Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
podesta
رئیس شهرداری در برخی شهرهای ایتالیا
Other Matches
pentarch
رئیس یک شهر از شهرهای پنجگانه
jurat
رئیس شهرداری
conurbations
شهرهای زنجیرهای شهرهای پیوسته
conurbation
شهرهای زنجیرهای شهرهای پیوسته
renumber
خصوصیت برخی زبانهای کامپیوتری که به برنامه نویس امکان اختصاص دادن مقدار جدید به همه یا برخی از شماره خط های برنامه میدهد
walled to wns
شهرهای حصاردار
small-town
وابسته به شهرهای کوچک
casbah
محله بومیهای شهرهای شمالی افریقا
lord high stew of england
رئیس تشریفات تاجگذاری رئیس دادگاه دادرسی
paymaster general
رئیس سررشته داری رئیس کارپردازی
networking
در یک شهر یا شهرهای مختلف که به آنها امکان ردو بدل کردن اطلاعات میدهد
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
public relations officers
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officer
رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
emcee
بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
emcees
بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
Italy
ایتالیا
locarno treaty
ایتالیا
City Hall
شهرداری
municipalities
شهرداری
municipality
شهرداری
quirinal
حکومت ایتالیا
quirinal
دولت ایتالیا
Rome
پایتخت ایتالیا
italiot or ote
مقیم ایتالیا
campo santo
گورستان ایتالیا
municipally
از راه شهرداری
town halls
عمارت شهرداری
burgomaster
اعضای شهرداری
town hall
عمارت شهرداری
guildhall
عمارت شهرداری
municipal
مربوط به شهرداری
municipally
بوسیله شهرداری
municipally
از لحاظ شهرداری
town halls
کاخ شهرداری
dump car
ماشین شهرداری
mayoralty
ریاست شهرداری
mayorship
ریاست شهرداری
municipal budget
بودجه شهرداری
municipal council
انجمن شهرداری
town hall
کاخ شهرداری
municipal court
دادگاه شهرداری
municipal revenue
درامد شهرداری
municipal spending
مخارج شهرداری
City Hall
ساختمان شهرداری
guildhalls
عمارت شهرداری
town council
انجمن شهرداری
sienna
نام شهری در ایتالیا
rubicon
رودی در شمال ایتالیا
tuscan
وابسته بتوسکانی در ایتالیا
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
municipalize
بدست شهرداری دادن
town hall
تالار شهرداری یا فرمانداری
councilman
عضو انجمن شهرداری
dump truck
کامیون زباله بر شهرداری
town clerk
کارمند شهرداری یافرمانداری
town halls
تالار شهرداری یا فرمانداری
municipalist
متخصص درامور شهرداری
piedmont
ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
big five
ایتالیا وژاپن اطلاق میشد
italianism
پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
major-domos
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
cornicione
[قرنیز دیوار در سبک رنسانس ایتالیا]
major domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
e c s c (european coal & steel commissio
فرانسه جمهوری فدرال المان ایتالیا
major-domo
متصدی امور خانوادگی دراسپانیا و ایتالیا
Italian stucco is world famous .
گچ برای ایتالیا شهرت جهانی دارد
qualities
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
quality
تفاوت در شطرنج فرانسه ایتالیا و المان
municipalities
شهریا بخشی که دارای شهرداری است
municipality
شهریا بخشی که دارای شهرداری است
a comparison of the tax systems in Italy and Spain
مقایسه سیستم های مالیاتی در ایتالیا و اسپانیا
scaramouch
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
Analogical architecture
[معماری بومی ایتالیا در سال هزار و نهصد و هفتاد]
scaramouche
دلقک بزدل وکتک خور منایش کودکان ایتالیا
Floreale
[سبک تزئینات منزل در معماری هنر نوی ایتالیا]
borough
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
guild hall
عمارت شهرداری که اصناف یارسته هادران انجمن می کنند
boroughs
شهریاقصبهای که وکیل به مجلس بفرستدیاانجمن شهرداری داشته باشد
gondolas
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
irredentist
طرفدار برگرداندن همه جاهایی که ایتالیایی حرف میزنند به ایتالیا
Italian Villa style
[سبک التقاطی مورد استفاده در قرن نوزدهم بومی ایتالیا]
gondola
نوعی قایق که در کانالهای شهر ونیز ایتالیا معمول است
Cinquecento
[واژه ای که در قرن شانزدهم ایتالیا در هنر و معماری رنسانس بکار می رفته است.]
cretain
برخی
some
برخی
several
برخی از
certain
برخی
western european union
ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
Common Market
بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
High Renaissance
[سبک معماری دوره رنسانس تا تجدد هنری و ادبی ایتالیا در قرن شانزد میلادی]
scundine quid
از برخی جهات
attributing
در برخی سیستم عامل ها
attributes
در برخی سیستم عامل ها
attribute
در برخی سیستم عامل ها
On certain considerations .
طبق برخی ملاحظات
source
خصوصیت برخی bridge ها که
corporations
شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
corporation
شرکت یا بنگاه دارای شخصیت حقوقی هیات اعضا انجمن شهر یا مامورین منتخب شهرداری
ARQ
قابل استفاده در برخی مودم ها
O.K.
در برخی سیستم ها به کار می رود
glue sniffing
بو کردن برخی از انواع چسب
landgravine
لقب برخی از شاهزادگان المانی است
Some friends who shall be nameless.
