English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
time preference رجحان زمانی
Search result with all words
time preference theory of interest نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
Other Matches
slices مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
slice مدت زمانی که به کاربر یا برنامه یاکا در یک سیستم چندکاره اختصاص داده شود. مدت زمانی که به یک کار در سیستم اشتراک زمانی داده شود یا در سیستم چند برنامهای
uptime پریود زمانی که در طول ان یک سیستم کامپیوتر فعال است یا صحیح عمل میکندیک دوره زمانی که تجهیزات بدون خرابی کار می کنند
preferences رجحان
excellence رجحان
distinction رجحان
distinctions رجحان
predominancy رجحان
preminence رجحان
privilege رجحان
preference رجحان
predominance رجحان
predilections رجحان برگزیدگی
preferable دارای رجحان
predilection رجحان برگزیدگی
revealed preference رجحان اشکار
preference function تابع رجحان
food perference رجحان غذایی
preferences رجحان ترجیح
preference رجحان ترجیح
ppm Position Pulse مدولاسیون یا تلفیق زمانی پالس که دران مقدار نمونه لحظهای موج موقعیت زمانی یک پالس را مدوله میکندodulation
kuder preference record رجحان سنج کودر
prefer رجحان دادن برگزیدن
prefers رجحان دادن برگزیدن
preferring رجحان دادن برگزیدن
liquidity preference theory نظریه رجحان نقدینگی
liquidity preference function تابع رجحان نقدینگی
consumer preference رجحان مصرف کننده
verism رجحان اهنگ ها و روایات متداول برروایات و اهنگهای قهرمانی و افسانه امیز
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
air superiority برتری موقت هوایی رجحان هوایی
eternities بی زمانی
eternity بی زمانی
time sense حس زمانی
onetime یک زمانی
monomial یک زمانی
whilom یک زمانی
timeline خط زمانی
synchrony هم زمانی
time limits حد زمانی
simultaneeity هم زمانی
on <prep.> در [زمانی]
contemporaneousness هم زمانی
temporal زمانی
sometime یک زمانی
time limit حد زمانی
synchronization هم زمانی
interval فاصله زمانی
time priority تقدم زمانی
timetabling برنامه زمانی
timetabled برنامه زمانی
timetable برنامه زمانی
time schedule برنامه زمانی
time series سریهای زمانی
scheduled برنامه زمانی
time frame چارچوب زمانی
schedule برنامه زمانی
time frames چارچوب زمانی
time score نمره زمانی
time quantum ذره زمانی
schedules برنامه زمانی
yore در زمانی بسیاردور
time lags فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
lapsing فاصله زمانی
unit of time واحد زمانی
time table جدول زمانی
temporal جسمانی زمانی
time slice برش زمانی
flashbacks وقفه زمانی
flashback وقفه زمانی
timetrend روند زمانی
timer switch کلید زمانی
time yield limit حد تسلیم زمانی
time yield تسلیم زمانی
no longer نه بیشتر [زمانی]
time limit محدوده زمانی
vintage model الگوی زمانی
time limits محدوده زمانی
time lags تاخیر زمانی
time lag فاصله زمانی
time sharing اشتراک زمانی
time lag تاخیر زمانی
timetables برنامه زمانی
time scales مقیاس زمانی
time scale مقیاس زمانی
time limits محدودیت زمانی
time limit محدودیت زمانی
time study بررسی زمانی
time pressure فشار زمانی
time constant ثابت زمانی
pressure of time فشار زمانی
clock paradox پارادکس زمانی
time dilation پارادوکس زمانی
time disorientation گم گشتگی زمانی
mechanical time fuze ماسوره زمانی
time division multiplex تسهیم زمانی
timed زمانی موقعی
time زمانی موقعی
time division multiplexing تسهیم زمانی
times زمانی موقعی
time base مبدا زمانی
spatiotemporal فضایی و زمانی
lag تاخیر زمانی
lagged تاخیر زمانی
lags تاخیر زمانی
temporal maze ماز زمانی
temporal sign علامت زمانی
throughput time اشتراک زمانی
