English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 58 (7 milliseconds)
English Persian
abat راه بند درختی
Search result with all words
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
leaf گره آخر در ساختار درختی
arboreal درختی
abatis سد درختی
abattis سد درختی
arboraceous درختی
arboreous درختی
arborization ارایش درختی
basswood لاله درختی
dendriform درختی
dendroidal درختی
fjeld فلات مرتفع وصخره داری که تقریبا هیچ درختی نداشته باشد
hollyhock ختمی درختی
huffman tree درختی با کمترین مقادیر
hyla قورباغه درختی
iguana سوسمار درختی [هرنوع سوسمار بزرگ]
katydid حشره راست بال درختی ازخانواده locustidae
madrone توت فرنگی درختی انگور خرس
madrono توت فرنگی درختی انگور خرس
mayapple درختی از نوع زرشک
minimal tree درختی که گرههای ترمینالی ان مرتب شده تا باعث عملکردبهینه ان درخت شوند
mock orange یاس درختی
syringa یاس درختی
monthly rose خطمی درختی
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
orangoutang میمون درختی برنئوسوماترا
orangutan میمون درختی برنئوسوماترا
ring bark پوست درختی را حلقه ایی بریدن
saddletree لاله درختی
semiarboreal نیمه درختی
seral مربوط به تغییر وسیر تکامل یک منطقه از لم یزرعی بحالت ابادانی وپر درختی
sorrel tree ترشک درختی
sourwood ترشک درختی
strawberry tree توت فرنگی درختی
syrian mallow خطمی درختی
timberline خط مفروضی که بالای ان هیچ درختی رشد نمیکند
to chop dowm a tree درختی را انداختن
to shin up a tree از درختی بالارفتن
to truncate a tree شاخههای درختی را زدن
tree network شبکه درختی
tree sort مرتب کردن درختی
tree structure ساخت درختی
tree traversal تقاطع درختی
treehopper زنجره درختی
understory vegetation گیاهان زیر درختی
wood sorrel ترشک درختی
paradise rug طرح درختی باغ و گل [در این طرح انواع درخت، گل و پرنده زمینه طرح را در بر می گیرند و نمادی از طبیعت بوجود می آورند که گاه به آن طرح بهشتی می گویند.]
pine design طرح درخت کاج [که بیشتر در طرح های بندی خشتی و درختی بکار می رود.]
rose motif نگاره گل رز [در فرش های مختلف ایرانی از انواع گل رز از جمله طرح گل فرنگ، طرح درختی، طرح باغی، طرح گل و بوته استفاده می شود.]
Yggdrasil درختی اسطوره ای
kratom [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
to lop a tree سرشاخه درختی را زدن
to prune a tree سرشاخه درختی را زدن
to lop a tree درختی را آراستن
to prune a tree درختی را آراستن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com