English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (11 milliseconds)
English Persian
taxiway راه تاکسی یا باند تاکسی
Search result with all words
taximan متصدی تاکسی کردن هواپیماها متصدی عبور ومرور هواپیماها روی باند
turn off guidance هدایت هواپیماروی باند تاکسی کردن
Other Matches
Taxi تاکسی
taxicabs تاکسی
cabs تاکسی
shore boat تاکسی اب
taxicab تاکسی
Taxi! تاکسی!
cab تاکسی
taxiing تاکسی خودروی
taxiing تاکسی یا خودروی
cabbies راننده تاکسی
cabbie راننده تاکسی
taxi تاکسی خودروی
taxi تاکسی کردن
taxi تاکسی یا خودروی
taxied تاکسی خودروی
taxiing تاکسی کردن
taxied تاکسی یا خودروی
taxies تاکسی خودروی
taxies تاکسی کردن
cabby راننده تاکسی
taxies تاکسی یا خودروی
taxied تاکسی کردن
shore boat تاکسی ساحلی
taximan راننده تاکسی
cab driver رانندهی تاکسی
cab drivers رانندهی تاکسی
cabstand توقفگاه تاکسی
cabman راننده تاکسی
taxiway مسیر تاکسی کردن
taximeter مسافت نمای تاکسی
taxi stand ماندگاه مجاز تاکسی
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی بگیرم.
minicab اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
taximeter نشان دهنده کرایه تاکسی
minicabs اتومبیل کوچک مخصوص تاکسی
taxiway جاده یا راه تاکسی رو فرودگاه
turn off guidance راهنمای تاکسی کردن هواپیما
Please get me a taxi. لطفا یک تاکسی برایم بگیرید.
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی بگیرم.
The cab neared [approached] 20th Street. تاکسی به خیابان بیستم نزدیک شد.
To pick up a passenger. مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
Where can I get a taxi? کجا میتوانم تاکسی سوار شوم.
Where can I get a taxi? کجا میتوانم یک تاکسی سوار شوم.
taxi stand توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
taxi rank [British E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
cruiser کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
cruisers کشتی یا تاکسی یاکسی که گشت میزند
cabstand [American E] توقفگاه تاکسی [برای انتظار مسافر]
bare base فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
Take this luggage to the taxi, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تاکسی حمل کنید.
Take this luggage to the bus, please. لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
taxiway محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
holding position وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن
approach schedule برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
course light روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
interband transition انتقال باند- باند
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
band باند
bands باند
band width باند
interband باند میانی
bands باند بانداژ
error band باند خطا
hachi maki باند دور سر
guard band باند نگهبان
approach route مسیرفرود به باند
landing strips باند فرود
landing strip باند فرود
wave band باند موج
intermediate band باند میانی
air strip باند فرودگاه
band باند بانداژ
photographic strip باند عکاسی
run way باند فرود
strapping باند پیچی
side band باند کناری
side band ساید باند
airstrip باند فرودگاه
p band باند فرکانس
k band باند فرکانس
j band باند فرکانس
airstrips باند فرودگاه
wideband پهنای باند
Gate ورودی به باند
band width پهنای باند
strip باند فرود
Citizens' Band باند شهروندان
Citizens' Band باند خصوصی
waveband باند موج
wavebands باند موج
broadband پهن باند
broad band باند پهن
broad band پهن باند
baseband باند پایه
runway باند فرودگاه
bandwidth پهنای باند
runway باند پرواز
runways باند فرودگاه
frequency band باند فرکانس
frequency band باند بسامد
x band باند فرکانس
x band باند- ایکس
energy band باند انرژی
runways باند پرواز
approach line خط تقرب به باند
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
wideband channel کانال پهن باند
wideband channel مجرای پهن باند
nominal bandwidth پهنای باند نامی
bleeding باند تداخل امواج
image band باند فرکانس تصویر
air strip باند فرود یاپرواز
broadband antenna انتن با باند گسترده
approach end ابتدای باند فرود
approach route مسیر تقرب به باند
frequency band width پهنای باند فرکانس
frequency band compression تراکم باند فرکانس
