English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
tieback رسن یابند پرده
Other Matches
somite حلقه یابند بدن جانوران
nappe تیغه ابی که روی سرریز یابند ریزش میکند
membranaceous دارای غشاء پرده پرده غشایی
cycled تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycles تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
wiring جعبهای که سیم بندی شبکه یا بخشهای شبکه خاتمه می یابند و بهم وصل هستند
tone and semitone پرده ونیم پرده
freedom of information act قانون فدرالی که به شهروندان عادی اجازه میدهد تا به اطلاعاتی که توسط نمایندگی فدرالی جمع اوری شده است دسترسی یابند
asynchronous transmission اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
tringle چوب پرده میل پرده چوب دیرک
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
unreserved بی پرده
blunter بی پرده
blunts بی پرده
veil پرده
blunting بی پرده
plain spoken بی پرده
bluntest بی پرده
veils پرده
blunted بی پرده
pert بی پرده
straightforward بی پرده
door curtain پرده در
frank بی پرده
door curtain پرده
franked بی پرده
franker بی پرده
frankest بی پرده
tympanon پرده
franking بی پرده
franks بی پرده
blunt بی پرده
palled پرده
palling پرده
painting پرده
paintings پرده
screening, screenings پرده
hangings پرده
outspokenly بی پرده
curtains پرده
screened پرده
screen پرده
purdah پرده
palls پرده
velum پرده
window shade پرده
smokescreen پرده
mantle پرده
mantles پرده
uninhibited بی پرده
screens پرده
tympan پرده
fin footed پرده پا
vane پرده
free spoken بی پرده
straightforwardly بی پرده
membrane پرده
at the rear of the stage <adj.> <adv.> در پس پرده
backstage در پس پرده
bluntly بی پرده
straight out بی پرده
vanes پرده
patagium پرده
pecten پرده
pall پرده
diaphragm پرده
blind پرده
diaphragms پرده
straightest بی پرده
blinds پرده
blinded پرده
straight بی پرده
straighter بی پرده
membranes پرده
screens پرده سینما
light screen پرده نور
smoke screen پرده دود
marking panel پرده شناسایی
marking panel پرده مخابرات
maidenhead پرده بکارت
A 4-cat play. نمایش در 4 پرده
living picture پرده نقاشی
mediastinum میان پرده
screening, screenings پرده پوشش
screen پرده پوشش
curtain of fire پرده اتش
pellicular پرده دار
quater tone یک چهارم پرده
screened پرده سینما
round unvarnished tale سخن بی پرده
palmated پرده دار
screened پرده پوشش
To draw the curtain . پرده را کشیدن
say it frankly بی پرده بگو
panel code کد پرده مخابرات
signal panel پرده مخابرات
silver screen پرده سینما
Shrouded in mystrey. در پرده اسرار
screens پرده پوشش
straightaway رک وبی پرده
half tone نیم پرده
grout curtain پرده تزریق
glozing پرده پوشی
sun blind پرده پنجره
unreserve بی پرده گویی
curtain rod چوب پرده
deadlight پرده کرکره
the curtain falls پرده میافتد
entracte میان پرده
tympanum پرده گوش
to draw the c. forth پرده افتادن
endoderm پرده درونی
tympanic membrane پرده صماخ
diaphrgam میان پرده
he has a loose tongue پرده در است
endocardium پرده درونی دل
upholster پرده زدن
lambrequin یا روی پرده
smokescreen دود پرده
alkekengi عروسک پس پرده
to draw the c. forth پرده کشیدن
balloon barrage پرده دود
watertight facing پرده اب بندی
benined the curtain پشت پرده
bituminous facing پرده قیری
watertight diaphragm پرده اب بندی
wanelength طول پرده
it is wrapt in mystery در پرده است
steel facing membrane پرده فولادی
veil nebula سحابی پرده
hymenopteral or terous پرده بال
hymenoptera پرده بالان
drumhead پرده صماخ
tableaus پرده نقاشی
tympanum پرده گوش
fretted پرده دار
webbed پرده دار
roundly بی پرده اشکار
eardrums پرده صماخ
tableaux پرده نقاشی
diaphragm میان پرده
franks بی پرده حرف زن رک
franking بی پرده حرف زن رک
frankest بی پرده حرف زن رک
franker بی پرده حرف زن رک
franked بی پرده حرف زن رک
frank بی پرده حرف زن رک
tableau پرده نقاشی
diaphragms میان پرده
eardrums پرده گوش
hymens پرده بکارت
hymen پرده بکارت
ridden پرده محراب
tapestry پرده دیوارکوب
tapestry پرده منقوش
tapestries پرده دیوارکوب
half note نیم پرده
half-note نیم پرده
eardrum پرده صماخ
eardrum پرده گوش
veil nebula ابری پرده
osmosis ازیک پرده
panels پرده مخابرات
panel پرده مخابرات
membranes پرده پوست
membrane پرده پوست
half-notes نیم پرده
tapestries پرده منقوش
brise-soleil پرده عمودی
Iron Curtain پرده اهنین
film پرده نازک
filmed پرده نازک
shutter پرده گذاشتن
balustrata پرده شبستان
pelmets چوب پرده
shutters پرده گذاشتن
pelmet چوب پرده
tympanic membrane پرده گوش
disclosure بی پرده گویی
disclosures بی پرده گویی
upholstery پرده فروشی
screening, screenings پرده سینما
brise-soleil پرده افقی
dorsel پرده محراب
foreshortening پرده ازروبرو
curtains جدار پرده
eardrum پرده گوش
veils پرده زدن
veil پرده زدن
drapery panel چین پرده ای
screen پرده سینما
curtains پرده پوشش
dossel پرده محراب
dossal پرده محراب
reinforced concrete facing پرده بتن مسلح
speak out بی پرده سخن گفتن
sconce پرده یاپوشش محافظ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com