English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (10 milliseconds)
English Persian
tier ردیف افقی
tiers ردیف افقی
Search result with all words
row 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rowed 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
rows 1-خط حروف چاپ شده یا نمایش داده شده . 2- خط افقی در کارت پانچ , اعداد در ردیفها نمایش داده می شوند و نه در ستونها. هر ورودی با یک ردیف نقط ه جدا می شوند
frequencies تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
frequency تعداد دفعاتی که اشعه تصویر ردیف افقی پیکس ها را اسکن میکند
Other Matches
Jaldar [نوعی طرح پاکستانی که در آن ردیف های لوزی شکل و هشت وجهی بصورت یک ردیف در میان بافته می شوند.]
planing افقی سطح افق افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
planes افقی سطح افق افقی کردن
levels تراز سطح افقی افقی کردن
terraced houses خانههای در یک ردیف ردیف خانه ها
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
row marker دستک نشانه ردیف مین علامت ردیف مین
wracked ردیف
racks ردیف
wracks ردیف
sequences ردیف
sequence ردیف
racked ردیف
rack ردیف
run ردیف
tier ردیف
runs ردیف
rank ردیف
cues ردیف
ranks ردیف صف
tiers ردیف
ranked ردیف صف
ranked ردیف
lines ردیف
line ردیف
rank ردیف صف
cue ردیف
octachord ردیف
rowed ردیف
range ردیف
row ردیف
ranks ردیف
classing ردیف
classes ردیف
classed ردیف
ranged ردیف
column ردیف
deque ردیف
rows ردیف
class ردیف
ranges ردیف
columns ردیف
range سلسله ردیف
pattern ردیف بندی
single line ردیف تکی
ranges سلسله ردیف
hedgerow ردیف خاربن
hedgerows ردیف خاربن
ranged سلسله ردیف
patterns ردیف بندی
succession ردیف جانشینی
seriated ردیف شده
seriation ردیف کردن
shaw ردیف درختان
single file یک ردیف ستون
spooler برنامه ردیف گر
tierced ردیف دار
tierced ردیف شده
realign ردیف کردن
realigned ردیف کردن
realigning ردیف کردن
single line ردیف مجزا
serially بطور ردیف
lance corporal هم ردیف سرجوخه
item number شماره ردیف
successions ردیف جانشینی
tier ردیف صندلی
tier ردیف کردن
tier ردیف شدن
realigns ردیف کردن
tiers ردیف صندلی
tiers ردیف کردن
tiers ردیف شدن
colonnade ردیف ستون
colonnades ردیف ستون
aline ردیف شدن
clavier ردیف جا انگشتی
clavier ردیف مضراب
file number شماره ردیف
in a row ردیف شده
align ردیف کردن
string ردیف سلسله
rows ردیف سطر
file ردیف صف به صف کردن
filed ردیف صف به صف کردن
aligning ردیف کردن
aligns ردیف کردن
rowed ردیف مین
aligned ردیف کردن
series سلسله ردیف
rows ردیف کردن
rows ردیف مین
row ردیف کردن
row ردیف مین
rowed ردیف سطر
rowed ردیف کردن
row ردیف سطر
eleven punch سوراخ ردیف یازدهم
rowed ردیف چند خانه
dress circle صندلیهای ردیف جلوتماشاخانه
hypen ladder ردیف خطوط تیره
hedgerows ردیف بوتههای پرچین
row ردیف چند خانه
hedgerow ردیف بوتههای پرچین
second defendant متهم ردیف دوم
tertial سومین ردیف شاهپر
line up ردیف ایستادن تیم
line-up ردیف ایستادن تیم
line-ups ردیف ایستادن تیم
monopteral دارای یک ردیف ستون
rows ردیف چند خانه
horizontal افقی
lateral افقی
laterad افقی
colonnades ستون بندی ردیف درخت
aligned دریک ردیف قرار گرفتن
aligning دریک ردیف قرار گرفتن
print spooling progarm برنامه ردیف کننده چاپ
unclassified در ردیف بخصوصی قرار نگرفته
onside در ردیف یا پشت سر توپدار بودن
aligns دریک ردیف قرار گرفتن
corvette رزمناوی که یک ردیف توپ دارد
straight f. پنج برگ ردیف ویکرنگ
colonnades ردیف ستون ایوان ستوندار
colonnade ردیف ستون ایوان ستوندار
bat around توپ زدن به نوبت در یک ردیف
stack ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks ردیف کردن وسایل و تجهیزات
align دریک ردیف قرار گرفتن
rivet gage فاصله بین دو ردیف پرچ
colonnade ستون بندی ردیف درخت
terrace ردیف خانههای بهم پیوسته
terraces ردیف خانههای بهم پیوسته
key-couse [بیش از یک ردیف سنگ سر طاق]
brise-soleil کرکره افقی
putlog or lock تیر افقی
horizontal loading کولاس افقی
brise-soleil پرده افقی
horizontal candlepower شمع افقی
cross level افقی کردن
horizontal combination ترکیب افقی
horizontal crossbar میله افقی
horizontal disparity ناهمخوانی افقی
horizontal growth رشد افقی
horizontal hook قلاب افقی
horizontal integration ادغام افقی
horizontal integration انضمام افقی
horizontal boring سوراخکاری افقی
straightest افقی بطورسرراست
cross beam تیر افقی
cross head تیر افقی
cross hatch هاشور افقی
crosscut saw اره افقی بر
yardarm بازوی افقی
rhumb دایره افقی
plain coordinates مختصات افقی
abscissa محور افقی
abscissa بعد افقی
ordinate حور افقی
straight افقی بطورسرراست
straighter افقی بطورسرراست
cross-beam تیر افقی
horizontally بطور افقی
horizontal scrolling حرکت افقی
horizontal section برش افقی
landscape orientation تمایل افقی
transom وادار افقی
transom الت افقی
horizontal taping مساحی افقی
horizontal pump پمپ افقی
horizontal integration تمرکز افقی
horizontal wedge گاوه افقی
horizontal wedge کولاس افقی
trunnion مفصل افقی
trunnion پاشنه افقی
jack arch طاق افقی
horizontal سطح افقی
horizontal plane صفحه افقی
transverse plane صفحه افقی
horizontal cornice رخ بام افقی
horizontal polarization قطبش افقی
horizontal mobility تحرک افقی
hypostyle دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون
corbel-table [ردیف هایی از قوس های پیشکرده]
lagomorphic وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
lagomorphous وابسته به پستانداران جونده دو ردیف دندانی
quart major ردیف تک خال وشاه وبی بی وسرباز
quinquereme یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
coffer-dam [مانع موقت آب بین دو ردیف شمعها]
peristyle ردیف ستونهای اطراف ایوان یا حیاط
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
cross level حباب تراز افقی
elevators مکان افقی متحرک
cross grinder شاه تیر افقی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com