band switch کلید تغییر باند
broadband amplifier فزونساز باند گسترده
broadband exchange تعویض پهن باند
broadband channel کانال پهن باند
launching pads باند پرتاب موشک
broadband channel مجرای پهنای باند
narrowband پهنای باند باریک
modulation handwidth پهنای باند مدولاسیون
mine strip باند مین گذاری
memory bandwidth پهنای باند حافظه
long wave band باند موج بلند
launching pad باند پرتاب موشک
interband telegraphy تلگراف باند میانی
landing mat باند فرود اضطراری
aperiodic antenna انتن با باند گسترده
overshooting فرودسایشی هواپیما روی باند
overshoot فرودسایشی هواپیما روی باند
band pass filter circuit مدار صافی باند پاس
band change switch کلید تغییر باند فرکانس
intermediate frequency band filter صافی باند فرکانس میانی
overshoots فرودسایشی هواپیما روی باند
vestigial sideband transmission پخش باند جانبی مانده
asymmetrical sideband transmission پخش باند جانبی مانده
approach time زمان نزدیک شدن به باند
roll out دویدن هواپیما روی باند
impluse bandwith پهنای باند ضربه جریان
interband recombination ترکیب مجدد باند میانی
full beam spread باند کامل روشن کننده
input output bandwidth پهنای باند ورودی- خروجی
taxiing حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxies حرکت هواپیماها روی باند فرود
gantlope باند برای دست دعوت به مارزه
gantelope باند برای دست دعوت به مبارزه
taxied حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxi حرکت هواپیماها روی باند فرود
strip alert اماده باش روی باند فرود
heliports باند فرود و پرواز هلی کوپتر
heliport باند فرود و پرواز هلی کوپتر
angle of departure زاویه صعود هواپیما از روی باند
landing strips باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
landing strip باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
strip نوار مین گذاری باند فرود موقتی
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
strap باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
straps باند پیچی یا تسمه کشی کردن بارها
traffic control کنترل امد و رفت درجاده یا باند پرواز
arresting barrier چتر کم کننده سرعت هواپیمادر روی باند
aggregate کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregates کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
baseband مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
base band مدار ارتباطی که سیگنالهای محدود را در باند پایه ارسال کند
aldis lmap چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
in band signalling ارسال داده که سیگنال حمل آن در پهنای باند کابل یا رسانه ارسالی است
baseband روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
base band روش ارسال که در آن کل پهنای باند کابل استفاده میشود و سیگنال داده تقسیم نمیشود. مثل اینترنت
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
fractional اختصاص بخشهای مختلف پهنای باند به سیگنالها یا مشتریان مختلف
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
stream takeoff حالت موجی هواپیماها درحال برخاستن پشت سر هم پرواز از روی باند به صورت موج پشت سر هم
G. استاندارد در چند رسانهای و مستقیم مخابرات برای موضوع سیگنال صوتی با پهنای باند a کیلوهرتز که روی کانال ای با فرفیت a کیلوبایت در ثانیه ارسال میشود
teleran system نوعی سیستم ناوبری که بااستفاده از رادارهای زمینی و سیستم تلویزیونی هواپیماهای سرگردان دراطراف محوطه فرودگاه را به باند هدایت میکند
runway راه پرواز باند پرواز
runways راه پرواز باند پرواز
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
ground readiness اماده باش در روی زمین اماده بودن هواپیماها درروی باند اماده باش زمینی
cell relay روش ارسال بستههای اطلاعاتی روی یک شبکه باند وسیع مثل roadband ISDN مثلاگ سیسیتم ATM داده را با حرکت خانههای داده بین گره ها در یک شبکه گسترده منتقل میکند
approach نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
fibre distributed data interface II استاندارد ANSI پیشرفته برای شبکههای سریع که از کابل فیبر نوری استفاده میکند و نرخ ارسال داده مگابایت در ثانیه است . ولی میتواند بخشی از پهنای باند را به کانال آنالوگ کیلو بیت در ثانیه برای داده صوتی یا تصویری اختصاص دهد
fibres که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com