English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (9 milliseconds)
English Persian
stress strain relation رابطه تنش- کرنش
Other Matches
psychomancy رابطه با روح رابطه ارواح باهم
equation of exchange همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
strain کرنش
kow-towed کرنش
kow-tow کرنش
kow-tows کرنش
kow-towing کرنش
obeisances کرنش
conge کرنش
obeisance کرنش
strains کرنش
distortion کرنش زاویهای
kow-tows کرنش کردن
kow-towed کرنش کردن
kow-tow کرنش کردن
angle strain کرنش زاویهای
strain energy انرژی کرنش
front strain کرنش پیچشی
kow-towing کرنش کردن
distortions کرنش زاویهای
nexus رابطه رابطه داخلی
ring strain theory نظریه کرنش- کشیدگی حلقه
baeyer strain theory نظریه کرنش- کشیدگی بایر
I am done with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am [have] finished with you. رابطه بین من و تو تمام شد! [رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
homager تجلیل کننده کرنش کننده
contingence رابطه
relationship رابطه
correlation رابطه
equations رابطه
equation رابطه
linkages رابطه
respect رابطه
bond رابطه
relevancy رابطه
relationships رابطه
linkage رابطه
respects رابطه
relation رابطه
relevance رابطه
connection رابطه
connexions رابطه
functional relationship رابطه تابعی
mil relation رابطه میلیم
mil relation رابطه میلیمی
definitional equation رابطه تعریفی
mil formula رابطه میلیمی
linear relationship رابطه خطی
lead lag relation رابطه سبقت
relationship رابطه [ریاضی]
interrelation رابطه متقابل
flow formula رابطه جریان
incommunicable بدون رابطه
equivalence relation رابطه هم ارزی
functional relation رابطه تابعی
fiduciary relationship رابطه امانی
monotonic relation رابطه همسو
preattunement هم کوکی [رابطه ای]
preattunement هم آهنگی [رابطه ای]
symbiotic relation رابطه همزیستی
preattunement وفق [رابطه ای]
mutual relationship رابطه متقابل
negative relation رابطه منفی
negative relation رابطه معکوس
positive relation رابطه مستقیم
positive relation رابطه مثبت
privity of contract رابطه متعاقدین
relation learning رابطه اموزی
relations of production رابطه تولید
sonship رابطه فرزندی
de broglie relation رابطه دوبروی
trade off رابطه جایگزینی
liaising رابطه داشتن
lesbianism رابطه جنسی زن با زن
liaises رابطه داشتن
arithmetic relation رابطه حسابی
interrelationships رابطه متقابل
binary relation رابطه دوتایی
interrelationship رابطه متقابل
bode's relation رابطه بود
correspond رابطه داشتن
corresponded رابطه داشتن
trade-off رابطه جایگزینی
trade-offs رابطه جایگزینی
transitive رابطه مجازی
transitive رابطه غیرمستقیم
correlation ضریب رابطه
liaised رابطه داشتن
liaise رابطه داشتن
corresponds رابطه داشتن
cash nexus رابطه نقدی
commutation relation رابطه جابجایی
contractual relationship رابطه قراردادی
liaison رابطه نامشروع
ties رابطه برابری
liaison بستگی رابطه
causal relationship رابطه علی
relation رابطه نسبت
liaisons بستگی رابطه
terms of trade رابطه مبادله
causal link رابطه سببیت
liaisons رابطه نامشروع
tie رابطه برابری
This does not apply to . . . در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
oral intercourse رابطه جنسی دهانی
wealth saving relationship رابطه ثروت و پس انداز
coheres رابطه خویشی داشتن
break away قطع رابطه کردن
to make a connection رابطه ای برقرار کردن
recurrence relation [RR] رابطه بازگشتی [ریاضی]
cohere رابطه خویشی داشتن
cohered رابطه خویشی داشتن
difference equation رابطه بازگشتی [ریاضی]
cohering رابطه خویشی داشتن
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
price system نسبت و رابطه قیمتها با هم
cohabiting رابطه جنسی داشتن
cohabits رابطه جنسی داشتن
cause and effect relationship رابطه علت و معلولی
mass energy relation رابطه جرم و انرژی
input output relation رابطه ورودی- خروجی
parent child relationship رابطه پدر و پسر
sexual intercourse رابطه جنسی مجامعت
cohabited رابطه جنسی داشتن
denouncement اعلان قطع رابطه
cohabit رابطه جنسی داشتن
intimacy رابطه نامشروع جنسی
disconnection قطع نداشتن رابطه
causality رابطه بین علت ومعلول
average marginal relationship رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
creation of contractual tie انشاء ایجاد رابطه قراردادی
mil rule قانون مربوط به رابطه میلیمی
to correspond with رابطه [نامه نگاری] داشتن با
thermoelectric وابسته به رابطه برق وحرارت
causal nexus رابطه میان علت و معلول
habit روش طرز رشد رابطه
habits روش طرز رشد رابطه
filiation نسل رابطه پدر و فرزندی
fisher equation این رابطه عبارت است از :
to discontinue relations [with somone] رابطه قطع کردن [با کسی]
divisibility relation رابطه بخش پذیری [ریاضی]
faulty connection رابطه اشتباه [الکترونیک مهندسی برق]
neutral technology تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
to be together with somebody با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
intercommunication رابطه یا مخابره بین چند مرکز
to have connections رابطه داشتن [با مردم برای هدفی]
trade off between inflation and رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
to pull strings از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
subcontrariety رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
sugar daddy مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
to make friends [to make connections] رابطه پیدا کردن [با مردم برای هدفی]
sugar daddies مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
to push for an answer [in reference to something] برای پاسخ فشار آوردن [در رابطه با چیزی]
aerodynamic shape شکل یک جسم در رابطه باجریان هوا در اطراف ان
compatible زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
hypotaxis رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
to make [commit] a faux pas اشتباه اجتماعی کردن [در رابطه با رفتار بین مردم]
fornication رابطه جنسی [قبل از] بیرون از ازدواج [دین] [حقوق]
geocoding روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
phenology مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
I give the programme zero [nought] out of ten for reality. من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
pareto distribution در حقیقت بیانگر توزیع درامد است که بر اساس ان رابطه بین درامدشخصی و جمعیت در ان بررسی میشود
phillips curve شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
supply price of capital قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
coupling نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
bionomics زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
parts explosion رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
stormbound قطع رابطه شده در اثر توفان توفان زده
immanentism نظریه فسلفی که معتقد است رابطه میان خدا و فکر و روح و دنیا رابطهای ذاتی است
uberrima fides صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
to pair somebody off [up] with somebody کسی را با کسی دیگر زوج کردن [برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر] [همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
wagners law براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
communication link رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
phillips curve منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
primary key [کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
okuns law براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com