English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (12 milliseconds)
English Persian
input media رسانه ورودی
Search result with all words
interlock رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocked رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocking رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
interlocks رسانه امنیتی که بخشی از ورودی است و به کلمه رمز نیاز دارد تا وسیله کار دیگری انجام دهد تا کار جاری تمام شود
peripheral وسیله مبدل سیگنالهای ورودی /خروجی و دستورات از کامپیوتر به قالب و پروتکل که رسانه جانبی بفهمد
recorder قطعهای که قادر به ارسال سیگنالهای ورودی به رسانه ذخیره سازی است
recorders قطعهای که قادر به ارسال سیگنالهای ورودی به رسانه ذخیره سازی است
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
inputted ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input limited ای که خیلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input/output سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
PCU وسیله تبدیل سیگنالهای ورودی و خروجی و دستورات به حالتی که رسانه جانبی بفهمد
processor ارسال سیگنال ورودی به پردازنده , بررسی درخواست توجه که باعث توقف آنچه در حال اجرا است میشود و به رسانه فراخوان پاسخ میدهد
wait condition 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
Other Matches
i/o فایلی که محتوای آن از رسانه ذخیره سازی به رسانه جانبی انتقال می یابد
sequential access روش بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی با شروع از ابتدای رسانه
optical رسانه ذخیره سازی داده با استفاده از رسانه هایی مثل دیسک نوری و..
queue روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queues روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queueing روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queued روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
JK flip flop نوعی flipe=flop با دو ورودی k,g و دو خروجی مخالف که بستگی به ورودی دارند
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gates دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
hash تولید عدد یکتا مشتق شده از ورودی برای هر ورودی پایگاه داده ها
hash الگوریتم تولید کد hash برای ورودی و اطمینان از اینکه با سایر ورودی ها فرق دارد
drop down list box لیستی از موضوعات برای هر ورودی که وقتی فاهر میشود که نشانه گر را بخش ورودی ببرد
list لیست داده که هر ورودی آدرس ورودی بعدی را دارد
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
d/a converter مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
dac مداری که یک مقدار آنالوگی که مط ابق با عدد ورودی است خارج میکند و ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل میکند
approach channel کانال ورودی- نهر ورودی
inputted 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
adder مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adders مدار جمع دودویی که میتواند مجموع در ورودی را حساب کند و نیز میتواند ورودی یا خروجی به صورت وام شده را بپذیرد
adder مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
adders مدار جمع دودویی که جمع دو ورودی را حساب میکند و خروجی وام گرفته را هم نشان میدهد ولی چنین ورودی ای را نمیپذیرد
analog مداری که سیگنال را که مط ابق با اعداد دیجیتال ورودی است به عنوان خروجی صادر میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به آنالوگ تبدیل کند
chain فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
chains فایلی که در آن هر ورودی داده و آدرس ورودی بعدی را که همان محتوای داده را دارد
fullest مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
full مدار جمع دودویی که می توان مجموع دو ورودی را حساب کند و عدد نقلی ورودی را می پذیرد و در صورت لزوم رقم نقلی خروجی تولید میکند
anti- ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
analogues مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
analogue مداری که یک سیگنال آنالوگ را که مط ابق با ورودی دیجیتال است به عنوان خروجی ارسال میکند تا بتواند ورودی دیجیتال را به حالت آنالوگ تبدیل کند
dense index اندیس پایگاه داده حاوی آدرس یا ورودی برای هر موضوع یا ورودی در پایگاه داده
input توان ورودی ورودی
inputted توان ورودی ورودی
full مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
alternative تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
EXOR تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
exjunction تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و وقتی نادرست است که هر ورودی مشابه باشند
differences تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
alternatives تابع منط قی که خروجی آن در صورتی که تمام ورودی ها درست باشند نادرست است و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
input output processor پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
exclusive تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یک ورودی درست باشد و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
half جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
symmetric difference تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
dispersion تابع منط قی که خروجی آن نادرست است وقتی تمام ورودی ها درست باشند و درست است وقتی یک ورودی نادرست باشد
denials تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
NAND function تابع منط قی که خروجی آن وقتی نادرست است که تمام ورودی ها درست باشند و وقتی درست است که یک ورودی نادرست باشد
channeling رسانه
channelled رسانه
channel رسانه
channeled رسانه
media رسانه ها
vehicle رسانه
vehicles رسانه
medium رسانه
mediums رسانه
channels رسانه
empty medium رسانه تهی
multimedia چند رسانه
output media رسانه خروجی
media رسانه ها واسطه ها
media specialist متخصص رسانه ها
media eraser رسانه پاک کن
media conversion تبدیل رسانه ها
end of medium انتهای رسانه
vehicle حامل رسانه
data medium رسانه داده ها
hypermedia مافوق رسانه
transfer medium رسانه انتقال
answer/originate رسانه ارتباطی
virgin medium رسانه بکر
magnetic media رسانه مغناطیسی
vehicles حامل رسانه
equality تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
except تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
secondary storage medium رسانه انباره ثانوی
discs رسانه مغناطیسی دیسک
disc رسانه مغناطیسی دیسک
auxiliary هر رسانه ذخیره سازی داده
secondary هر رسانه ذخیره سازی داده
storage هر رسانه ذخیره سازی داده
auxiliaries هر رسانه ذخیره سازی داده
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
read بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
multiplex ترکیب چندین پیام در یک رسانه ارسال
reads بازیابی داده از رسانه ذخیره سازی
erasing پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erase پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
mfm روش ذخیره داده روی رسانه مغناطیسی
media circus تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
media hype تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
erases پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
erased پاک کردن تمام سیگنال ها از رسانه مغناطیسی
physical توان و رسانه ارسال سیگنال را بیان میکند
play back خواندن داده یا سیگنال از رسانه ذخیره سازی
