English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English Persian
roguishness رذالت پدر سوختگی
Other Matches
knavery رذالت
rascality رذالت
ignobility رذالت
blackguardism رذالت
roguishly از روی رذالت
ignobleness or ignobility رذالت دئانت
rogue رذالت و پستی نشان دادن
rogues رذالت و پستی نشان دادن
scalds سوختگی
scalding سوختگی
scalded سوختگی
scald سوختگی
parchedness سوختگی
burnt سوختگی
shenanigans پدر سوختگی
ion burning یون سوختگی
scorches بودادن سوختگی
burn اثر سوختگی
burns اثر سوختگی
singe سوختگی سطحی
singed سوختگی سطحی
singeing سوختگی سطحی
singes سوختگی سطحی
empyreuma بوی سوختگی
scorch بودادن سوختگی
sun burn سوختگی ازافتاب
second degree burn سوختگی درجه دوم
scar جای زخم یا سوختگی
scarred جای زخم یا سوختگی
scarring جای زخم یا سوختگی
scars جای زخم یا سوختگی
to smell of burning بوی سوختگی دادن
wheal کهیر محل سوختگی
flash burns سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
flash burn سوختگی حاصله از برق ترکش اتمی
plug [نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com