English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English Persian
folklore رسوم اجدادی
Other Matches
traditional اجدادی
heredity اجدادی
ancestral اجدادی
lineal عمودی اجدادی
homeland سرزمین ابا و اجدادی
homelands سرزمین ابا و اجدادی
mores رسوم
etiquette رسوم
manner رسوم
conventionalism پیروی از رسوم
the old ways رسوم قدیم
their customs رسوم ایشان
to cling to the old ways به رسوم قدیمی چسبیدن
souithernism رسوم واداب جنوب
conformity پیروی از رسوم یاعقاید
unconventional ازاد از قیود و رسوم
conventionalization توافق با ایین و رسوم
conventionalization هم رنگی با ایین و رسوم
unconverti nal ازادازقیود یا رسوم غیرقراردادی
anglicised باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicises باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicize باداب و رسوم انگلیسی درامدن
unconventionality عدم رعایت اداب و رسوم
anglicized باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicizes باداب و رسوم انگلیسی درامدن
anglicizing باداب و رسوم انگلیسی درامدن
provinciality لهجه یا عادات یا رسوم ولایتی
judaize اداب و رسوم یهودی را پذیرفتن
anglicising باداب و رسوم انگلیسی درامدن
italianism پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
revivalist طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
irishism عبارت یا اصطلاح یا رسوم مشخص ایرلندی
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
to leave everything as it is [not to change anything] رسوم قدیمی را ثابت [دست نخورده] نگه داشتن
When in Rome, do as the Romans do! <idiom> خود را به آداب و رسوم کشور مهمان وفق بده.
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
mediaevalist کسیکه هواخواه رسوم وعقایدقرنهای میانه است کسیکه اشنابتاریخ قرنهای
tribial rugs فرش های عشایری [فرش های ایلی] [اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com