outputs کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
gaps فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
gap فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
peripheral انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
output کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
saturation خطای ناشی ازاشباع رسانه ذخیره سازی مغناطیسی
channeling رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
channelled رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
sequential access رسانه ذخیره سازی که داده در آن به ترتیب دستیابی میشود
channel رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
magneto optical recording رسانه ذخیره سازی که از دیسک نوری استفاده میکند
deleting پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deletes پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
deleted پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
write وسیله ارسالی که میتواندداده راسوی رسانه مغناطیسی بنویسد
modified frequency modulation روش ذخیره سازی داده روی رسانه مغناطیسی
read رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
answered زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
input/output کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
reads رسانه ذخیره سازی که قابل خواندن و نوشتن است
answering زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
answers زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
peripheral رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
media خطا در رسانه ذخیره سازی که داده را خراب میکند
check خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
checked خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
communication رادیو یا هر رسانه قابل حمل سیگنال انجام میشود
checks خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
channels رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
writes وسیله ارسالی که میتواندداده راسوی رسانه مغناطیسی بنویسد
channeled رسانه واسط که به کانالهای مختلف اجازه اتصال میدهد
answer زمانی که رسانه دریافت کننده به سیگنال پاسخ میدهد
ends کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
delete پاک کردن متن یا فایل از یک رسانه ذخیره سازی
ended کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
end کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
machine ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machined ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
machines ذخیره شده روی یک رسانه که مستقیما وارد کامپیوتر میشود
externals سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
external سیگنال وقفه از رسانه جانبی برای بیان توجه لازم
magnetic و امکان ذخیره سازی آنها را در رسانه مغناطیسی فراهم میکند
destructive cursor نوعی رسانه ذخیره سازی که پس از خواندن داده اش آن را از دست میدهد
reproduced کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
transcribed کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
media کپی کردن داده از یک بایت رسانه ذخیره سازی به دیگری
transcribing کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
transcribes کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
cryogenic memory رسانه ذخیره سازی که در دمای خیلی پایین کار میکند
transcribe کپی کردن داده از واحد حافظه پشتیبان یا رسانه به دیگری
reproducing کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
processor که طبق سرعت پردازنده و نه رسانه جانبی تنظیم شده است
record رکورد و داده کنترلی ذخیره شده روی رسانه پشتیبان
effective نرخ یافتن یک بخش مشخص از اطلاع از یک رسانه ذخیره سازی
reproduces کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
encoding ذخیره سازی سیگنالهای داده دودویی روی رسانه مغناطیسی
shares برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
air gap فاصله باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
acoustic تاخیر ایجاد میکند و داده نیز در رسانه جریان دارد
shared برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
gaps فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
reproduce کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
write وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
share برای آدرس و ارسال داده بین CPU و رسانه جانبی
writes وسیله ارسالی که میتواند داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
gap فضای باریک بین نوک ضبط یا چرخش و رسانه مغناطیسی
Kbyte واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
signaled پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
emptiest رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
empty رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
signalled پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
emptier رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
signal پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
emptied رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
kb واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
nonerasable storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
random access رسانه ذخیره سازی که امکان دستیابی به هر مرحله با هر ترتیبی را فراهم میکند
channelled اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
channel اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
acoustic تابلوی صوتی که پشت رسانه برای کاهش صدا قرار دارد
channeling اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
demount کنار گذاشتن یک رسانه ذخیره مغناطیسی از دستگاهی که روی ان نوشته و از ان می خواند
channeled اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
dro حالتی از رسانه ذخیره سازی که پس از خواندن داده خود را از دست میدهد
channels اتصال بین یک پردازنده و یک رسانه جانبی که انتقال داده را ممکن می سازد
empties رسانه ذخیره سازی خالی و فرمت شده آماده دریافت داده
storage رسانه ذخیره سازی که قابل پاک کردن یا استفاده مجدد نیست
mediums رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
bpi تعداد بیتهایی که در یک اینچ از رسانه ذخیره سازی قابل ضبط است
medium رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
scsi استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
He is seriously claiming [trying to tell us] that the problems are all the fault of the media. او [مرد] به طور جدی ادعا می کند که همه مشکلات تقصیر رسانه ها است.
storage تعداد بیتهایی که در واحد فضای ذخیره سازی رسانه قابل ضبط است
bandwidth اندازه دادهای که در طول یک کابل یا کانال یا رسانه دیگر قابل ارسال است
masters رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
in band signalling ارسال داده که سیگنال حمل آن در پهنای باند کابل یا رسانه ارسالی است
mastered رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
master رسانه مغناطیسی که حاوی تمام برنامههای مورد نیاز یک برنامه کاربردی است
permanent رسانه ذخیره سازی که حتی وقتی برق قط ع باشد داده را برمی گرداند
dasd رسانه ذخیره سازی که محلهای حافظه اش مستقیماگ قابل خواندن یا نوشتن است
output که نمیتواند با سرعت طبیعی پردازش کند به علت وجود رسانه جانبی کندتر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com