English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
areodesy رشته مریخ شناسی
Other Matches
areodetic مربوط به مریخ شناسی مریخ شناسی
entomology حشره شناسی [حشره شناسی] [جانور شناسی] [رشته دانشگاهی]
mars مریخ
areology مبحث مریخ
mars ستاره مریخ
null رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
Martians اهل کره مریخ
Martian اهل کره مریخ
areography شرح بهرام یا مریخ
How many moons has the planet mars ? کره مریخ چند تاماه دارد؟
asteroids سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
asteroid سیارات صغارمابین مریخ و مشتری شهاب اسمانی
thready رشته رشته باصدای باریک
threads رشته رشته شدن
fibrillation رشته رشته سازی
fiberize رشته رشته کردن
thread رشته رشته شدن
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
psychbiology علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
bionomics زیوه شناسی شاخهای از علم زیست شناسی که از رابطه موجودات زنده بامحیطبحث میکند
philological وابسته به واژه شناسی یازبان شناسی تاریخی وتطبیقی
bacteriologic مربوط به میکرب شناسی وابسته به باکتری شناسی
lateral meniscus منیسک خارجی [کالبد شناسی] [زیست شناسی]
philology زبان شناسی تاریخی وتطبیقی واژه شناسی
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
karyology هسته شناسی مبحثی ازعلم سلول شناسی ک ه درباره تشریح هسته سلولی وساحتمان کروموسوم بحث میکند
zoo ecology قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
neurologic وابسته به عصب شناسی یا پی شناسی
kinematics حرکت شناسی جنبش شناسی
typology گونه شناسی نوع شناسی
sierra رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
ornithology پرنده شناسی [جانور شناسی] [پرنده شناسی]
laryngological وابسته به حنجره شناسی مبنی بر علم حنجره شناسی
pathologically از لخاظ ناخوشی شناسی ازروی علم ناخوشی شناسی
oenology می شناسی شراب شناسی
reeve رشته
filament رشته
trained رشته
coneatenation رشته
fiber رشته
strands رشته
branches رشته
train رشته
chain رشته
chains رشته
seriated رشته رشته
branch رشته
ranges رشته
ranged رشته
range رشته
trains رشته
sequence رشته
sequences رشته
filaments رشته
catena رشته
arteries رشته
strand رشته
fibres رشته
filaria رشته
suite رشته
artery رشته
suites رشته
ghaut رشته
unifilar یک رشته
yarns رشته
thread رشته
threads رشته
string رشته
yarn رشته
tatter رشته رشته
series رشته
lines رشته
line رشته
fibre رشته
fielded رشته
field رشته
fields رشته
funicle رشته
psychologically از لحاظ روان شناسی ازروی روان شناسی
epistemologycal وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
the province of science رشته علوم
the province of science رشته علمی
nerve رشته عصبی
hot wire رشته حرارتی
spaghetti رشته فرنگی
pasta رشته فرنگی
computing رشته کامپیوتر
ranks قطار رشته
copper strand رشته مسی
craftsman trade رشته فنی
ridge رشته تپه
heaters رشته گرمساز
heater رشته گرمساز
ranked قطار رشته
optical fiber رشته اپتیکی
rank قطار رشته
hot-wire رشته حرارتی
hot-wired رشته حرارتی
search string رشته جستجو
strobilation تشکیل رشته
string variable متغیر رشته
string manipulation دستکاری رشته
string length طول رشته
string handling بکارگیری رشته
alphabetic string رشته الفبائی
bit string رشته بیتی
bit string رشته ذرهای
bit stream رشته ذره یی
spinnerete رشته ساز
spinneret رشته ساز
sequence of events رشته حوادث
solid wire سیم تک رشته
stup string رشته تنظیم
symbol stringe رشته نمادی
symbolic string رشته علائم
hot-wires رشته حرارتی
hot-wiring رشته حرارتی
train of thought رشته افکار
quartermaster سر رشته دار
nerves رشته عصبی
character string رشته دخشهای
quartermasters سر رشته دار
character string رشته کاراکتری
commentaries رشته یادداشت
commentary رشته یادداشت
specialities رشته اختصاصی
speciality رشته اختصاصی
macaroni رشته فرنگی
barbicel رشته باریک پر
branch رشته [دانشی]
majoring رشته اصلی
fibre رشته علفی
fibres رشته علفی
branch شعبه رشته
branch رشته ساقه
branches شعبه رشته
branches رشته ساقه
train رشته سلسله
train یک رشته موج
trained رشته سلسله
trained یک رشته موج
trains رشته سلسله
trains یک رشته موج
finite series رشته کراندار
finespun نازک رشته
filiform رشته مانند
main sequence رشته اصلی
field رشته [دانشی]
incandescent filament رشته ملتهب
area رشته [دانشی]
string رشته خالی
string رشته کردن
division رشته [دانشی]
hair worm کرم رشته
guinea worm کرم رشته
line رشته بند
lines رشته بند
ghat رشته سلسله
yarn رشته طناب
yarns رشته طناب
major رشته اصلی
majored رشته اصلی
lighting filament رشته ملتهب
ridges رشته تپه
null string رشته پوچ
range رشته کوه
systems رشته دستگاه
systems سلسله رشته
disciplining رشته علمی
noodle رشته فرنگی
system رشته دستگاه
specialty رشته اختصاصی
system سلسله رشته
disciplines رشته علمی
discipline رشته علمی
null string رشته تهی
ranged رشته کوه
filum رشته لیفی
tract رد بپا رشته
empty string رشته خالی
vermicelli رشته فرنگی
sequence رشته ترتیب
ranges رشته کوه
tracts رد بپا رشته
filament resistor مقاومت رشته
sequences رشته ترتیب
minor رشته فرعی کهاد
terrachord یک رشته چهار پردهای
string اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
laid up in bed پیشه ویژه رشته
tissues رشته پارچهء بافته
ligature شریان بندی رشته
What is your branch of study? رشته تحصیلیتان چیست ؟
spaghetti خوراک رشته فرنگی
heater current جریان رشته گرمساز
heater cathode کاتد با رشته گرمساز
The bonds of friendship (affection). رشته دوستی والفت
heater voltage ولتاژ رشته گرمساز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com