English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (4 milliseconds)
English Persian
urologic رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urological رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
urology رشتهای از علم طب که در باره بیماری دستگاه ادراری وتناسلی بحث میکند
Other Matches
urogenital ادراری وتناسلی
multi strand machine دستگاه چند رشتهای
biocenology رشتهای از زیست شناسی که از اجتماعی موجودات و تاثیرانها بریکدیگر بحث میکند
gerontology رشتهای ازعلوم که درباره پیری و مسایل مربوط به سالخوردگان بحث میکند
biogeography رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
repeater وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
geostrategy شاخهای از فیزیک سیاسی که در باره علم لشکر کشی بحس میکند
glaciology علمی که در باره تجمع برف ویخ و انجماد در دورههای یخبندان بحث میکند
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
geriatrics رشتهای از علم طب که درباره امراض دوران پیری و افراد پیر بحث میکند مبحث امراض پیری
anthropography علم ساختمان بدن انسان رشتهای از علم انسان شناسی که درباره تاثیراوضاع جغرافیایی بر روی نژادها صحبت میکند
scan وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scanned وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scans وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
multiplex telegraphy دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
reeling دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reels دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reel دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
reeled دستگاه چرخنده خالی که نوار را که از طرف پر می چرخد ذخیره میکند
automats دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
automat دستگاه خودکاری که پس ازانداختن سکهای درون ان غذایا مشروبی را خارج میکند
feeds وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
feed وسیلهای که کاغذ و نور را وارد ماشین میکند مثل چاپگر یا دستگاه فتوکپی
ink jet printer دستگاه خروجی که بوسیله پاشیده شدن لایه نازکی ازجوهر چاپ میکند
sequela بیماری ناشی از بیماری دیگر
uric ادراری
nocturnal enuresis شب ادراری
enuresis nocturna شب ادراری
urinary ادراری
bed welting شب ادراری
enuresis شب ادراری
urogenital ادراری- تناسلی
polyuria فزون ادراری
urolagnia شهوت ادراری
urinogenital ادراری- تناسلی
urinary tract infection [UTI] عفونت ادراری [پزشکی]
urinous پیشابی ادراری بولی
bladder infection عفونت ادراری [پزشکی]
acute cystitis عفونت ادراری [پزشکی]
mail server کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
howler صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
driver یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
DTMF روش شماره گیری با دستگاه تلفن که در آن هر شماره یک TONE ایجاد میکند مقایسه شود با Pulse Dialling
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
cross hairs دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
reel to reel ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
reel-to-reel ماشین ضبط نور مغناطیسی که از دستگاه گیرنده نوار برای یک چرخ استفاده میکند و آنرا به یک نوار دیگر می فرستد
MIDI sequencer داده MIDI از درون دستگاه یکسان کننده میدهد. 2-وسیله سخت افزاری که داده MIDI ذخیره شده را ضب و اجرا میکند
coupler وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
fibrinous رشتهای
duplex دو رشتهای
penicillate رشتهای
duplexes دو رشتهای
filiform رشتهای
unifilar تک رشتهای
incandescent bulb لامپ رشتهای
filamentous لیفی رشتهای
single conductor سیم تک رشتهای
duplex transmission مخابره دو رشتهای
single conductor هادی تک رشتهای
single core کابل یک رشتهای
single core هادی تک رشتهای
single core cable کابل یک رشتهای
bulbs لامپ رشتهای
filament lamp لامپ رشتهای
duplex channel مجرای دو رشتهای
bulb لامپ رشتهای
half duplex نیم دو رشتهای
full duplex کاملا دو رشتهای
rbis همبستگی دو رشتهای
full duplex تمام دو رشتهای
duplexing دو رشتهای کردن
biserial correlation همبستگی دو رشتهای
full duplex کاملا" دو رشتهای
fibrous protein پروتئین رشتهای
string file پرونده رشتهای
string formula فرمول رشتهای
string operation عملیات رشتهای
incandescent lamp لامپ رشتهای
multicore line خط چند رشتهای
string manipulation دستکاری رشتهای
multicore چند رشتهای
multiple wire چند رشتهای
interdisciplinary میان رشتهای
filamentary لیفی رشتهای
triserial correlation همبستگی سه رشتهای
three core cable کابل سه رشتهای
dump نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
