English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
silting رسوب ته نشینی
Search result with all words
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
Other Matches
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
fouled رسوب
fouler رسوب
dreg رسوب
foulest رسوب
fouling رسوب
fouls رسوب
residual رسوب
illuviation رسوب
precipitation رسوب
percipitate رسوب
mud رسوب
sinter رسوب
foul رسوب
alluvium رسوب
deposits رسوب
alluvion رسوب
deposit رسوب
sediment رسوب
sediments رسوب
sedimentation رسوب گذاری
setting basin حوضچه رسوب
settling basin حوضچه رسوب
silt pit چاله رسوب
silt sump چاهک رسوب
bosh رسوب کوارتس
mud valve دریجه رسوب
trap box حوضچه رسوب
sedimentation رسوب سازی
residuum پسمانده رسوب
tartar ته نشین رسوب
glacial deposit رسوب یخچالی
oil sludge رسوب روغن
tartars ته نشین رسوب
fouling رسوب کردن
fouling رسوب رسوبات
precipitant عامل رسوب
accretionof silt رسوب زدائی
percipitate رسوب کردن
precipitating رسوب کردن
precipitated رسوب کردن
sediment لای رسوب
sediment رسوب کردن
accretion of silt رسوب زدایی
sediments لای رسوب
precipitation رسوب کردن
precipitation رسوب دادن
sediments رسوب کردن
foul رسوب کردن
fouled رسوب کردن
fouler رسوب کردن
fouls رسوب کردن
deposits ذخیره رسوب
deposits رسوب کردن
precipitating رسوب شیمیایی
precipitates رسوب کردن
deposit رسوب کردن
precipitates رسوب شیمیایی
deposit ذخیره رسوب
precipitated رسوب شیمیایی
precipitate رسوب کردن
foulest رسوب کردن
precipitate رسوب شیمیایی
vapor deposition رسوب سازی با بخار
trap box حوضچه رسوب زهکشها
reprecipitation رسوب کردن مجدد
reprecipitation رسوب دادن مجدد
silt ejector تخلیه کننده رسوب
precipitation reaction واکنش رسوب دهنده
precipating agent عامل رسوب دهنده
sludge رسوب گل و لای ضخیم
eolian رسوب حاصل از جریان باد
tidal mud deposits گل رسوب شده حاصل از جزرو مد
laterization تبدیل سنگ به رسوب صخرههای قرمز
coppering مس گیری رفع رسوب مس از داخل لوله
sludge لجن غلیظ رسوب مخازن سوخت ناو
scale ستون درجه رسوب جدار داخلی دیگ بخارناو
juck work کوبیدن میخ درکف و دیوارهای کانال به منظور ایجاد رسوب
illuviate در اثر نقل مکان از محلی درمحل دیگری رسوب شدن
adsorption رو نشینی
nightlife شب نشینی
recoils پی نشینی
recoiling پی نشینی
recoiled پی نشینی
sedimentation ته نشینی
an eveing party شب نشینی
retrocedence پس نشینی
evening party شب نشینی
sedimentation ته نشینی
illuviation ته نشینی
recoil پی نشینی
sedimentary ته نشینی
soiree شب نشینی
wake شب نشینی
wakes شب نشینی
soirTes شب نشینی
waked شب نشینی
precipitation ته نشینی
deposits ته نشینی
soirees شب نشینی
subsidence ته نشینی
sedinentation ته نشینی
settling ته نشینی
deposit ته نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
hutment کلبه نشینی
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
retreat عقب نشینی
urbanism شهر نشینی
recesses عقب نشینی
eremitism گوشه نشینی
eremitic life گوشه نشینی
retrocedence عقب نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
fallback عقب نشینی
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
katabasis عقب نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
reclvsion گوشه نشینی
retreating عقب نشینی
sequestered life گوشه نشینی
retreated عقب نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
sanctuary حق بست نشینی
solitariness گوشه نشینی
nomadism کوچ نشینی
ruralize ده نشینی کردن
retrocession عقب نشینی
retreats عقب نشینی
tenantry اجاره نشینی
seclusion گوشه نشینی
recoils عقب نشینی
urbanization شهر نشینی
settlement ته نشینی مسکن
suburbia حومه نشینی
recoiling عقب نشینی
settlements ته نشینی مسکن
recess عقب نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
break ground عقب نشینی
recoiled عقب نشینی
recoil عقب نشینی
subornation زیر پا نشینی اغواء
retreated عقب نشینی کردن
to fall back عقب نشینی کردن
retreats عقب نشینی کردن
short recoil عقب نشینی کوتاه
retreating عقب نشینی کردن
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
sink ته نشینی حفره یاگودال
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
colonial معماری کوچ نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
withdraw عقب نشینی کردن
urbanist وابسته بشهر نشینی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
retreat عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
sinks ته نشینی حفره یاگودال
to beat a retreat عقب نشینی کردن
to beat a retreat کوس عقب نشینی
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
withdraws عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
back pressure فشار عقب نشینی
forced withrawal عقب نشینی اجباری
backblast شعله عقب نشینی
backblast موج عقب نشینی
blowback عقب نشینی خودکار
long recoil عقب نشینی طولانی
blowback ضربه عقب نشینی
scuttle عقب نشینی روزنه
scuttled عقب نشینی روزنه
scuttles عقب نشینی روزنه
scuttling عقب نشینی روزنه
ebb current عقب نشینی اب دریا
retirement عقب نشینی اختیاری
pull away عقب نشینی کردن
companionship مصاحبت پهلو نشینی
setback فشار عقب نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
recoiled عقب نشینی کردن توپ
recoil عقب نشینی کردن توپ
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
variable slide طول عقب نشینی متغیر
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
recoiling عقب نشینی کردن توپ
setback نیروی عقب نشینی توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com