Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 187 (9 milliseconds)
English
Persian
revealed preference
رجحان اشکار
Other Matches
disruptive pattern
اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
manifest
اشکار اشکار ساختن
manifested
اشکار اشکار ساختن
manifests
اشکار اشکار ساختن
manifesting
اشکار اشکار ساختن
distinctions
رجحان
distinction
رجحان
preference
رجحان
predominance
رجحان
preferences
رجحان
excellence
رجحان
predominancy
رجحان
preminence
رجحان
privilege
رجحان
food perference
رجحان غذایی
predilections
رجحان برگزیدگی
preferable
دارای رجحان
preference
رجحان ترجیح
predilection
رجحان برگزیدگی
time preference
رجحان زمانی
preferences
رجحان ترجیح
preference function
تابع رجحان
liquidity preference theory
نظریه رجحان نقدینگی
liquidity preference function
تابع رجحان نقدینگی
kuder preference record
رجحان سنج کودر
preferring
رجحان دادن برگزیدن
prefer
رجحان دادن برگزیدن
prefers
رجحان دادن برگزیدن
consumer preference
رجحان مصرف کننده
time preference theory of interest
نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
verism
رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
opens
اشکار
out
اشکار
inevidence
اشکار
opened
اشکار
outed
اشکار
apparent
اشکار
uncovered
اشکار
clearer
:اشکار
burning disgrace
اشکار
overt
اشکار
open-and-shut
اشکار
open and shut
اشکار
crying
اشکار
evident
اشکار
conspicuous
اشکار
semblable
اشکار
clears
:اشکار
clearest
:اشکار
clear
:اشکار
patents
اشکار
patenting
اشکار
patented
اشکار
patent
اشکار
open
اشکار
flagrant
اشکار
plains
اشکار
out-
اشکار
inapparent
نا اشکار
plainest
اشکار
explicit
اشکار
plainer
اشکار
plain
اشکار
obvious
اشکار
air superiority
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
transpicuous
روشن اشکار
self-explanatory
واضح اشکار
flagrantly
باوقاحت اشکار
display
اشکار کردن
displayed
اشکار کردن
self explanatory
واضح اشکار
displays
اشکار کردن
detection
اشکار سازی
displaying
اشکار کردن
manifestation
اشکار سازی
manifest need
نیاز اشکار
manifestative
اشکار سازنده
market overt
بازار اشکار
overt behavior
رفتار اشکار
revealed preference
ترجیح اشکار
revealer
اشکار کننده
self evident
خود اشکار
self explaining
واضح اشکار
to lay open
اشکار ساختن
to make known
اشکار ساختن
to reveal itself
اشکار شدن
transpicuous
فرا اشکار
let out
اشکار ساختن
lay open
اشکار کردن
manifestations
اشکار سازی
amende honorable
عذرخواهی اشکار
conspicuous defect
عیب اشکار
decrypt
اشکار ساختن
decryption
اشکار سازی
evident to any one
نزدهمه اشکار
explicit behavior
رفتار اشکار
explicit cost
هزینه اشکار
frequency demodulation
اشکار ساختن
manifester
اشکار کننده
it will manifest it self
اشکار خواهد شد
kithe
اشکار ساختن
visible balance
تراز اشکار
glaring
اشکار مشهور
signal
اشکار مشخص
signaled
اشکار مشخص
reveal
اشکار کردن
revealed
اشکار کردن
reveals
اشکار کردن
signalled
اشکار مشخص
undisguised
اشکار بی تلبیس
patently
بطور اشکار
notoriously
بطور اشکار
roundly
بی پرده اشکار
explicit
اشکار صاف
avowals
افهار اشکار
avowal
افهار اشکار
public
عامه اشکار
detected
اشکار کردن
detecting
اشکار کردن
visible
مرئی اشکار
bare
ساده اشکار
bared
ساده اشکار
barer
ساده اشکار
bares
ساده اشکار
barest
ساده اشکار
baring
ساده اشکار
known
اشکار ساختن
axiom
حقیقت اشکار
detects
اشکار کردن
unfold
اشکار کردن
unfolded
اشکار کردن
opens
ازاد اشکار
unfolding
اشکار کردن
open
ازاد اشکار
axioms
حقیقت اشکار
unfolds
اشکار کردن
opened
ازاد اشکار
detect
اشکار کردن
overt homosexuality
همجنس خواهی اشکار
open to the public
اشکار در نزد همه
revelation
اشکار سازی افشاء
plain text
متن واضح و اشکار
revelations
اشکار سازی افشاء
manifest dream content
محتوای اشکار رویا
self revelation
خود اشکار سازی
the secret will open to me
ان راز بمن اشکار
manifests
صورت بار اشکار
to make public
اشکار یا علنی کردن
manifesting
صورت بار اشکار
manifested
صورت بار اشکار
manifest
صورت بار اشکار
manifest anxiety scale
مقیاس اضطراب اشکار
untold
بی حساب اشکار نشده
it is obvious that
اشکار یا بدیهی است که
apparent electromotive force
نیروی برقرانی اشکار
palpable
قابل لمس اشکار
palpably
بطور محسوس یا اشکار
obviously
بطور اشکار یا معلوم
taylor manifest anxiety scale
مقیاس اضطراب اشکار تیلور
unfolded
فاش کردن اشکار شدن
unfolding
فاش کردن اشکار شدن
peeped
جوانه زدن اشکار شدن
to breathe one's simplicity
بسادگی کسی اشکار شدن
oscillations
تفکیک امواج اشکار سازی
quarries
اشکار کردن معدن سنگ
quarry
اشکار کردن معدن سنگ
quarrying
اشکار کردن معدن سنگ
unfolds
فاش کردن اشکار شدن
oscillation
تفکیک امواج اشکار سازی
unfold
فاش کردن اشکار شدن
peeps
جوانه زدن اشکار شدن
peep
جوانه زدن اشکار شدن
peeping
جوانه زدن اشکار شدن
to speak one's mind
اندیشه خود را اشکار کردن رک سخن گفتن
cold fault
نقص کامپیوتر که به محض روشن کردن اشکار میشود
noise
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
noises
اختلال در سیگنال به علت اشکار در مدتهای زمانی کوتاه
ultrasonic inspection
متد تست غیرمخرب که در انهاترکها توسط ناپیوستگی انتشار امواج نوسانات مکانیکی در فلز اشکار میشود
federal privacy act
قانون فدرال که از اشکار شدن پرونده پرسنلی افراد توسط عوامل دولتی یا طرفهای قرارداد ان جلوگیری میکند
it was publicly known
همه میدانستند در نظر همه اشکار بود
uncover
اشکار کردن کشف کردن
uncover
اشکار کردن برهنه کردن
uncovering
اشکار کردن کشف کردن
uncovering
اشکار کردن برهنه کردن
uncovers
اشکار کردن کشف کردن
uncovers
اشکار کردن برهنه کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com