Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (2 milliseconds)
English
Persian
link
رابط
liaison
رابط
liaisons
رابط
interface
رابط
interfaces
رابط
fitting
رابط
adapter
رابط
connective
رابط
connector
رابط
copulative
رابط
go between
رابط
internuncial
رابط
wiring connector
رابط
point of intersection
رابط
Other Matches
principal line
خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
connecting tube
لوله رابط
enlarging adapter
رابط فزاینده
box connector
رابط جعبه
ediswan connector
رابط ادیسوان
edge connector
رابط لبه
centronics interface
رابط موازی
cylinderical fit
رابط استوانهای
serial interface
رابط سری
continuity equation
رابط پیوستگی
connector switch
کلید رابط
connecting rod
میله رابط
connector plug
دوشاخه رابط
connecting cable
کابل رابط
fuse link
رابط فیوز
internuncio
رابط پیک
link chain
زنجیر رابط
lamp connector
رابط لامپ
lead in wire
سیم رابط
liaison officer
افسر رابط
link belt
تسمه رابط
logical connective
رابط منطقی
logical connector
رابط منطقی
parallel interface
رابط موازی
internuncial neuron
نورون رابط
feeder canal
نهر رابط
interneuron
نورون رابط
reducing adaptor
رابط کاهنده
ground liaison
رابط زمینی
reducer
لوله رابط
high fidelity receiver
گیرنده رابط
high line
پل رابط اصلی
push rod
میله رابط
inductor hose
لوله رابط
interface card
کارت رابط
push rod
میل رابط
patch cord
سیم رابط
bent adaptor
رابط خمیده
baying
پل رابط در پل شناور
trunk line
رابط ترانک
journals
شفت رابط
bay
پل رابط در پل شناور
bayed
پل رابط در پل شناور
bays
پل رابط در پل شناور
link
شاخه رابط
standard interface
رابط استاندارد
connections
میلههای رابط
journal
شفت رابط
lead
رابط برق
leads
رابط برق
fuse wire
رابط فیوز
liaised
رابط نظامی بودن
dry cell connector
رابط پیل خشک
machine address
محل یک شی در رابط ه با مبدا
relay post
پست رابط ستون
flared fitting
رابط قیفی شکل
cross-tree
[رابط عرضی دکلها]
expressions
فرمول یا رابط ه ریاضی
liaising
رابط نظامی بودن
expression
فرمول یا رابط ه ریاضی
liaises
رابط نظامی بودن
intervening variable
متغیر فرضی رابط
cross tree
رابط عرضی دکلها
artillery liaison officer
افسر رابط توپخانه
anterior commissure
بافت رابط قدامی
apple desktop interface
رابط رومیزی اپل
air liaison officer
افسر رابط هوایی
cell connector
رابط پیل باتری
commissure
بافت عصبی رابط
test lead
رابط برق ازمایش
commissural fibres
رشتههای عصبی رابط
command liaison
شبکه رابط یکان
liaise
رابط نظامی بودن
switch position
موضع رابط دفاعی
battery connector
رابط پیل باتری
crawl trench
خطوط رابط سنگرها
command liaison
افسر رابط فرماندهی
triatic stay
بکسل رابط ناو
api
رابط یامیانجی برنامه کاربردی
interfaces
وصل کردن از طریق رابط
to catch the connection
وسیله نقلیه رابط را گرفتن
programmable communications interface
رابط مخابراتی برنامه پذیر
commissurotomy
برداشتن بافت عصبی رابط
interface
وصل کردن از طریق رابط
air transport liaison officer
افسر رابط ترابری هوایی
application program interface
میانجی یا رابط برنامه کاربردی
ditches
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditch
گودال سنگر رابط خندق کندن
sbc
RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
cylinderical limit gage
دستگاه اندازه گیر رابط استوانهای
crawl trench
سنگرهای رابط بین خطوط مواضع
floating
محل مخصوص در رابط ه با آدرس مرجع
ditched
گودال سنگر رابط خندق کندن
cross bleed
سیستم نیوماتیکی رابط بین موتورها
logical connective
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
logical operators
رابط های منطقی
[ریاضی]
[زبان شناسی]
I missed the connection.
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
venn diagram
نمایش گرافیکی رابط ه بین وضعیتهای سیستم یا مدار
relations between load, shear and moment
رابط بین بار و نیروی برشی و لنگر خمشی
interface human machine interface
امکانات بهبود رابط ه بین کاربرد و سیستم کامپیوتری
relative
محل مشخص در رابط ه با یک مرجع یا آدرس مربوطه پایه
eia interface
یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
functions
لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
relational database
پرش پایگاه داده که حاوی عملگرهای رابط های است
functioned
لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
line haul
خط رابط بین کلماتی که نصف ان در سطر بعد واقع شده
function
لیستی که رابط ه بین دو مجموعه دستورات یا داده را بیان میکند
ccitt v.
در ارتباطات داده سری ای ازاستانداردها است که خصوصیات رابط را توصیف میکند
graphs
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
tac log group
گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
graph
نمودار نمایش رابط ه بین دو یا چند متغیر به صورت خط یا مجموعهای نقاط
crankpin
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
quick disconnect
نوعی رابط الکتریکی که دونیمه منطبق شونده اش بطورسریع باز و بسته میشود
presentation manager
تهیه شده است IB , icrosoftیک میانجی رابط نگارهای ورابط برنامه نویسی کاربردی
decision
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
privilege
وضعیت کاربرد در رابط ه با نوع برنامه که اجرا میکند ومنابعی که میتواند استفاده کند
decisions
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
tables
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabled
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
tabling
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
table
ساختاری که نحوه اتصال رکوردها و داده ها را به صورت رابط ه بین سط رها و ستونهای جدول نشان میدهد
phenolic epoxy
خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
ground liaison
گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
idle wheel
دنده چرخ رابط بین دو چرخ
flattest
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
flat
برنامه پایگاه داده که به دادههای رابط های اجازه نمیدهند. و فقط اجازه ذخیره داده در یک فایل میدهد
relay post
پست رابط پست واسطه
fuse unit
رابط فیوز نگهدارنده فیوز
privates
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
action
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
actions
حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
private
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
cut out
وسیله ارتباط بااعضای سازمانهای زیرزمینی رابط یا واسطه ارتباط باسازمانهای زیرزمینی
keyword
1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
flash tube
لوله حامل جرقه چاشنی لوله رابط چاشنی با خرج انفجار
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
rs c
استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com