English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (9 milliseconds)
English Persian
carter راننده گاری
Other Matches
schooners گاری سفری گاری روپوش دار
schooner گاری سفری گاری روپوش دار
driver راننده اتومبیل راننده ارابه
drivers راننده اتومبیل راننده ارابه
driver گاری چی
gharry گاری
drayman گاری کش
cart گاری
carted گاری
carting گاری
carts گاری
drivers گاری چی
vans گاری
van گاری
tumbril گاری
dogcart گاری سگ کش
dogcarts گاری سگ کش
dumb waiter گاری تاقچهدار
dumb waiters گاری تاقچهدار
wain گاری واگن
shopping cart گاری خرید
cartwright گاری ساز
tumbrel گیوتین گاری
paracaisson گاری دوچرخ
wainwright گاری ساز
mail cart گاری پست
cartage حمل با گاری
drayman گاری بر چهارچرخه کش
applecart گاری سیب
foot sweep فن اوسوتو گاری
carthorse اسب ارابهو گاری
paracaisson گاری مهمات کش دستی
joltwagon گاری یا ارابه پرتکان
cartage کرایه گاری مکاری
camion گاری کوتاه بی لبه
lorry اتومبیل باری گاری
piety پرهیز گاری خداترسی
lorries اتومبیل باری گاری
pietist وابسته به پرهیز گاری پارسا
cartful انچه دریک گاری جا بگیرد
dray گاری کوتاه بی لبه چهارچرخه بارکشی
tailboard تخته عقب گاری وکامیون برای تخلیه بار
golf cart گاری دوچرخه برای حمل وسایل بازیگران در زمین گلف
to be broken on the wheel روی چرخ گاری مردن [نوعی مجازات اعدام در قرون وسطی]
driving راننده
motor man راننده
pilots راننده
drivers راننده
helmsmen راننده
helmsman راننده
wheelsman راننده
impelent راننده
wheelman راننده
the man at the wheel راننده
pilot راننده
piloted راننده
driver راننده
steersman راننده
truckers راننده کامیون
road hog <idiom> راننده بیابان
hot shoe راننده زبردست
propulsive پیش راننده
motorman راننده موتور
taximan راننده تاکسی
power unit پیش راننده
truckman راننده کامیون
bulldozerer راننده بولدوزر
assistant driver کمک راننده
chauffeuring راننده ماشین
chauffeurs راننده ماشین
locomotive operator [British E] راننده قطار
train operator [American E] راننده قطار
power plants پیش راننده
power plant پیش راننده
cabby راننده تاکسی
cabbies راننده تاکسی
cabbie راننده تاکسی
trucker راننده کامیون
drivers راننده گرداننده
railroad engineer [American E] راننده قطار
locomotive engineer [American E] راننده قطار
driver راننده گرداننده
bus driver راننده اتوبوس
driver's mate شاگرد راننده
drive's seat صندلی راننده
drive's cab اطاق راننده
cabman راننده تاکسی
chauffeured راننده ماشین
chauffeur راننده ماشین
locomotive driver [British E] راننده قطار
train driver راننده قطار
timer وقت نگهدار هر راننده
pilots راننده قایق روی یخ
piloted راننده قایق روی یخ
ambulanceman راننده یا مسئول آمبولانس
pilot راننده قایق روی یخ
timers وقت نگهدار هر راننده
outboarder راننده قایق موتوری
repellent راننده بیزار کننده
catch driver راننده اجیر ارابه
repellents راننده بیزار کننده
hackman راننده درشکه کرایهای
hackney man راننده درشکه کرایهای
pick off رد شدن از راننده دیگر
motor man راننده واگون یالوکوموتیوبرقی
karter راننده اتومبیل کوچک
gondoliers راننده کرجی ونیزی
iceboater راننده قایق روی یخ
gondolier راننده کرجی ونیزی
diver راننده قایق موتوری
provisional driver راننده تازه کار ارابه
pilot خلبان هواپیما راننده کشتی
puntist راننده کرجی نام دارد
piloted خلبان هواپیما راننده کشتی
cockpit محل ناخدا یا سکاندار یا راننده
pilots خلبان هواپیما راننده کشتی
cockpits محل ناخدا یا سکاندار یا راننده
fly man راننده درشکه تک اسبه کرایهای
pole sitter راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
corner crew متصدیان اعلام خطر به راننده در سر پیچ
road hog راننده متجاوز بحقوق سایررانندگان درجاده
unhorse از اسب افتادن یا پیاده شدن اسب را از گاری یا درشگه باز کردن
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
The driver coaxed his bus through the snow. راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
teamster راننده یک جفت حیوان یا دستگاه اسب ودرشکه
set down معلق ساختن سوارکار یا راننده ارابه بخاطر خطا
solocross مسابقه در محوطه پارکینگ برای کشف مهارت راننده
remotely piloted هدایت شونده از راه دور هواپیمای بدون راننده
protest flag پرچم قرمز کوچک بعلامت اعتراض راننده قایق
drafting راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
hit-and-run <idiom> حادثهای که راننده ماشین به بیراهه براند بدون اثری
sidecars جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
sidecar جای اضافی چرخ دار پهلوی راننده موتورسیکلت
predicted log racing مسابقه قایق موتوری باپیشبینی قبلی زمان از طرف راننده
side car جای اضافی چرخ داردرپهلوی راننده موتور سیکلت سایدکار
check string ریسمان درشکه که مسافربوسیله ان راننده رابه ایست کردن اگاهی
fitcall finding پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
understeer تمایل اتومبیل به مستقیم رفتن در سر پیچ بیش ازانتظار راننده
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
driver چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
cab اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
pit board تخته برای دادن اطلاعات لازم به راننده معین در گروه کمکی
drivers چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
cabs اطاقکی که روی بیل مکانیکی برای راننده سوار شده است
trolley گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolleys گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
trolly گاری بارکش اتومبیل بارکش کوتاه
staging light چراغی که به راننده علامت میدهد که چرخهای اتومبیل درست روی خط قرار دارند
running down case دعوی علیه راننده وسیله نقلیه که در نتیجه تصادم باعث جرح یا خسارت شده است
jigger درشکه یک اسبه گاری تک اسبه
warm gas thruster جت پیش راننده متشکل از گازذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن ازنازل گرم شود
droning خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droned خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drones خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
cab جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
cabs جای راننده کامیون جای لوکوموتیوران
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com