English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
vibrograph رسام نوسان
Other Matches
tracer فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
tracers فشنگ رسام ماده رسام رسم کننده
voltage swing نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
vibrometer نوسان نگار نوسان سنج
vibrograph نوسان نگار نوسان سنج
oscillogram نوسان سنج نوسان نگار
oscillograph نوسان سنج نوسان نگار
oscilloscope نوسان بین نوسان نما
plotters رسام
cartographers رسام
tracers رسام
tracer رسام
cartographer رسام
plotter رسام
tracers مهمات رسام
flatbed plotter رسام مسطح
digital plotter رسام دیجیتالی
tracer مهمات رسام
light pens رسام نور
light pen رسام نور
data plotter رسام داده ها
x y plotter رسام مختصاتی
electrostatic plotter رسام الکترواستاتیکی
incremental plotter رسام نموی
drum plotter رسام طبله
tracer shell گلوله رسام
color trace recorder رسام رنگی
photo plotter رسام نوری
tracing routine روال رسام
pen plotter قلم رسام
ink plotter رسام مرکبی
drum plotter رسام استوانهای
plotter repeatability قابلیت برگشت رسام
pantograph دستگاه رسام قابل تنظیم
flat bed plotter رسام با بستر تخت مسطح
inks رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
ink رسم خط وط روی کاغذ به وسیله رسام
desk میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
desks میز نوشتن در شرکت معمولاگ همراه با رسام ها
hard clip area حدودی که خارج از ان خطوط نمیتوانند روی یک رسام دیجیتالی رسم شوند
plotter رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters رسام که از قلمهای متحرک برای رسم تصویر روی کاغذ استفاده میکند
plotters چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotter چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotter وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotters نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotter نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
lurched نوسان
pulsation نوسان
lurching نوسان
ascillation نوسان
swayed نوسان
lurches نوسان
lurch نوسان
sway نوسان
sways نوسان
fluctuation نوسان
fluctuates نوسان
fluctuated نوسان
head nystagmus نوسان سر
vibrancy نوسان
fluctuate نوسان
libration نوسان
oscillatory motion نوسان
undulation نوسان
oscillation نوسان
dead beat بی نوسان
yo-yo در نوسان
to-ing and fro-ing نوسان
see-saws نوسان
vibration نوسان
see-sawing نوسان
see-sawed نوسان
see-saw نوسان
swings نوسان
swing نوسان
yo-yos در نوسان
oscillations نوسان
see-saws نوسان کردن
quenching frequency فرکانس نوسان
barkhausen oscillation نوسان بارکهاوزن
generation of oscillations تولید نوسان
vibrograph نوسان نگار
oscillography نوسان نگاری
vibrational لرزه نوسان
vibration excitation تحریک نوسان
vibration damping میرایی نوسان
goniometer نوسان سنج
vibration damper میراکننده نوسان
back swing نوسان به عقب
vibratility لرزه نوسان
damped osillation نوسان میرا
frequency of oscillations فرکانس نوسان
whirling mode نوسان شفت
damped oscillation نوسان میرا
economic fluctuation نوسان اقتصادی
electron vibrations نوسان الکترونها
see-sawing نوسان کردن
bulid up نوسان کردن
boom swing حیطه نوسان
downward swing نوسان رو به پایین
floating axle محور نوسان
fluctuation of load نوسان بار
see-sawed نوسان کردن
free oscillation نوسان ازاد
see-saw نوسان کردن
vibrometer نوسان سنج
vacillant نوسان کننده
stable oscillation نوسان پایدار
oscilloscope نوسان سنج
oscillometry نوسان سنجی
oscillometer نوسان سنج
swingy نوسان دار
oscillograph نوسان نگار
oscillograph نوسان نما
swing bridge پل نوسان دار
oscilloscope نوسان نما
swayer نوسان دار
sides way نوسان عرضی
self excited/induced vibration نوسان خودالقایی
periodic fluctuation نوسان دورهای
oscilloscope نوسان نگار
swivelling feature قابلیت نوسان
multivibrator نوسان ساز
load variation نوسان بار
line voltage variation نوسان شبکه
line voltage variation نوسان ولتاژ
light fluctuation نوسان روشنایی
light fluctuation نوسان نور
undulate نوسان داشتن
librate نوسان کردن
natural vibration نوسان طبیعی
natural vibration نوسان ازاد
oscillating circuit مدار نوسان
oscillogram نوسان نگاشت
oscillogram نوسان نگاره
torsional vibration نوسان پیچشی
total amplitude of oscillation دامنه کل نوسان
oscillator نوسان ساز
oscillator نوسان کننده
intermediate oscillation نوسان میانی
wavering نوسان کردن
undulates نوسان داشتن
swivel نوسان کردن
undulated نوسان داشتن
swivelled نوسان کردن
swivels نوسان کردن
fluctuate نوسان داشتن
oscillations نوسان سازی
fluctuated نوسان داشتن
oscillation نوسان سازی
hunting نوسان سرعت
fluctuates نوسان داشتن
pendulums پاندول نوسان
pendulum پاندول نوسان
wavered نوسان کردن
fading نوسان صدا
wavers نوسان کردن
oscillate نوسان کردن
oscillated نوسان کردن
oscillates نوسان کردن
waver نوسان کردن
reciprocate نوسان کردن
reciprocated نوسان کردن
buffs نوسان کردن
reciprocates نوسان کردن
varies نوسان کردن
buff نوسان کردن
vary نوسان کردن
modulation نوسان صدا
modulation نوسان فرکانس
vibrator وسیله نوسان
amplitude میدان نوسان
swings تاب نوسان
shakes لرزش نوسان
vibrators وسیله نوسان
swing نوسان کردن
shaking لرزش نوسان
scope نوسان نما
shake لرزش نوسان
swings نوسان کردن
vacillation اونگ نوسان
swing تاب نوسان
aperiodic phenomenon پدیده بی نوسان
swingers نوسان دار
vibration لرزه نوسان
amplitude of oscillation دامنه نوسان
swinger نوسان دار
swivelling نوسان دار
vibrator نوسان گیر ویبراتور
per vibration نوسان داخلی بتن
vibratory testing machine دستگاه ازمایش نوسان
screamer نوسان ساز صوتی
vibrator نوسان ساز ویبراتور
vibrators نوسان ساز ویبراتور
swing bucket جراثقال نوسان دار
vibrating جنبیدن نوسان کردن
tilting screen صفحه نوسان کننده
tilting table میز نوسان دار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com