English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
relative humidity رطوبت نسبی
relative humidity رطوبت نسبی [مقدار این رطوبت در فضای کارگاه بافت حائز اهمیت بوده و کم یا زیاد بودن آن اثر مستقیم بر کار بافنده می گذارد.]
Other Matches
optimum moisture رطوبت بهینه رطوبت مناسب
labor theory of value براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
Humidifier رطوبت زن
humidity of the atmosphere رطوبت جو
wettest رطوبت
wet رطوبت
wets رطوبت
wetted رطوبت
damp رطوبت
humidity رطوبت
dewiness رطوبت
dampest رطوبت
dampers رطوبت
moisture رطوبت
moisteness رطوبت
dampness رطوبت
moistness رطوبت
precipitation در صد رطوبت
miosture رطوبت
precipitation رطوبت
specific humidity رطوبت ویژه
air moisture رطوبت هوا
air humidity رطوبت هوا
air dry بدون رطوبت
surface moisture رطوبت سطحی
synovia رطوبت مفصلی
soil moisture رطوبت خاک
the vitreoud humour رطوبت زجاجیه
sebaceous humour رطوبت شحمی
dehumidification رطوبت زدایی
psychrometer رطوبت سنج
hygroscope رطوبت نما
mustiness بوی رطوبت
hygrometry رطوبت سنجی
hygrometer رطوبت سنج
hydrometer رطوبت سنج
moisture content مقدار رطوبت
free moisture رطوبت سطحی
humidification رطوبت افزایی
free moisture رطوبت ازاد
mesic نیازمند به رطوبت
desicant رطوبت گیر
dehumidify رطوبت گرفتن
moisture determination تعیین رطوبت
permeable رطوبت پذیر
hygrosensitive حساس به رطوبت
capillaries رطوبت موئینهای
capillary رطوبت موئینهای
humidity غلظت رطوبت
humidity چگالی رطوبت
absolute humidity رطوبت مطلق
humidity میزان رطوبت
precipitation میزان رطوبت
water proof رطوبت ناپذیر
water content درصد رطوبت
impermeable رطوبت ناپذیر
hyalitis ورم رطوبت زجاجی
equilibrium moisture content درصد رطوبت متعادل
absolute humidity of gas رطوبت مطلق گاز
dampens رطوبت پیدا کردن
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
groundsheet فرش رطوبت ناپذیر
hygroscopic moisture رطوبت موجود در هوا
dampen رطوبت پیدا کردن
hygrology گفتار در رطوبت هوا
dampened رطوبت پیدا کردن
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
dampening رطوبت پیدا کردن
groundsheets فرش رطوبت ناپذیر
silica gel ماده جاذب رطوبت
to fog off دراثر رطوبت پوسیدن
wettish رطوبت دار خیس
aqueous corrosion پوسیدگی در اثر رطوبت
optimum moisture content درصد رطوبت مناسب خاک
permeable قابل عبور دادن رطوبت
permeability قابلیت عبور دادن رطوبت
humectant مادهای که رطوبت را بخودجذب میکند
intravitreous واقع در درون رطوبت شیشهای
unavailable water رطوبت غیر قابل استفاده
moisture content درصد رطوبت موجود در خاک
comparatives نسبی
self relative نسبی
relative code کد نسبی
proportional نسبی
proportional limit حد نسبی
relative نسبی
consanguineous نسبی
relative humidity نم نسبی
respective نسبی
comparative نسبی
deformation due to moisture and tempratu تغییر شکل ناشی از رطوبت وحرارت
hygrometer الات وادوات سنجش رطوبت هوا
relative bearing گرای نسبی
relative bearing جهت نسبی
relative harmonic content مانده نسبی
relative frequency بسامد نسبی
relative density چگالی نسبی
relative error خطای نسبی
relative dispersion پراکندگی نسبی
relative density دانسیته نسبی
relative importance اهمیت نسبی
relative income درامد نسبی
relative jurisdiction صلاحیت نسبی
relative prices قیمتهای نسبی
relative solubility انحلالپذیری نسبی
relative solvation حلالپوشی نسبی
relative term لفظ نسبی
relative value مقدار نسبی
relative velocity سرعت نسبی
relative viscosity گرانروی نسبی
relative wind باد نسبی
relativeness نسبی بودن
relativism نسبی نگری
sanguinity قرابت نسبی
self relative address نشانی نسبی
sib منسوب نسبی
stranger in blood غیر نسبی
proportional representation انتخابات نسبی
relative location ترتیب نسبی
relative majority اکثریت نسبی
relative maximum ماکزیمم نسبی
relative maximum حداکثر نسبی
relative minimum می نیمم نسبی
relative minimum حداقل نسبی
relative permeability نفوذپذیری نسبی
relative motion حرکت نسبی
relative movement حرکت نسبی
relative nullity بطلان نسبی
relative permitivity گذردهی نسبی
relative precision دقت نسبی
whole blood قرابت نسبی
consanguinity قرابت نسبی
genealogical نسبی شجرهای
persons related to another by parentage اقارب نسبی
persons related to another by descent اقارب نسبی
relative compaction تراکم نسبی
blood relationship خویشاوندی نسبی
blood relationship قرابت نسبی
relationship by blood خویشاوندی نسبی
ipsative score نمره نسبی
ipsative scale مقیاس نسبی
emissivity تابش نسبی
comparative advantage برتری نسبی
comparative costs هزینههای نسبی
fractional error خطای نسبی
comparative cover پوشش نسبی
distortion factor مانده نسبی
relationship by blood قرابت نسبی
proportional liability partnership شرکت نسبی
relativity فرضیه نسبی
relative address نشانی نسبی
relationship by bood قرابت نسبی
relative خودی نسبی
relative address آدرس نسبی
specific gravities چگالی نسبی
comparative advantage مزیت نسبی
specific gravity چگالی نسبی
proportional tax مالیات نسبی
ret در معرض رطوبت قرار دادن خیس کردن
cold wet clothing لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
relative supersaturation ابر سیری نسبی
true air speed سرعت نسبی هواپیما
strain افزایش طول نسبی
strains تغییر شکل نسبی
relative value of pieces ارزش نسبی سوارها
relativity of knowledge نسبی بودن دانش
strains افزایش طول نسبی
strain تغییر شکل نسبی
relative dielectric constant ثابت دی الکتریک نسبی
sound level شدت نسبی صوت
a matter of relative importance موضوعی با اهمیت نسبی
relativize بصورت نسبی در اوردن
relative refractory period دوره بی پاسخی نسبی
cultural relativism نسبی نگری فرهنگی
relative income hypothesis فرضیه درامد نسبی
of relative importance دارای اهمیت نسبی
purchasing power parity نرخ نسبی مبادله
relative deformation تغییر شکل نسبی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
employment rate میزان نسبی اشتغال
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative coding برنامه نویسی نسبی
relative addressing نشان دهی نسبی
relative bearing سمت نسبی ناو
relative coding برنامه نویس نسبی
damp land pit curing نگهداری رطوبت بتن برای نمونههای ازمایشی درازمایشگاه
mags ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
mag ماده شیمیایی برای جذب رطوبت دست ژیمناست
differential susceptibility and permeabi مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
strain at failure افزایش طول نسبی درگسیختگی
linear strain تغییر شکل نسبی خطی
bel واحد شدت نسبی توان
relativity فلسفه نسبیه نسبی بودن
recessions کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
simple strain تغییر طول نسبی ساده
coefficient of relative efficiency organ ضریب نسبی کارایی سازمان
bulk strain تغییر شکل نسبی حجمی
increase of strain افزایش تغییر طول نسبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com