English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (10 milliseconds)
English Persian
outage راه خروج
outages راه خروج
debouch راه خروج
Search result with all words
overrun هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overrunning هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
overruns هنگامی که داده در حال ورودیا خروج از یک واحد بدون کنترل بوده و برنامه فعالیتی را اغاز میکند که نیازمندفرفیت کانال بیشتری میباشد
exit خروج
exit خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
exits خروج
exits خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
infinite حلقهای که خروج ندارد.
jet خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jets خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
blowing خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
outlet مجرای خروج
outlets مجرای خروج
marketing بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
propulsion خروج
emission صدور خروج
emission خروج
emissions صدور خروج
emissions خروج
gangway محل ورود و خروج از ناو
gangways محل ورود و خروج از ناو
eccentricities خروج از مرکزیت
eccentricities خروج از مرکز
eccentricities گریز یا خروج از مرکز
eccentricity خروج از مرکزیت
eccentricity خروج از مرکز
eccentricity گریز یا خروج از مرکز
blast ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
blasts ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
shell برنامه خروج موقت
shelling برنامه خروج موقت
shells برنامه خروج موقت
valve دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valves دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
exhaust خروج
exhaust خروج گاز یابخار
exhaust تخلیه کردن خروج
exhausts خروج
exhausts خروج گاز یابخار
exhausts تخلیه کردن خروج
spurt خروج ناگهانی
spurted خروج ناگهانی
spurting خروج ناگهانی
spurts خروج ناگهانی
exodus خروج
ejaculate خروج منی
ejaculated خروج منی
ejaculates خروج منی
ejaculating خروج منی
device که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
devices که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
angle of emergence زاویه خروج
bifuel propulsion سیستم خروج گاز با فشارحاصله از دو نوع سوخت سیستم جت دو سوختی
blow out خروج ناگهانی
blowdown خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
capital outflow خروج سرمایه
out flow of capital خروج سرمایه
choke ring حلقه مانع خروج گاز
clear air turbulence اشفتگی در اسمان فاقد ابر که معمولا در ارتفاعات بالا وهمراه با تغییر سرعت درنزدیکی مسیر خروج گازهامیباشد
clearance outwards مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
clearance outwards مجوز خروج کشتی
clearance papers اسناد خروج کشتی از بندر
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
cyclotron دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
debouchment خروج ازتنگنا
defecation خروج مدفوع
deffered entry ورود به یک زیربرنامه که نتیجه خروج غیر مترقبه ازبرنامه میباشد که کنترل به ان منتقل شده است
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
dump valve شیر خروج
eccentricity of the load خروج از مرکزیت بار
egress خروج
egression خروج
electron affinity انرژی خروج
emergency exit خروج اضطراری
emersion خروج
exeat اجازهء خروج
exhaust pipe لوله خروج بخار یا دود
exhaust valve شیر خروج
exhaust velosity سرعت خروج
exit point نقطه خروج
exit road راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
exophthalmos خروج تخم چشم
extravasattion خروج ازمجرای طبیعی ریزش خون وغیره درانساج بدن
fifo خروج به ترتیب ورود
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
gas tight مانع خروج گاز
i/o دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
ingress and egress دخول و خروج
inner work function انرژی خروج درونی
jet propulsion جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
last in , first out اولین خروج از اخرین ورود فروش کالا از اخرین دسته کالای خریداری شده
leakage or breakage خروج
Other Matches
outgo خروج
prolapsus خروج
prolapse of the uterus خروج سیبک
order off the field حکم خروج
light spill خروج نور
log off خروج از سیستم
log out خروج از سیستم
logout خروج از سیستم
order off حکم خروج
emergency exit در خروج اضطراری
work function انرژی خروج
transpiration خروج نفوذ
spermatism خروج منی
steam tight مانع خروج بخار
out flow of labor خروج نیروی کار
outer work function انرژی خروج بیرونی
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
Where is the emergency exit? در خروج اضطراری کجاست؟
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
obturator الات مانع خروج گاز
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
trap house محل خروج هدفهای متحرک
ne exeat regno دستور عدم خروج از مملکت
to shut in تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
spermatorrhoea خروج منی بدون اراده احتلام
muzzle energy نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
lithotomy برش مثانه برای خروج سنگ
port of exit مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
to take off one رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
photoemission خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
turbostarter استارتر موتوراصلی که توسط توربینی میچرخد که خودتوسط خروج گاز به حرکت درامده
timeout 1-تابع خروج روی ترمینال -On line وقتی هیچ دادهای وارد نشود.2-مدت زمان یک عمل
mediastinal emphsema اسیب رسیدن به قلب و ریه درموقع خروج هوا از ریه
muzzle energy انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
locked in ناتوانی موج سوار در خروج از موج
period of concentration در یک حوزه ابریز رودخانه مدت زمانی که یک قطره اب از ابتدای حوزه تا خروج از حوزه را
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com