multiple cable کابل چند رشتهای
point biserial correlation همبستگی دو رشتهای نقطهای
multiple conductor cable کابل چند رشتهای
bifilar winding سیم پیچ دو رشتهای
multi conductor cable کابل چند رشتهای
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
multicore cable کابل چند رشتهای
continous strand furnace کوره رشتهای دائمی
full duplex channel مجرای کاملا دو رشتهای
rpbis همبستگی دو رشتهای نقطهای
double filament lamp لامپ رشتهای با فیلامان مضاعف
multiple cable joint اتصال کابل چند رشتهای
null رشتهای که هیچ حرفی ندارد
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
string رشتهای که فقط حاوی اعداد است
alphabetic character set رشتهای که فقط حروف الفبا را دارد
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
to cut brake or beat a r گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
cacogenics رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
colon که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
colons که نشان دهنده یک توقف در رشتهای از کلمات است
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
atom مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
atoms مقدار یا رشتهای که به حالت ساده تری قابل تبدیل نیست
energetics رشتهای ازعلم مکانیک که درباره نیرو وتحولات ان بحث میکنند
in relation to در باره
in regard to در باره
one-offs یک باره
rampire باره
ter سه باره
one-off یک باره
lake rampart اب باره
rampart باره
inks چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
photochemistry رشتهای از علم شیمی که درباره اثر نور در موادشیمیایی بحث مینماید
ink چاپگر کامپیوتر که رشتهای از نقاط جوهری با بار الکتریکی را به کاغذ می فرستد
here در این باره
one-night stands برنامهی یک باره
tartars باره دندان
Impressionism در باره ادراک
regards بابت باره
regards باره نسبت
regarded باره نسبت
tartar باره دندان
to sputter [about] تف پراندن [در باره ]
regarded بابت باره
on بالای در باره
regard باره نسبت
regard بابت باره
one-night stand برنامهی یک باره
herein در این باره
cryogenics سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
with relation to نسبت به راجع به در باره
rearrngement ترتیب دوم باره
It deals with ... موضوع در باره ... است.
re order سفارش دوم باره
tartarous دارای باره دندان
countermark انگ دوم باره
reapparition فهور دوم باره
aftercrop حاصل دوم باره
you do me injustice در باره من بی عدالتی می کنید
to speak [about] صحبت کردن [در باره]
cirrus لایهای از ابرهای سفیدرنگ منفصل و رشتهای در ارتفاع تقریبی 0057 متری از سطح زمین
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
to ruminate on something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to meditate on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to contemplate about/on/over something اندیشه کردن [در باره چیزی]
to proffer [somebody something ] [something to somebody] [formal] سخن گفتن در باره چیزی
information [on] about somebody] [something] داده ها [در باره کسی یا چیزی]
for the rest اما در باره باقی مطالب
information [on] about somebody] [something] معلومات [در باره کسی یا چیزی]
to sputter [about] با خشم سخن گفتن [در باره ]
multipoint اتصال چندین باره به یک خط یا یک کامپیوتر
i assured him of that به او در این باره اطمینان دادم
She did not ask about this. او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
information [on] about somebody] [something] آگاهی [در باره کسی یا چیزی]
information [on] about somebody] [something] خبر [در باره کسی یا چیزی]
he is an a. on that سخن او دراین باره است
to theorize [about something] نگرشگری کردن [در باره چیزی]
disclosure عمل بیان در باره چیزی
disclosures عمل بیان در باره چیزی
deuterogamy عروسی دوم باره تجدیدفراش
conventions باره مسائل حزبی ناحیهای
to theorise [about something] [British E] نگرشگری کردن [در باره چیزی]
with regard to نسبت به در باره راجع به در خصوص
what do you think of him? عقیده شما در باره او چیست
to talk shop در باره کار صحبت کردن
prejudicate بی رسیدگی رای دادن در باره
what say you to a cinema? در باره سینما چه عقیده دارید
convention باره مسائل حزبی ناحیهای
to mack i. about a person در باره کسی از دیگران جویاشدن
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
scalar نوع داده حاوی دادههای مجزا که قابل پیش بینی هستندو رشتهای را دنبال می کنند
to make of something در باره چیزی نظر [عقیده] داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com