Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (14 milliseconds)
English
Persian
correspond
رابطه داشتن
corresponded
رابطه داشتن
corresponds
رابطه داشتن
liaise
رابطه داشتن
liaised
رابطه داشتن
liaises
رابطه داشتن
liaising
رابطه داشتن
to have connections
رابطه داشتن
[با مردم برای هدفی]
Search result with all words
cohere
رابطه خویشی داشتن
cohered
رابطه خویشی داشتن
coheres
رابطه خویشی داشتن
cohering
رابطه خویشی داشتن
cohabit
رابطه جنسی داشتن
cohabited
رابطه جنسی داشتن
cohabiting
رابطه جنسی داشتن
cohabits
رابطه جنسی داشتن
to correspond with
رابطه
[نامه نگاری]
داشتن با
to be together with somebody
با کسی بودن و رابطه جنسی داشتن
Other Matches
psychomancy
رابطه با روح رابطه ارواح باهم
equation of exchange
همچنین نگاه کنید به "رابطه فیشر "معادله مبادلات بیان رابطه بین حجم پول در گردش سرعت گردش پول
nexus
رابطه رابطه داخلی
I am done with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
I am
[have]
finished with you.
رابطه بین من و تو تمام شد!
[رابطه بین دوست پسر و دوست دختر]
long
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn
<idiom>
بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
long-
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up
از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down
زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
connexions
رابطه
connection
رابطه
respect
رابطه
relevance
رابطه
respects
رابطه
relationships
رابطه
relationship
رابطه
relevancy
رابطه
equations
رابطه
relation
رابطه
correlation
رابطه
contingence
رابطه
bond
رابطه
linkage
رابطه
linkages
رابطه
equation
رابطه
commutation relation
رابطه جابجایی
lesbianism
رابطه جنسی زن با زن
negative relation
رابطه معکوس
fiduciary relationship
رابطه امانی
arithmetic relation
رابطه حسابی
terms of trade
رابطه مبادله
trade off
رابطه جایگزینی
trade-off
رابطه جایگزینی
causal relationship
رابطه علی
mil relation
رابطه میلیم
trade-offs
رابطه جایگزینی
causal link
رابطه سببیت
relations of production
رابطه تولید
negative relation
رابطه منفی
interrelation
رابطه متقابل
relationship
رابطه
[ریاضی]
relation
رابطه نسبت
monotonic relation
رابطه همسو
mutual relationship
رابطه متقابل
positive relation
رابطه مثبت
positive relation
رابطه مستقیم
privity of contract
رابطه متعاقدین
definitional equation
رابطه تعریفی
equivalence relation
رابطه هم ارزی
contractual relationship
رابطه قراردادی
transitive
رابطه مجازی
liaisons
بستگی رابطه
transitive
رابطه غیرمستقیم
de broglie relation
رابطه دوبروی
relation learning
رابطه اموزی
functional relation
رابطه تابعی
linear relationship
رابطه خطی
liaisons
رابطه نامشروع
preattunement
هم آهنگی
[رابطه ای]
functional relationship
رابطه تابعی
ties
رابطه برابری
tie
رابطه برابری
correlation
ضریب رابطه
interrelationships
رابطه متقابل
preattunement
هم کوکی
[رابطه ای]
interrelationship
رابطه متقابل
liaison
بستگی رابطه
liaison
رابطه نامشروع
preattunement
وفق
[رابطه ای]
cash nexus
رابطه نقدی
mil relation
رابطه میلیمی
flow formula
رابطه جریان
incommunicable
بدون رابطه
bode's relation
رابطه بود
sonship
رابطه فرزندی
lead lag relation
رابطه سبقت
symbiotic relation
رابطه همزیستی
mil formula
رابطه میلیمی
binary relation
رابطه دوتایی
mass energy relation
رابطه جرم و انرژی
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
intimacy
رابطه نامشروع جنسی
parent child relationship
رابطه پدر و پسر
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
cause and effect relationship
رابطه علت و معلولی
stress strain relation
رابطه تنش- کرنش
recurrence relation
[RR]
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
difference equation
رابطه بازگشتی
[ریاضی]
break away
قطع رابطه کردن
oral intercourse
رابطه جنسی دهانی
to make a connection
رابطه ای برقرار کردن
disconnection
قطع نداشتن رابطه
price system
نسبت و رابطه قیمتها با هم
denouncement
اعلان قطع رابطه
This does not apply to . . .
