Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (5 milliseconds)
English
Persian
trudge
راه پیمایی بازحمت
trudged
راه پیمایی بازحمت
trudges
راه پیمایی بازحمت
trudging
راه پیمایی بازحمت
Other Matches
onerously
بارنج بازحمت
gun for something
<idiom>
بازحمت بدست آوردن
put over
بازحمت بانجام رساندن
plod
بازحمت کاری را انجام دادن
plodding
بازحمت کاری را انجام دادن
plods
بازحمت کاری را انجام دادن
plodded
بازحمت کاری را انجام دادن
sweat out
بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
measurement ofland
زمین پیمایی
stereometry
گنج پیمایی
odometry
مسافت پیمایی
measuring rod
گز زمین پیمایی
gunters chain
زنجیرزمین پیمایی
hypsometry
بلندی پیمایی
levelling rod
زمین پیمایی
marching
راه پیمایی
marched
راه پیمایی
surveying
زمین پیمایی
perambulation
زمین پیمایی
march
راه پیمایی
marches
راه پیمایی
mountaineer
کوه پیمایی کردن
surveys
زمین پیمایی مساحی
mountaineers
کوه پیمایی کردن
surveyed
زمین پیمایی مساحی
forced marching
راه پیمایی اجباری
fathoms
عمق پیمایی کردن
survey
زمین پیمایی مساحی
fathom
عمق پیمایی کردن
sashay
راه پیمایی تفریحی
fathomed
عمق پیمایی کردن
fathoming
عمق پیمایی کردن
to cast the lead
ژرف پیمایی کردن
geodetically
ازروی علم زمین پیمایی
stereometry
حجم پیمایی جسم سنجی
fathomed
واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathom
واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathoming
واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
fathoms
واحد عمق پیمایی برابر با 6 پا
funeral march
راه پیمایی درمراسم جنازه
march
ماه مارس راه پیمایی کردن
marches
ماه مارس راه پیمایی کردن
marched
ماه مارس راه پیمایی کردن
marching
ماه مارس راه پیمایی کردن
fieldwork
کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
league
واحد راه پیمایی که تقریبامساوی 4/2 تا 6/4 میل است
leagues
واحد راه پیمایی که تقریبامساوی 4/2 تا 6/4 میل است
jacob's staff
چوبی که نوک اهنی داردودرزمین پیمایی بکارمیرود
geodetic
وابسته به علم زمین پیمایی درسطح کره
geodesical
وابسته بعلم زمین پیمایی درسطح کره
minuteman
نوعی موشک سه مرحلهای قاره پیمایی که کلاهک اتمی حمل میکند
snuffles
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
trekking
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trek
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks
کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com