English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
soda water مشروب غیر الکلی گاز دار لیموناد
soda water سودا
soda کربنات سدیم
soda جوش شیرین
soda لیموناد
soda جوش شیرین سودا
soda قلیا
soda solution محلول جوش شیرین
soda pop نوشیدنی غیر الکلی
silicate of soda شیشه مایع
soda jerk لیموناد فروش
soda cracker بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
soda biscuit بیسکویت دارای سودا وشیر ترش
caustic soda سود سوزآور [ماده قلیایی در رنگرزی]
bicarbonate of soda جوش شیرین
soda fountains شیرمخصوص لیموناد و سودا
soda fountains مغازه لیموناد فروشی
soda fountain مغازه لیموناد فروشی
silicate of soda سدیم سیلیکات
caustic soda رجوع شود به hydroxide sodium
soda fountain شیرمخصوص لیموناد و سودا
baking soda جوش شیرین
baking soda بی کربنات سدیم
nitrate of soda نینرات بی کربنات دوسود
carbonate of soda کاربنات دوسود
carbonate of soda جوهر قلیا
soda siphon بطریمخصوصکهلیمونادبافشارازداخلآنبیرونمیریزد
washing soda کربنات سدیم بلورین
club soda رجوع شود به water soda
cubic or soda nitre نیترات دو سود
lrish soda bread نانسوادیایرلندی
ice-cream soda یکنوعدسر
by water از راه رودخانه
by water از راه دریا
by water با کشتی
water course حق المجری
water course حق الشرب
on the water در کشتی
water way راه ابی
She let the water out . آب را ول کرد
water way مسیل
water down <idiom> ضعیف شدن
water آب
of the first water بهترین
water way ابراهه
mean water میان اب
water course مجرای اب
water still دستگاه تقطیر اب
water اب
first water درجه اول
water پیشاب
above water <adj.> روی آب
above water <adj.> شناور
water ابگونه
to keep ones he above water از زیر بدهی بیرون آمدن
to water something آب دادن [گیاه]
first water بالاترین مقام
water مایع
to p something with water اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
to water آب دادن
to water آب ریختن
f.water عرق رازیانه
water اب دادن
water hammer ضربت قوج
water pressure فشار اب
water glass شیشه مایع
water hammer ضربت قوچ
water guage فشار سنج اب
water polo بازی فوتبال ابی
water fowl پرنده ابی
water front جبهه رطوبتی
water proof رطوبت ناپذیر
water proof دافع اب
water polo بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water polo واترپولو
water gas گاز اب
water gauge اندازه اب نما
water polo واترپلو
water meter کنتور اب
water gauge اب پیم
water glass شیشه محلول
water glass اب شیشه
water glass لیوان اب
water fowl مرغ ابی
water pollution الودگی اب
water line خط ابخور ناو
water logging ابسیری
water loss ابکاهی
water lowering زهکشی
water hardening سختگردانی با اب
water melon هندوانه
water meter اب سنج
water mill اسیاب ابی
water mill اسیاب
water pipe لوله مخصوص لوله کشی اب
water pipe تنبوشه
water pipe لوله اب
water pepper فلفل ابی
water pepper زنجبیل سگ
water moccasin مار سمی ابزی جنوب امریکا
water lily نیلوفر ابی
water level سطح اب
water level سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water point نقطه تقسیم اب
water hazard مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater فرف ابگرم کن
water heater ابگرم کن
water hole سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water plate بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water hole چاله اب
water hyacinth سنبل ابی
water hyacinth وردالنیل
water injection پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water jacket ابدان
water jacket صندوق اب
water jump مانع ابی
water jump چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water level تراز اب
water nymph حوری دریایی
swimming with water پرازاب
surplus water ابهای مازاد
voidance water زیر اب
wade into the water راه رفتن در اب
waste water فاضلاب
water aspirator خرطوم ابی
water bag کیسه اب
water bailiff میراب
water nymph الهه دریایی
water bailiffs مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance بیلان اب
water bearer دلو
water bearer ساکب الماء
water bearer ریزنده اب ابریز
voidance water منجلاب
up to the middle in water تا کمر در اب
swimming with water غرق اب
table water سفره اب زیر زمینی
tap water اب شیر
water paint رنگ لعابی
the water was overknee اب از زانو میگذشت
to drink water اب خوردن
to drink water اب اشامیدن
to keep ones head above water خود را از بار بدهی رها کردن
to sniff up water اب رابه بینی کشیدن
to soften a water سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
to splash into water به اب زدن
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
underground water اب زیرزمینی
underground water اب درون زمین
undermining by water اب شستگی
undermining by water اب رفتگی کف
water bed تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed تشک ابی
water cress شاهی اتی
water cure اب درمان
water cure علاج بااب معالجه بااب
water damage خسارت اب دیدگی
water displacement زهکشی کردن
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal فاضلاب
water disposal اگوکشی
water disposal ساختن اگو
water dog سگ ابی
water dog شناگر ماهر
water dog سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver مقنی
water fast رنگ نرو
water fast غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast پارچه شورنرو
water cooling خنک کردن بااب
water cooling خنک کنندگی اب
water bonded اب بند شده
water boy بچه سقا
water boy سقا
water buffalo گاو میش اهلی شده اسیایی
water canteen قمقمه
water car ارابه اب فروشان
water car ارابه اب پاش
water carriage حمل از راه اب
water carrier دلو
water circulation گردش اب
water coiour ابرنگ
water colour ابرنگ
water colour رنگاب
water colour نقاشی ابرنگی
water container فرف اب
water content درصد رطوبت
water filter صافی اب
water inlet ورودآب
water under the bridge <idiom> همه چیز عوض شده
in hot water <idiom> در دردسر
THere is not even a ripple in the water . <proverb> آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread . <proverb> آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light . <proverb> آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live . <proverb> تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water آب آشامیدنی
Is there drinking water? آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water آب گرم نیست.
some hot water مقداری آب گرم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com