در رابطه با . . . کاربرد ندارد.
sexual intercourse
رابطه جنسی مجامعت
input output relation
رابطه ورودی- خروجی
average marginal relationship
رابطه مفاهیم متوسط ونهائی
filiation
نسل رابطه پدر و فرزندی
causality
رابطه بین علت ومعلول
divisibility relation
رابطه بخش پذیری
[ریاضی]
fisher equation
این رابطه عبارت است از :
causal nexus
رابطه میان علت و معلول
creation of contractual tie
انشاء ایجاد رابطه قراردادی
mil rule
قانون مربوط به رابطه میلیمی
habits
روش طرز رشد رابطه
to discontinue relations
[with somone]
رابطه قطع کردن
[با کسی]
habit
روش طرز رشد رابطه
thermoelectric
وابسته به رابطه برق وحرارت
differs
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hopes
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoping
انتظار داشتن ارزو داشتن
reside
اقامت داشتن مسکن داشتن
cost
قیمت داشتن ارزش داشتن
proffer
تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhors
بیم داشتن از ترس داشتن از
hope
انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped
انتظار داشتن ارزو داشتن
differing
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differed
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differ
اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorred
بیم داشتن از ترس داشتن از
proffering
تقدیم داشتن عرضه داشتن
meanest
مقصود داشتن هدف داشتن
proffers
تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorring
بیم داشتن از ترس داشتن از
proffered
تقدیم داشتن عرضه داشتن
to have by heart
ازحفظ داشتن درسینه داشتن
meaner
مقصود داشتن هدف داشتن
resides
اقامت داشتن مسکن داشتن
mean
مقصود داشتن هدف داشتن
resided
اقامت داشتن مسکن داشتن
faulty connection
رابطه اشتباه
[الکترونیک مهندسی برق]
neutral technology
تکنولوژی بی طرف در رابطه با عوامل تولید
trade off between inflation and
رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری
intercommunication
رابطه یا مخابره بین چند مرکز
to pull strings
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
to push for an answer
[in reference to something]
برای پاسخ فشار آوردن
[در رابطه با چیزی]
to make friends
[to make connections]
رابطه پیدا کردن
[با مردم برای هدفی]
sugar daddy
مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
subcontrariety
رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
sugar daddies
مرد مسن و پولدار که با زن جوانتر رابطه دارد
aerodynamic shape
شکل یک جسم در رابطه باجریان هوا در اطراف ان
to make
[commit]
a faux pas
اشتباه اجتماعی کردن
[در رابطه با رفتار بین مردم]
fornication
رابطه جنسی
[قبل از]
بیرون از ازدواج
[دین]
[حقوق]
compatible
زیردستگاهی که در رابطه باکل دستگاه عملکرد مناسبی دارد
hypotaxis
رابطه ترکیبی یا صرف ونحوی کلمه اصلی بامشتقاتش
upkeep
بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
phenology
مبحث رابطه بین اب وهواوتغییرات حاصله در پدیدههای زیست شناسی
geocoding
روش تهیه یک صفحه گرافیکی اطلاعات در رابطه با یک ناحیه جغرافیایی
I give the programme zero
[nought]
out of ten for reality.
من به این برنامه در رابطه با حقیقی بودنش از ده امتیاز صفر را می دهم.
to pick up somebody
[to find sexual partners]
بلند کردن کسی
[زنی]
[برای رابطه جنسی]
[اصطلاح روزمره]
pareto distribution
در حقیقت بیانگر توزیع درامد است که بر اساس ان رابطه بین درامدشخصی و جمعیت در ان بررسی میشود
isolationism
سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
phillips curve
شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
to have something in reserve
چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life
<idiom>
زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
relative income hypothesis
بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
supply price of capital
قیمت عرضه سرمایه اصطلاح کینز در رابطه باهزینه سرمایه گذاری
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
bionomics
زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
parts explosion
رسم تمام قطعات تشکیل دهنده یک مجموعه که رابطه قطعات با یکدیگر را نشان میدهد
stormbound
قطع رابطه شده در اثر توفان توفان زده
immanentism
نظریه فسلفی که معتقد است رابطه میان خدا و فکر و روح و دنیا رابطهای ذاتی است
to pair somebody off
[up]
with somebody
کسی را با کسی دیگر زوج کردن
[برای ازدواج یا رابطه دوست دختر یا پسر]
[همچنین می تواند لحن منفی داشته باشد]
uberrima fides
صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
wagners law
براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
communication link
رابطه مخابراتی ربط مخابراتی
phillips curve
منحنی است که بر اساس ان رابطه بین نرخ بیکاری و نرخ تورم درانگلستان را نشان میدهد.شکل اولیه این منحنی
primary key
[کلید اصلی، همچنین کلید اولیه نامیده می شود، یک کلید در یک پایگاه داده رابطه ای است که منحصر به فرد برای هر رکورد است.]
okuns law
براساس این قانون رابطه نزدیکی بین تغییرات نرخ بیکاری وافزایش تولید واقعی وجوددارد . اوکان نشان میدهد که در امریکا برای کاهش 1درصد نرخ بیکاری تولیدواقعی باید معادل 3درصدافزایش یابد
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
countershaft
محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
to have f.
تب داشتن
doubt
شک داشتن
having
داشتن
to be in a f.
تب داشتن
to be feverish
تب داشتن
doubts
شک داشتن
intercommon
داشتن
bear
داشتن
bear
در بر داشتن
have
داشتن
bears
داشتن
to hold a meeting
داشتن
bears
در بر داشتن
redolence
بو داشتن
doubting
شک داشتن
doubted
شک داشتن
monogyny
داشتن یک زن
wanted
کم داشتن
lackvt
کم داشتن
possessing
داشتن
to have possession of
داشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com