Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (6 milliseconds)
English
Persian
depart
راهی شدن
departing
راهی شدن
departs
راهی شدن
fall back
<idiom>
راهی شدن
Search result with all words
interchange
پل چند راهی
interchanged
پل چند راهی
interchanges
پل چند راهی
interchanging
پل چند راهی
go
درصدد بودن راهی شدن
goes
درصدد بودن راهی شدن
dial
راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialed
راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialled
راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dials
راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
foundling
بچه سر راهی
foundlings
بچه سر راهی
foster
بچه سر راهی پرستار
fostered
بچه سر راهی پرستار
fostering
بچه سر راهی پرستار
fosters
بچه سر راهی پرستار
waif
بچه سر راهی
siding
دو راهی
sidings
دو راهی
knee
سه گوشه سه راهی
knees
سه گوشه سه راهی
aberration
کج راهی انحراف
aberration
کج راهی
classification yard line
دو راهی
collecting tee
سه راهی جمع کننده
companion hatchway
راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
dediction of way
هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
distributing tee
سه راهی توزیع کننده
explosive bolt
سه راهی انفجاری
explosive bolt
سه راهی
great divide
دو راهی مرگ و زندگی
n way switch
گزینه N راهی
slideway
راهی که دران سر
socket putty
[بطانه دو راهی لوله]
to fret a passage
راهی رابوسیله سایش بازکردن
to take a course
راهی را پیش گرفتن
way station
ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
y track
سه راهی در خط اهن
jct
چند راهی
non-cooperation
ناسر به راهی
There is always a right way of doing everything.
هرکاری راهی دارد
break fresh ground
<idiom>
از راهی تازه به جایی رسیدن
by hook or by crook
<idiom>
بههر راهی ،به هر طریقی
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
socket
دو راهی لوله
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com