time bar محدودیت زمانی
no longer نه دیگر [زمانی]
in a short time در اندک زمانی
time error خطای زمانی
time preference ارجحیت زمانی
continuous time با پیوستگی زمانی
time fuse ماسوره زمانی
time flutter اختلال زمانی
time jitter اختلال زمانی
discrete time با گسستگی زمانی
time preference ترجیح زمانی
time horizon افق زمانی
time path مسیر زمانی
time interval فاصله زمانی
timeline تسلسل زمانی
When I came in زمانی که من تو آمدم
time priority اولویت زمانی
time estimation براورد زمانی
time fire تیر زمانی
asynchronous time division multiplexing تسهیم زمانی ناهمگام
time sampling نمونه گیری زمانی
time series data امار سریهای زمانی
tdm تسهیم زمانی ultiplexing
time slicing برش زمانی زدن
time slicing تقسیم بندی زمانی
chronologic دارای ربط زمانی
time division multiplexing انتقال چندتایی زمانی
cotidal دارای هم زمانی در طغیان اب
cross sectional data داده ها در یک مقطع زمانی
since he was in petticoats از زمانی که بچه بود
capacitive time constant ثابت زمانی فرفیت
rate of time preference نرخ برتری زمانی
input time constant ثابت زمانی اولیه
high burst تیر زمانی بالا
low time constant ثابت زمانی کوچک
time lags فاصله زمانی مرده
time lag فاصله زمانی مرده
monsoons باد وباران زمانی
monsoon باد وباران زمانی
o technique تحلیل عوامل زمانی
magnetic time relay رله زمانی مغناطیسی
distributed lag توزیع فاصله زمانی
time series analysis تحلیل سریهای زمانی
time fire تیراندازی با گلوله زمانی
age hardening سخت گردانی زمانی
time average symmetry تقارن میانگین زمانی
inductive time constant ثابت زمانی القا
synchronize انطباق زمانی داشتن
synchronizes انطباق زمانی داشتن
synchronising انطباق زمانی داشتن
synchronises انطباق زمانی داشتن
synchronised انطباق زمانی داشتن
serve time <idiom> زمانی رادرزندان بودن
vintage model الگوی مقطع زمانی
timing برنامه ریزی زمانی
chronological دارای ربط زمانی
aging سخت گردانی زمانی
chronological ترتیب زمانی وقوع
time out معتبر نبودن پس از یک دوره زمانی
final رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
finals رسیدن به انتهای یک دوره زمانی
strain age harden سخت کردن کرنشی زمانی
marginal rate of time preference نرخ نهائی ترجیح زمانی
age hardening susceptibility تقبل سخت گردانی زمانی
chronograph الت سنجش فواصل زمانی
time constant of an exponential quantity ثابت زمانی یک کمیت نمایی
airburst ranging تنظیم تیر زمانی بالا
time out of minds زمانی که کسی یاد ندارد
lap chart جدول زمانی برای هر دور
time table جدول زمانی ورود و عزیمت
time utility بهره گیری از شرایط زمانی
social rate of time preference نرخ ترجیح زمانی اجتماعی
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
strain age hardening سخت گردانی کرنشی زمانی
phased دوره زمانی اجرای برنامه
phases دوره زمانی اجرای برنامه
decision lag تاخیر زمانی در تصمیم گیری
phase دوره زمانی اجرای برنامه
synchronous time division multiplexing تسهیم زمانی همگام یاهمزمان
greatuncle زمانی برابر 00852 سال
times خیر زمانی مشخصی ایجاد کند
air hardening سخت گردانی زمانی در دمای معمولی
He was quite a fellow in his day. زمانی برای خودش آدمی بود
available دوره زمانی ای که در آن سیستم استفاده میشود
peaking زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
peaks زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
peak زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
outages مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
outage مدت زمانی که سیستم کار نمیکند
productive مدت زمانی که یک محصولی ساخته میشود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com