیمه
critics کارشناس خبره
critic کارشناس خبره
technologist کارشناس تکنولوژیست
educationist کارشناس اموزش و پرورش
educationalists کارشناس اموزش و پرورش
educationalist کارشناس اموزش و پرورش
zoogeographer کارشناس جغرافیای حیوانی
educationists کارشناس اموزش و پرورش
skilled witness کارشناس اهل خبره
adjuster کارشناس در خسارت بیمه
he posed as an expert خود را کارشناس وانمودکردن
acoustician کارشناس علم اصوات
average stater کارشناس تعیین خسارت بیمه
average adjuster کارشناس تعیین خسارت بیمه
financier کارشناس علم مالیه متخصص مالی
financiers کارشناس علم مالیه متخصص مالی
qualified person شخص واجد شرایط کارشناس متخصص
sanitarian کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
tasters کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
taster کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com