English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
postmistress رئیسه پست خانه
postmistresses رئیسه پست خانه
Search result with all words
ladies رئیسه خانه
lady رئیسه خانه
Other Matches
headmistress رئیسه
presidentess رئیسه
headmistresses رئیسه
chairwoman رئیسه
lady principal رئیسه
manageress رئیسه
administratrix رئیسه
manageresses رئیسه
chairwomen رئیسه
executives هیئت رئیسه
executive هیئت رئیسه
directorates هیئت رئیسه
managing committee هیات رئیسه
directorate هیئت رئیسه
executive commission هیات رئیسه
matriarchs رئیسه خانواده
matriarch رئیسه خانواده
executive committee هیات رئیسه
sovereigns هیات رئیسه
sovereign هیات رئیسه
prioress رئیسه صومعه
officer عضو هیات رئیسه
officers عضو هیات رئیسه
election of the committee انتخابات هیات رئیسه
military body هیئت رئیسه نظامی
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
matronize مانند رئیسه رفتار کردن
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
abbesses رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
abbess رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
garde manger سرد خانه اشپز خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
presidium هیئت عامله دائمی شاغل در دوره فترت هیئت رئیسه
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
houseless بی خانه
roommates هم خانه
roommate هم خانه
tersellated خانه خانه
house خانه
lodge خانه
housed خانه
room خانه
rooms خانه
her house خانه ان زن
houses خانه
domicile خانه
door to door خانه به خانه
domiciles خانه
within doors در خانه
lodged خانه
lodges خانه
homes خانه
shacks خانه
honeycomb خانه خانه
lar خانه
home خانه
pigeon hole خانه
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
materfamilias زن خانه
lares خانه
shack خانه
honeycombs خانه خانه
i was under his roof در خانه
sockets خانه
quarterage خانه
socket خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
alveolate خانه خانه
cell خانه
housing خانه ها
cells خانه
pieds-a-terre خانه
pied-a-terre خانه
houseroom جا در خانه
dwelling خانه
cloisonne خانه خانه
door-to-door خانه به خانه
furnace house خانه
her house خانه اش
checkered خانه خانه
dwellings خانه
double-fronted خانه دو در
cellulated خانه خانه
cellular خانه خانه
domatophobia خانه هراسی
domiciliate خانه مسکن
domicil مقر خانه
keep in در خانه ماندن
kibitka خانه تاتار
coach house کالسکه خانه
armory اسلحه خانه
insectarium حشره خانه
insectary حشره خانه
coach house درشکه خانه
alveolus شش خانه حبابچه
dwelling house خانه مسکونی
dwelling construction خانه سازی
keep house در خانه ماندن
disorderly house فاحشه خانه
disorderly house خانه بدنام
custom house گمرک خانه
convalescent home نقاهت خانه
coffeehouse قهوه خانه
coffee shop قهوه خانه
luft خانه فرار
department وزارت خانه
lupanar فاحشه خانه
dacha خانه ییلاقی
delivery to the home تحویل در خانه
dishouse بی خانه کردن
coffee house قهوه خانه
departments وزارت خانه
door lock کلید خانه
lake0dwelling خانه دریاچهای
active cell خانه کاری
landloper خانه بدوش
landlouper خانه بدوش
lupanar جنده خانه
gynaeceum خانه اندرونی
gambling house قمار خانه
fuse block خانه فیوز
bordel فاحشه خانه
bookbindery صحاف خانه
coffee room خوارک خانه
homemaker خانه دار
freemasons hall فراموش خانه
frater سفره خانه
domiciliary مربوط به خانه
gaming house قمار خانه
home born خانه زاد
butler pantry ابدار خانه
brick yard اجرپز خانه
grummet شاگرد خانه
cabana خانه کوچک
goodwife کدبانوی خانه
camera obscura تاریک خانه
caserne سرباز خانه
chancery دفتر خانه
bindery صحاف خانه
house agent دلال خانه
earth house خانه زیرزمینی
chequer خانه شطرنج
housewifely خانه دار
housewifery خانه دار
hub or hub by خانه دار
husbandman سرپرست خانه
chop house خوراک خانه
baby house عروسک خانه
bawdy house جنده خانه
bawdy house فاحشه خانه
house to get خانه اجارهای
house to let خانه اجارهای
house top بام خانه
house work خانه داری
bell-cote ناقوس خانه
household art فن اداره خانه
homebred خانه پرورده
i wrote home برای خانه
houseproud دلخوش به خانه
colombarium کبوتر خانه
double-pile house خانه دو خوابه
English cottage خانه ویلایی
farm-house خانه رعیتی
hermitage خانه زاهد
out <adv.> بیرون از خانه
checker خانه شطرنج
bangaloid growth خانه ییلاقی
houseroom اتاق خانه
housework کار خانه
loony bin دیوانه خانه
loony bins دیوانه خانه
reading room قرائت خانه
reading rooms قرائت خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com