Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
sequence
رشته ترتیب
sequences
رشته ترتیب
Search result with all words
collating sequence
توالی ترتیب رشته تلفیق
optimal merge tree
نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
Other Matches
null
رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill
حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
random processing
پردازش داده به ترتیب مورد نیاز و نه ترتیب ذخیره شده
schedules
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule
ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
collocation
ترتیب نوبت و ترتیب پرداخت بدهی به طلبکاران
thready
رشته رشته باصدای باریک
chain
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
chains
1-مجموعهای از فایل ها یادادههای متصل بهم به ترتیب 2-مجموعهای از دستورالعمل ها که به ترتیب اجرا می شوند
firing order
ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
threads
رشته رشته شدن
thread
رشته رشته شدن
fiberize
رشته رشته کردن
fibrillation
رشته رشته سازی
batting order
ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
sierra
رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
unifilar
یک رشته
ranged
رشته
range
رشته
threads
رشته
tatter
رشته رشته
yarns
رشته
series
رشته
yarn
رشته
line
رشته
lines
رشته
branch
رشته
coneatenation
رشته
suites
رشته
trained
رشته
suite
رشته
reeve
رشته
trains
رشته
ghaut
رشته
sequences
رشته
train
رشته
branches
رشته
filaria
رشته
seriated
رشته رشته
fiber
رشته
fibre
رشته
funicle
رشته
fibres
رشته
sequence
رشته
ranges
رشته
filament
رشته
chain
رشته
thread
رشته
strands
رشته
strand
رشته
chains
رشته
artery
رشته
arteries
رشته
filaments
رشته
catena
رشته
string
رشته
fielded
رشته
field
رشته
fields
رشته
filament resistor
مقاومت رشته
disciplines
رشته علمی
ridge
رشته تپه
incandescent filament
رشته ملتهب
tracts
رد بپا رشته
tract
رد بپا رشته
ranks
قطار رشته
ranked
قطار رشته
ghat
رشته سلسله
discipline
رشته علمی
guinea worm
کرم رشته
hair worm
کرم رشته
heater
رشته گرمساز
finite series
رشته کراندار
heaters
رشته گرمساز
sequence of events
رشته حوادث
rank
قطار رشته
disciplining
رشته علمی
finespun
نازک رشته
filiform
رشته مانند
filum
رشته لیفی
ridges
رشته تپه
computing
رشته کامپیوتر
alphabetic string
رشته الفبائی
macaroni
رشته فرنگی
nerves
رشته عصبی
spaghetti
رشته فرنگی
hot wire
رشته حرارتی
hot-wire
رشته حرارتی
hot-wired
رشته حرارتی
hot-wires
رشته حرارتی
range
رشته کوه
quartermaster
سر رشته دار
vermicelli
رشته فرنگی
quartermasters
سر رشته دار
ranged
رشته کوه
commentary
رشته یادداشت
ranges
رشته کوه
systems
رشته دستگاه
nerve
رشته عصبی
character string
رشته کاراکتری
empty string
رشته خالی
craftsman trade
رشته فنی
copper strand
رشته مسی
specialities
رشته اختصاصی
speciality
رشته اختصاصی
character string
رشته دخشهای
hot-wiring
رشته حرارتی
bit string
رشته بیتی
bit string
رشته ذرهای
system
سلسله رشته
bit stream
رشته ذره یی
systems
سلسله رشته
system
رشته دستگاه
barbicel
رشته باریک پر
commentaries
رشته یادداشت
lighting filament
رشته ملتهب
yarn
رشته طناب
the province of science
رشته علمی
lines
رشته بند
fibre
رشته علفی
line
رشته بند
fibres
رشته علفی
search string
رشته جستجو
branch
شعبه رشته
branch
رشته ساقه
branches
شعبه رشته
branches
رشته ساقه
pasta
رشته فرنگی
train
رشته سلسله
string
رشته خالی
train
یک رشته موج
trained
رشته سلسله
specialty
رشته اختصاصی
train of thought
رشته افکار
symbol stringe
رشته نمادی
stup string
رشته تنظیم
strobilation
تشکیل رشته
string variable
متغیر رشته
the province of science
رشته علوم
yarns
رشته طناب
string manipulation
دستکاری رشته
string length
طول رشته
string handling
بکارگیری رشته
major
رشته اصلی
majored
رشته اصلی
majoring
رشته اصلی
spinnerete
رشته ساز
spinneret
رشته ساز
solid wire
سیم تک رشته
trains
رشته سلسله
trained
یک رشته موج
symbolic string
رشته علائم
noodle
رشته فرنگی
division
رشته
[دانشی]
area
رشته
[دانشی]
field
رشته
[دانشی]
null string
رشته پوچ
trains
یک رشته موج
main sequence
رشته اصلی
string
رشته کردن
branch
رشته
[دانشی]
optical fiber
رشته اپتیکی
null string
رشته تهی
minor
رشته فرعی کهاد
areodesy
رشته مریخ شناسی
string
تعداد حروف یک رشته
spaghetti
خوراک رشته فرنگی
terrachord
یک رشته چهار پردهای
string
اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
The bonds of friendship (affection).
رشته دوستی والفت
string
برچسب مشخصات یک رشته
to go in for
رشته یاپیشه خودقراردادن
What is your branch of study?
رشته تحصیلیتان چیست ؟
arcade
رشته طاق یاطاقها
flight
یک رشته پلکان سلسله
aline
دریک رشته قراردادن
ligature
شریان بندی رشته
campaigned
یک رشته عملیات جنگی
heater voltage
ولتاژ رشته گرمساز
heater current
جریان رشته گرمساز
competent
شایسته دارای سر رشته
continuum
رشته مسلسل تسلسل
ribbon vermicelli
رشته فرنگی باریک
heater cathode
کاتد با رشته گرمساز
suites
رشته مسلسل اپارتمان
campaign
یک رشته عملیات جنگی
campaigns
یک رشته عملیات جنگی
campaigning
یک رشته عملیات جنگی
fibril
رشته کوچک تارچه
metal filament
[رشته مارپیچ فلزی]
fiberglass
شیشه رشته مانند
mycelium
رشته رشدکننده قارچ
ligation
رشته یاوسیله بستن
laid up in bed
پیشه ویژه رشته
bonds of relationship
رشته قوم وخویشی
suite
رشته مسلسل اپارتمان
string processing languages
زبانهای پردازش رشته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com