Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
active sonar
رادار دریایی فعال
Other Matches
loran
رادار مسافت سنج دریایی
chaff
وسایل تولید پارازیت دردستگاه رادار نوارهای منعکس کننده امواج رادار
skin paint
نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
gadgets
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
gadget
نوعی رادار با صفحه رنگی رادار رنگ نما
radar scan
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
railing
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
railings
امواج ضربانی که باعث کورکردن رادار و تولید خطوط موازی ریل مانند روی صفحه رادار میشود
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
active
هدف فعال خط مشی فعال
directional radar prediction
تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
radar prediction
بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
radar return
انعکاس امواج در روی صفحه رادار علایم صفحه رادار
blips
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
blip
نقاط درخشان روی صفحه رادار علامت روشنی که نشانه تعقیب امواج روی لامپ صفحه رادار است
radar comouflage
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
trapping
اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
radar tracking
تعقیب به وسیله رادار ردیابی هدفها به وسیله رادار
crystal balls
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
crystal ball
گنبد انتن رادار انتن صفحه تصویر رادار
guided propagation
تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
clattering
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
radar discrimination
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
midshipman
افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic
درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
running lights
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kites
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officer
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite
کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography
تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
petty officers
معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
pilot chart
نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
chine
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
radar locating
تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
sea cucumber
حلزون دریایی از جنس راب دریایی
sea mark
راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
stadimeter
مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
sea power
قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner
ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
marine
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marines
تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
naval activity
تاسیسات دریایی قسمت دریایی
tern
پرستوک دریایی چلچله دریایی
terns
پرستوک دریایی چلچله دریایی
task unit
نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director
وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
summary areas
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists
کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
maritime
ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
rear commodore
سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
bureau of naval personnel
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
naval aviation
قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator
برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
convoy commodore
فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps
نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire
تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
radar
رادار
radar man
متصدی رادار
crystal balls
انتن رادار
radar engineering
مهندسی رادار
radar equipment
تجهیزات رادار
radar installation
تاسیسات رادار
radar location
موقعیت رادار
aircraft gun laying
رادار هواپیما
radar countermeasures
اقدامات ضد رادار
radar boresight
محوریابی رادار
crystal ball
انتن رادار
corner reflector
پریکسوپ رادار
search radar
رادار تجسسی
acquisition radar
رادار هدفیابی
acquisition radar
رادار هدفیاب
sensor
رادار مراقبتی
radar alimeter
فرازیاب رادار
surveillance radar
رادار مراقبتی
sidelooking airborne radar
رادار جانبی
radar beacon
راهنمای رادار
radar beam
پرتو رادار
counter circuit
کنتور رادار
radar
دستگاه رادار
radar scope
صفحه رادار
aerial radar
رادار هوایی
radar ranging
میدان رادار
teleran
رادار تلویزیونی
doppler radar
رادار دوپلر
radome
اطاق رادار
radar trace
علامت رادار
radar trapping
اختلال رادار
agl
رادار هواپیما
radome
برج رادار
radarman
متصدی رادار
radar quardship
نگهبانی رادار
radar operator
متصدی رادار
radar network
شبکه ی رادار
doppler radar
رادار داپلر
convoy schedule
برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
crash locator beacon
برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
convoy routing
تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
radar scan
مراقبت بوسیله رادار
radar measurement
اندازه گیری رادار
seeker
رادار تجسس هدف
sector of search
منطقه تجسس رادار
sector of search
منطقه مراقبت رادار
screening elevation
تراز مانع رادار
radar countermeasures
پیش گیریهای ضد رادار
sbend distortion
لرزش تصویر رادار
radome
گنبد انتن رادار
radar screen
صفحه تصویر رادار
fire control radar
رادار کنترل اتش
raydit
رادار اقیانوس نگار
radar clutter
منطقه کور رادار
radar scope
صفحه دید رادار
radar beacon
برج دیدبانی رادار
radar boresight
تطابق خط دید رادار
radar beacon
برج مراقبت رادار
airborne sensor
رادار مراقبتی هوابرد
sidelooking airborne radar
رادار با دید جانبی
warning radar
رادار هشدار دهنده
acquisition radar
رادار اکتشاف هدف
surveillance radar
رادار تجسس هدف
b scope
صفحه کاتد رادار
echo
برگشت امواج رادار
echoed
برگشت امواج رادار
echoes
برگشت امواج رادار
echoing
برگشت امواج رادار
sidelobe
بیم جانبی رادار
beam width
عرض بیم رادار
light foot
فعال
operational
فعال
active cell
سل فعال
energetic
فعال
commissioned
<adj.>
فعال
efective
فعال
light footed
فعال
active
فعال
go-ahead
فعال
sthenic
فعال
up
فعال
strenuous
فعال
smacker
فعال
snell
فعال
astir
فعال
upping
فعال
upped
فعال
smacking
فعال
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
scanned
یک دور گردش انتن رادار
aspect
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
aspects
رادار مراقبت هوایی و ضدزیردریایی
radar altimetry
ارتفاع سنجی به وسیله رادار
scans
یک دور گردش انتن رادار
radar ranging
تنظیم تیر به وسیله رادار
radar imagery
عکاسی به وسیله امواج رادار
radar echo
علایم روی صفحه رادار
radar clutter
منطقه پوشیده از دید رادار
scan
یک دور گردش انتن رادار
radar prediction
کسب اطلاعات به وسیله رادار
plan position indicator
صفحه رادار ناو یا هواپیما
surface reverbration
امواج برگشتی سطحی رادار
aspect angle
زاویه انحراف مسیرگلوله از رادار
altitude delay
افت ارتفاع امواج رادار
blips
تصویری بر روی صفحه رادار
people sniffer
رادار کشف افراد دشمن
blip
تصویری بر روی صفحه رادار
tactical air navigation
رادار ناوبری تاکتیکی هوایی
clutters
برفک انداختن صفحه رادار
cluttered
برفک انداختن صفحه رادار
clutter
برفک انداختن صفحه رادار
shoran
شورن رادار اب نگار بردکوتاه
aspect change
تغییرمنظر هدف از دید رادار
rawinsonde
دستگاه راوین رادار هواسنجی
azimuth stabilized ppi
صفحه رادار با سمت ثابت
beam width
عرض ستون امواج رادار
clara
منطقه رادار پاک است
unattended ground sensor
رادار مراقبت زمینی خودکار
corner reflector
پریکسوپ تنظیم هدف رادار
helical scanning
بازرسی وتجسس مارپیچی با رادار
out of action
غیر فعال
optically active
فعال نوری
activation barrier
سد فعال سازی
active carbon
کربن فعال
activation
فعال کردن
activator
فعال ساز
active absorption
جذب فعال
active aircraft
هواپیمای فعال
active analysis
تحلیل فعال
activation
فعال سازی
actinic rays
اشعه فعال
active avoidance
اجتناب فعال
active balance
مانده فعال
operating personnel
پرسنل فعال
active area
ناحیه فعال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com