برخی از دوستان که اسمشان رانمی برم
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
ghosts
نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
herd book
نژادنامه برخی جانوران همچون گاو وخوک
Brits
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
ghost
نشانگر دوم که در برخی برنامه ها استفاده میشود
Brit
نوزاد شاه ماهی و برخی ماهیهای دیگر
printed
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
prints
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
semicolon
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
print
فاهر نوشتن در برخی چاپگرها یا برای متنهای خاص
history
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
G-string
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
ergotism
مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
page of presence
لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
histories
خصوصیت برخی برنامه ها که کارهایی که کاربر انجام داده
G-strings
پارچهی باریک که برخی رقاصههابا آن ستر عورت میکنند
alderman
نام قضات نام مستخدمین شهرداری عضوهیئت قانون گذاری یک شهر
aldermen
نام قضات نام مستخدمین شهرداری عضوهیئت قانون گذاری یک شهر
borrows
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
overseer of the poor
ماموری که رسیدگی به بی نوایان و برخی کارهای دیگریک ناحیه میکند
kinnikinnic
برگ وپوست برخی گیاهان که هندیهای امریکایی بجای تنباکوبکارمیبرند
dowsing rod
چوبی که برخی برانندکه بوسیله ان میتوان باب یافلزات زیرزمین پ
landgrave
لقب برخی از شاهزادگان المانی کنت زمین همان است
Some parent spoil their children .
برخی پدر ومادرها بچه هایشان را لوس بار می آورند
lanugo
کرکی که در روی جنین انسان و برخی جانوران دیده میشود
numeric
حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
knight marshal
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
page of bonour
لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
parish clerk
کشیش یا عامی که متصدی برخی کارهای کلیسای بخش می گرد د
borrow
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
alpha privative
الف سالبه که در سر برخی واژههای انگلیسی نیز درمی اید
s 00 bus
یک وسیله استاندارد اتصال میان برخی ریزکامپیوترها وتجهیزات جانبی
borrowed
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
intuitionalism
عقیده به اینکه برخی حقایق را میتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
IFF
استاندارد نحوه ذخیره سازی داده در Amiga در برخی سیستمهای گرافیکی
propylite
یکجور خاره اتش فشانی که در برخی کانهای سیم خیزیافت میشود
churchwardens
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
churchwarden
هر یک از دو نفر اعضای غیر روحانی که به برخی از امور کلیسا رسیدگی میکنند
gremial
پارچهای که اسقف هنگام اجرای برخی ایین هاروی دامن میاندازد
intuitionism
عقیده به اینکه برخی حقایق رامیتوان مستقیما وبدون استدلال دریافت
colons
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
degradation
اجازه داده به برخی قسمتهای سیستم به کارکردن پس از از بین رفتن یک قسمت
colon
علامت چاپ آنچه نشان دهنده انتهای خط یا دستور در برخی زبانهاست
rapallo treaty
قرارداد یا معاهده راپالو قرارداد دوستی منعقده بین دولتین المان و شوروی به سال 2291 در محل راپالوواقع در ایتالیا
preferentialism
اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
look ahead
عمل برخی CPUها برای بازیابی دستورات و بررسی آنها پیش از اجرا
dollar sign
که رد برخی زبانها برای بیان یک متغیر به عنوان نوع رشته به کار می رود
interchange file format
استانداردی که نحوه ذخیره سازی داده در Amiga و برخی برنامههای گرافیکی را نشان میدهد
ipomoea
حنس نیلوفر پیچ که برخی گیاهان دارویی نیز همچون جلب و جزو ان هستند
orientated
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان ساده برخی مشکلات را میدهد
Medici Mamluk rug
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
mouse
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
mouses
خصوصیت برخی نرم افزارهای درایو mouse که نشانه گر آنرا با سرعت مختلف و طبق سرعتی
users
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
LSD
لیسرجیک اسید دی اتیل آمید
[دارویی توهم زا که در برخی باعث بروز حال عرفانی میشود]
user
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند
fascism
نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
blind dialling
توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
HSSI
اتصالات سری که داده را تا نرخ مگابایت در ثانیه ارسال میکند. که در برخی شبکههای گسترده به کار می رود
MNP
سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
european atomic energy community
جامعه نیروی اتمی اروپا اتحادیه متشکل از بلژیک وفرانسه و المان و ایتالیا ولوگزامبورک و هلند که هدفش ایجاد تسهیلات مختلف در راه بهره برداری ازانرژی اتمی است
tour de france
مسابقه تور دو فرانس بمسافت 0004 کیلومتر در12 روز که دوچرخه سواران از کشورهای فرانسه بلژیک اسپانیا ایتالیا المان و سویس می گذرند و از سال 3091پایه گذاری شده و اغلب مسیرکوهستانی است
plot
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
racism
اعتقادبه برتری برخی نژادها بربعضی دیگر و لزوم توجیه خصوصیات قومی و ملی وفرهنگی بر مبنای معیارهای نژادی
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
plotted
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
plots
توانایی برخی کلمه پردازها برای تولید گراف با چاپ تعدادی حروف نزدیک تبه هم بجای پیکسهای جداگانه .
average clause
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
a dead language
<idiom>
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
sheik
رئیس
presidents
رئیس
mastered
رئیس
masters
رئیس
administers
رئیس
administering
رئیس
administered
رئیس
administer
رئیس
president
رئیس
ruler
رئیس سر
rulers
رئیس سر
chairmen
رئیس
headsman
رئیس
head master
رئیس
head
رئیس
syndic
رئیس
superintendents
رئیس
chairman
رئیس
master
رئیس
provost
رئیس
provosts
رئیس
chief
رئیس
chiefs
رئیس
higher up
رئیس
superintendent
رئیس
warden
رئیس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com