English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
sierra رشته کوه تیز ودندانه دار رشته جبال تیز ودندانه دار
Other Matches
Range of mountains. رشته کوه ( کوهها ؟جبال )
null رشته یا حروفی که حرف null دارد برای بیان انتهای رشته
fills حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
fill حرفی که یک رشته اضافه میشود تا طول آن رشته مناسب شود
thready رشته رشته باصدای باریک
thread رشته رشته شدن
threads رشته رشته شدن
fibrillation رشته رشته سازی
fiberize رشته رشته کردن
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
reeve رشته
strands رشته
suites رشته
sequence رشته
sequences رشته
ghaut رشته
suite رشته
thread رشته
seriated رشته رشته
branch رشته
branches رشته
train رشته
trained رشته
range رشته
trains رشته
threads رشته
strand رشته
funicle رشته
chain رشته
chains رشته
coneatenation رشته
catena رشته
filament رشته
filaments رشته
fiber رشته
filaria رشته
artery رشته
arteries رشته
ranged رشته
ranges رشته
string رشته
line رشته
yarns رشته
yarn رشته
series رشته
lines رشته
field رشته
fielded رشته
fields رشته
unifilar یک رشته
fibre رشته
tatter رشته رشته
fibres رشته
bit string رشته بیتی
copper strand رشته مسی
symbol stringe رشته نمادی
hot wire رشته حرارتی
character string رشته دخشهای
character string رشته کاراکتری
spaghetti رشته فرنگی
quartermaster سر رشته دار
bit string رشته ذرهای
bit stream رشته ذره یی
barbicel رشته باریک پر
branch رشته [دانشی]
field رشته [دانشی]
hot-wired رشته حرارتی
division رشته [دانشی]
hot-wire رشته حرارتی
optical fiber رشته اپتیکی
hot-wiring رشته حرارتی
quartermasters سر رشته دار
commentary رشته یادداشت
macaroni رشته فرنگی
area رشته [دانشی]
commentaries رشته یادداشت
alphabetic string رشته الفبائی
hot-wires رشته حرارتی
stup string رشته تنظیم
train of thought رشته افکار
pasta رشته فرنگی
sequence of events رشته حوادث
search string رشته جستجو
null string رشته تهی
solid wire سیم تک رشته
spinneret رشته ساز
strobilation تشکیل رشته
the province of science رشته علوم
string variable متغیر رشته
string manipulation دستکاری رشته
string length طول رشته
the province of science رشته علمی
string handling بکارگیری رشته
spinnerete رشته ساز
null string رشته پوچ
noodle رشته فرنگی
main sequence رشته اصلی
filament resistor مقاومت رشته
filum رشته لیفی
symbolic string رشته علائم
empty string رشته خالی
filiform رشته مانند
finespun نازک رشته
lighting filament رشته ملتهب
incandescent filament رشته ملتهب
hair worm کرم رشته
guinea worm کرم رشته
ghat رشته سلسله
finite series رشته کراندار
craftsman trade رشته فنی
specialty رشته اختصاصی
disciplines رشته علمی
tracts رد بپا رشته
heater رشته گرمساز
tract رد بپا رشته
heaters رشته گرمساز
branch شعبه رشته
disciplining رشته علمی
rank قطار رشته
ranked قطار رشته
ranks قطار رشته
branch رشته ساقه
trains یک رشته موج
sequence رشته ترتیب
system سلسله رشته
system رشته دستگاه
systems سلسله رشته
sequences رشته ترتیب
range رشته کوه
fibre رشته علفی
ranges رشته کوه
vermicelli رشته فرنگی
systems رشته دستگاه
discipline رشته علمی
fibres رشته علفی
majoring رشته اصلی
ranged رشته کوه
ridge رشته تپه
train یک رشته موج
ridges رشته تپه
string رشته خالی
train رشته سلسله
trained رشته سلسله
trained یک رشته موج
computing رشته کامپیوتر
specialities رشته اختصاصی
speciality رشته اختصاصی
trains رشته سلسله
nerve رشته عصبی
nerves رشته عصبی
string رشته کردن
line رشته بند
branches رشته ساقه
yarns رشته طناب
yarn رشته طناب
major رشته اصلی
branches شعبه رشته
majored رشته اصلی
lines رشته بند
suites رشته مسلسل اپارتمان
campaigning یک رشته عملیات جنگی
continuum رشته مسلسل تسلسل
tissues رشته پارچهء بافته
heater current جریان رشته گرمساز
to go in for رشته یاپیشه خودقراردادن
campaigned یک رشته عملیات جنگی
terrachord یک رشته چهار پردهای
heater cathode کاتد با رشته گرمساز
main sequence stars ستارگان رشته اصلی
ligature شریان بندی رشته
metal filament [رشته مارپیچ فلزی]
ligation رشته یاوسیله بستن
laid up in bed پیشه ویژه رشته
string processing languages زبانهای پردازش رشته
suite رشته مسلسل اپارتمان
ribbon vermicelli رشته فرنگی باریک
heater voltage ولتاژ رشته گرمساز
mycelium رشته رشدکننده قارچ
campaigns یک رشته عملیات جنگی
tissue رشته پارچهء بافته
arcade رشته طاق یاطاقها
fiberglass شیشه رشته مانند
bonds of relationship رشته قوم وخویشی
spaghetti خوراک رشته فرنگی
areodesy رشته مریخ شناسی
aline دریک رشته قراردادن
minor رشته فرعی کهاد
string برچسب مشخصات یک رشته
string تعداد حروف یک رشته
flight یک رشته پلکان سلسله
What is your branch of study? رشته تحصیلیتان چیست ؟
fibril رشته کوچک تارچه
competent شایسته دارای سر رشته
string اتصال مجموعهای از رشته ها به هم
campaign یک رشته عملیات جنگی
The bonds of friendship (affection). رشته دوستی والفت
to lose the t. of a discourse رشته سخن را ازدست دادن
flaxy filaments رشته هایا الیاف کتان
strobilization تشکیل رشته باریک شدگی
gastrologist صاحب سر رشته درپختن وخوردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com