Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
bacchus
رب النوع شراب و باده
Other Matches
bacchvs
رب النوع باده
wine does not a with me
شراب بمن نمیسازد باده بمن سازگار نیست
wine seller
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
bibulous
باده دوست باده نوش
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity
حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass
لیوان شراب پیمانه شراب
momus
رب النوع
goddess
ربه النوع
alpheus
رب النوع رودخانه
hypnos or nus
رب النوع خواب
goddesses
ربه النوع
aeolus
رب النوع باد
hygeia
رب النوع صحت
godhead
رب النوع جوهر الوهیت
vulcan
رب النوع اتش و فلزکاری
faun
رب النوع مزارع وگله کوسفند
yama
یاما : رب النوع ارواح وداورمردگان
fauns
رب النوع مزارع وگله کوسفند
terpsichore
رب النوع رقص واوازهای دسته جمعی
hygeian
وابسته به دارگونهء تندرستی مربوط به رب النوع صحت بهداشت
pandean
نام رب النوع چراگاه هاوجنگلها که نیمی ادم ونیمی بزبود
paphian
وابسته PAPHOS شهرباستانی جزیره قبرس که اختصاص برب النوع عشق داشت
wines
باده
wine
باده
the juice of the grape
باده
libertines
باده گساروعیاش
rummer
جام باده
oenomel
باده انگبینی
bacchant
باده پرست
canned
مست باده
vinous
ماننده باده
chalice
جام باده
chalices
جام باده
libertine
باده گساروعیاش
to drink wine
باده نوشیدن
wineshop
باده فروشی
wino
باده پرست
guzzler
باده خوار
oenology
باده شناسی
oenologist
باده شناس
quaffer
باده گسار
menad
زن باده گسار
toper
باده گسار
vinous flavour
مزه باده
maenad
زن باده گسار
guzzler
باده خور
vinosity
باده گساری
oenomeeter
باده سنج
benders
باده پرستی
malt worm
باده خور
bender
باده پرستی
bacchanalia
جشن باده گساری
wine bibber
باده نوش میگسار
puncheon
بشکه یاخمره باده
bacchantic
وابسته به باده گساری
sherry cobbler
باده سفیداشپانی بالیمووقندوغیره
muscadine
باده انگور مشک
Intoxicated with pride .
مست باده غرور
pledging
بسلامتی کسی باده نوشیدن
barkeeper
باده فروش صاحب میکده
barkeep
باده فروش صاحب میکده
greybeard
کوزه سنگی برای باده
magnum
بطری که دو باده در ان جای گیرد
magnums
بطری که دو باده در ان جای گیرد
pledged
بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledge
باده نوشی بسلامتی کسی
pledge
بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledged
باده نوشی بسلامتی کسی
pledges
باده نوشی بسلامتی کسی
pledges
بسلامتی کسی باده نوشیدن
pledging
باده نوشی بسلامتی کسی
bacchanal
الههء باده وباده پرستی
toasts
باده نوشی بسلامتی کسی
toasting
باده نوشی بسلامتی کسی
sangaree
باده قرمز ادویه زده
toasted
باده نوشی بسلامتی کسی
toast
باده نوشی بسلامتی کسی
stum
شیره انگور باده تازه
bacchanalian
وابسته به جشن باده گساری و شادمانی
cellaret
گنجهای که شیشههای باده دران میگذارند
wine cooper
کسیکه کارش جادادن یافروختن باده است
supernaculum
باده خوشگوارکه سزاوار تاته نوشیدن است
lachryma christi
باده سرخ و شیرینی که درجنوب درست می کنند
poms
یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
pom
یکجور باده سرخ رنگ که اصل ان فرانسه است
ithyphallic
وابسته بصورت ذکر که درجشنهای BACCHUSدارگونه باده دست گرفته می بردند
wine
شراب
the juice of the grape
شراب
viniferous
شراب زا
bacchus
شراب
wines
شراب
allogamous
مختلف الجنس و مختلف النوع
vinous flavour
طعم شراب
vermt
شراب افسنطین
binge
شراب خواری
viniculture
شراب سازی
oenologist
شراب شناس
rhenish wine
شراب اسمانی
pottle
رطل شراب
ustulation
سوزاندن شراب
viniferous
دارای شراب
oenomel
شراب عسلی
riesling
شراب سفید
cider
شراب سیب
it is a racy wine
شراب رادارد
wine cellar
انبار شراب
wine cellar
شراب دخمه
decanting
ریختن شراب
wine maker
شراب ریز
decant
ریختن شراب
decanted
ریختن شراب
decants
ریختن شراب
winebibber
شراب خور
wino
معتاد به شراب
wineglass
جام شراب
winegrower
شراب ساز
fortified wines
شراب قوی
binges
شراب خواری
enology
شراب شناسی
wine
شراب نوشیدن
guzzler
شراب خور
wines
شراب نوشیدن
grcen wine
شراب نارس
grcen wine
شراب تازه
grail
جام شراب
vinal
بشکل شراب
wineskin
مشک شراب
viticulturist
شراب ساز
fortified wine
شراب قوی
filtrate
شراب ناب
cochineal
قرمز شراب کش
viniculture
پرورش انگور شراب
wineshop
مغازه شراب فروشی
fortified wine
شراب تقویت شده
vinifacteur
اسباب شراب سازی
vinic
مربوط به شراب یا الکل
fortified wines
شراب تقویت شده
vintner
عمده فروش شراب
goblet
گیلاس شراب
[در مراسم]
wineglasful
گیلاس شراب خوری
chalice
گیلاس شراب
[در مراسم]
winepress
خمره شراب سازی
vintnery
عمده فروشی شراب
malmsey
شراب شیرین قبرس
gladstone
نوعی شراب ارزان
frutex
شراب شربت الکلی
enology
مبحث شراب شناسی
argol
دردشراب .ته نشین شراب
chianti
نوعی شراب قرمز
chablis
نوعی شراب سفید
claret
نوعی شراب قرمز
vintners
عمده فروش شراب
clarets
نوعی شراب قرمز
loading
امیختن موادخارجی به شراب
goblet
گیلاس شراب تکه
jeroboam
جام شراب بزرگ
vermouths
شراب شیرین افسنطین
maderia
شراب محصول مادریا
fiasco
ناکامی بطری شراب
fiascos
ناکامی بطری شراب
straw wine
شراب شیرین کشمش
scuppernong
شراب انگور مشک
goblets
گیلاس شراب تکه
cellar
جای شراب انداختن
gill
پیمانهای برای شراب
cellars
جای شراب انداختن
vermouth
شراب شیرین افسنطین
libations
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libation
تقدیم شراب به حضور خدایان
libations
تقدیم شراب به حضور خدایان
sherry
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
sherries
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libation
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
port
شراب شیرین بارگیری کردن
amontillado
نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
gourmets
خبره خوراک شراب شناس
sherris
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
vinometer
الت سنجش الکل شراب
sacked
شراب سفید پرالکل وتلخ
sack
شراب سفید پرالکل وتلخ
sacks
شراب سفید پرالکل وتلخ
gourmet
خبره خوراک شراب شناس
crust of wine
جرم شراب در روی شیشه
to lay down wine
شراب را انبار کردن یا جادادن
buretto
تنگ مخصوص شراب مقدس
buret
تنگ مخصوص شراب مقدس
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
punch
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punches
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان شهد
wine taster
جام شراب مخصوص نمونه گیری
dionysus
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
wine cooler
هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
birl
شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
tents
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
tent
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
rhenish
شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com