English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (3 milliseconds)
English Persian
subject رعایا موضوع
subjected رعایا موضوع
subjecting رعایا موضوع
subjects رعایا موضوع
Other Matches
peasantry رعایا
peasntry رعایا کشاورزان
queue فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
sequential access فایل ترتیبی اندیس دار که موضوع به موضوع در بافر خوانده میشود
queues فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queueing فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queued فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
that is not the proposition موضوع چیز دیگر است موضوع این نیست
reverses روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversing روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reversed روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
reverse روش طراحی محصول که موضوع که موضوع خاتمه یافته طوری طراحی میشودکه نحوه ساخت آن را نشان دهد
circular فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
circulars فایل دادهای که شروع و خاتمه قابل دیدن ندارد. هر موضوع به محل موضوع بعد اشاره میکند و آخرین به اولین اشاره میکند
plotless بی موضوع
indirect objects موضوع
subjects موضوع
mattering موضوع
motif موضوع
motifs موضوع
texts موضوع
subjecting موضوع
question موضوع
subject [topic] موضوع
topic موضوع
questioned موضوع
questions موضوع
head موضوع
point موضوع
subject موضوع
subjected موضوع
propositioned موضوع
themes موضوع ها
subjects موضوع ها
criteria موضوع
objected موضوع
afair موضوع
objecting موضوع
object موضوع
topic موضوع
topics موضوع
theme موضوع
direct objects موضوع
issues موضوع
propositions موضوع
objects موضوع
topics موضوع ها
mattered موضوع
matter موضوع
issued موضوع
matters موضوع
text موضوع
issue موضوع
themes موضوع
propositioning موضوع
proposition موضوع
irrelevant خارج از موضوع
neither here nor there <idiom> بیربط به موضوع
universe of discourse موضوع بحث
problem معما موضوع
problems معما موضوع
recitations تعریف موضوع
subject of debate موضوع دعوی
subject and predicate موضوع و محمول
subduce موضوع کردن
objective complement مکمل موضوع
out of question خارج از موضوع
side issue موضوع فرعی
not to point بیرون از موضوع
monomaniac دیوانه یک موضوع
matter on hand موضوع بحث
in contestation موضوع بحث
affaire d'honneur موضوع شرافتی
beside the question خارج از موضوع
lemma مقدمه موضوع
it is a question of money موضوع بسته به
off the track از موضوع پرت
privity موضوع محرمانه
at issue موضوع بحث
recitation تعریف موضوع
sign position موضوع علامت
sides of the question اطراف موضوع
side show موضوع فرعی
res ipsa loquitur موضوع گویاست
subject شیی موضوع
subjected شیی موضوع
not to the point خارج از موضوع
side issues موضوع فرعی
subjecting شیی موضوع
subjects شیی موضوع
in question موضوع بحث
subject matter مطلب موضوع
postulates اصل موضوع
a horse of another colour [different colour] موضوع علیحده
What gives? موضوع چه است؟
What is happening? موضوع چه است؟
What's up? موضوع چه است؟
What's wrong? موضوع چه است؟
case موضوع حالت
cases موضوع حالت
What's going on? موضوع چه است؟
What is the matter? موضوع چه است؟
What's on? موضوع چه است؟
What's cooking? موضوع چه است؟
grievance موضوع شکایت
postulating اصل موضوع
decade ده موضوع یا رویداد
business موضوع تجارت
businesses موضوع تجارت
postulated اصل موضوع
postulate اصل موضوع
What's the matter? موضوع چیه؟
issued موضوع شماره
objected موضوع منظره
object موضوع منظره
indirect objects موضوع منظره
subject matter موضوع اصلی
decades ده موضوع یا رویداد
direct objects موضوع منظره
issue موضوع شماره
issue موضوع دعوی
issued موضوع دعوی
issues موضوع شماره
issues موضوع دعوی
What is it all about ? موضوع چیست ؟
objecting موضوع منظره
fair game <idiom> موضوع تهاجم
objects موضوع منظره
What's behind all this? موضوع چه است؟
It dawned on me. بعدش من [آن موضوع را] فهمیدم.
it is a question of money موضوع پول است
It deals with ... موضوع در باره ... است.
subjecting مبحث موضوع مطالعه
deviate from the main subject از موضوع خارج شدن
question in dispute موضوع متنازع فیه
embroglio گیر موضوع غامض
i a with you on that matter من در ان موضوع با شماموافق هستم
matter in hand موضوع مورد بحث
subjects مبحث موضوع مطالعه
subjected مبحث موضوع مطالعه
object of worship موضوع پرستش یاستایش
permit goods coveredby کالای موضوع پروانه
at stake نامعلوم موضوع بحث
obiter dictum خارج از موضوع دعوی
reagent موضوع ازمایش روانی
contenting موضوع یک برنامه یا متن
contested area منطقه موضوع اختلاف
donnee موضوع داستان یا درام
The contrary was proved. عکس موضوع ثابت شد
the matter is perplexed موضوع درهم است
the matter in hand موضوع مورد بحث
that is not the question موضوع این نیست
lowdown <idiom> لپ مطلب ،حقیقت موضوع
red herring <idiom> از موضوع اصلی دورکردن
that is a matter of habit موضوع عادت است
monographs رساله درباره یک موضوع
monograph رساله درباره یک موضوع
name of the game <idiom> قسمت اصلی یک موضوع
plot موضوع اصلی توط ئه
plots موضوع اصلی توط ئه
plotted موضوع اصلی توط ئه
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument). موضوع بحث وصحبت ما
That is beside the point. It is irrelevant ( inconsequential , immaterial ) . ربطی به موضوع ندارد
bet موضوع شرط بندی
vexata questio موضوع متنازع فیه
topicality موضوع موردبحث روز
thematic apperception test ازمون اندریافت موضوع
the tax in question مالیات موضوع بحث
dawn on <idiom> روشن شدن (موضوع)
there دراین موضوع انجا
stick to the point از موضوع خارج نشوید
cause موضوع منازع فیه
bets موضوع شرط بندی
gambit بذله موضوع بحث
subject مبحث موضوع مطالعه
gambits بذله موضوع بحث
remind me ofit ان موضوع را بخاطرمن بیاورید
causes موضوع منازع فیه
content موضوع یک برنامه یا متن
causing موضوع منازع فیه
sonnet sequence غزلیات دارای موضوع واحد
It is pointless for her to come here . موضوع ندارد اینجا بیاید
love is everything موضوع اصلی محبت است
To stick to the main topic ( issue ). از موضوع اصلی خارج نشدن
text book کتاب اصلی دریک موضوع
wide of the subject از موضوع پرت خارج ازموضوع
Not to know what one is talking about. از موضوع ( مرحله )پرت بودن
Why have you seized on this topic? چرا چسبیدی به این موضوع ؟
He feels bad about it . He is concerned about it. از این موضوع ناراحت است
You must not relent on this point . You must stand firm. مبادا سر این موضوع شل بیائی
matter of mutual interest موضوع دارای سود دوجانبه
to expatiate on a subject راجع یک موضوع زیادگویی کردن
get wise to something/somebody <idiom> درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
relational database نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
relational database management system نشانهای که دو موضوع را مقایسه میکند
I'll look into the matter. من موضوع را دنبال خواهم کرد.
That is a separate question. این یک موضوع جدایی است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com