Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
bureaucreacy
رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
Other Matches
bureaucrasy
رعایت تشریفات اداری بحدافراط
red tapism
رعایت تشریفات اداری به حدافراط
bureaucracies
رعایت تشریفات اداری بحدافراط
bureaucracy
رعایت تشریفات اداری بحدافراط
bureaucrats
فرد معتقد به رعایت تشریفات اداری
bureaucrat
فرد معتقد به رعایت تشریفات اداری
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
paperwork
تشریفات اداری
red tapery
رعایت تشریفات رسمی واداری بحد افراط
admin
تشریفات اداری و وفایف دیگر مربوط به کارکرد یک موسسه
administrative wheeled vehicle fleet
کاروان خودروهای اداری خودروی اداری
bureaucracy
تاسیسات اداری حکومت اداری
bureaucrasy
حکومت اداری تاسیسات اداری
bureaucracies
تاسیسات اداری حکومت اداری
officialdom
سیستم اداری
officialism
سیستم اداری
office information system
سیستم اطلاعات اداری
workdays
ایام کار اداری ساعات کار اداری
workday
ایام کار اداری ساعات کار اداری
Protocol must be observed.
تشریفات باید رعایت شود
ceremonialism
اعتقاد به لزوم رعایت کامل تشریفات
market socialism
سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
executory
اداری
bureaucrat
اداری
administrative
اداری
bureaucrats
اداری
official
اداری
formal
اداری
administerial
اداری
departmental
اداری
administrative publications
نشریات اداری
overhead gharges
هزینه اداری
circular letter
بخشنامه اداری
administrative services
خدمات اداری
administrative services
قسمتهای اداری
administrative tribunal
دادگاه اداری
administratively
بطور اداری
office chair
صندلی اداری
office chair
مبل اداری
bureaucreat
گماشته اداری
business hours
ساعت اداری
circular letter
نامه اداری
office work
کار اداری
departmental intelligence
اطلاعات اداری
departmentally
ازلحاظ اداری
office building
ساختمان اداری
office hours
ساعات اداری
office computer
کامپیوتر اداری
official communications
مکاتبات اداری
prefecture
حوزه اداری
administrative capacity
فرفیت اداری
unofficial
غیر اداری
administrative channels
مجاری اداری
administrative channels
طرق اداری
administrative command
یکان اداری
administrative command
فرماندهی اداری
red tape
فرمالیته اداری
administrative budget
بودجه اداری
prefectoral
وابسته به اداری
a white collar job
کار اداری
management expenses
مخارج اداری
administration building
ساختمان اداری
administration building
قسمت اداری
malfeasance
خطای اداری
administrative approval
موافقتنامه اداری
officially
از طریق اداری
administrative escort
ناو اداری
bureaucrat
مامور اداری
administrative march
راهپیمایی اداری
administrative movement
حرکت اداری
administrative net
شبکه اداری
prefectorial
وابسته به اداری
service element
عنصر اداری
administrative order
دستور اداری
bureaus
هیئت اداری
bureau
هیئت اداری
administrative law
حقوق اداری
administrative law
قوانین اداری
administrative flight
هواپیمای اداری
administrative flight
پرواز اداری
bureaucrats
مامور اداری
bureaucratic
وابسته به امور اداری
extra official
بیرون ازوفایف اداری
service echelon
رده اداری و خدماتی
Outside office hours.
خارج از وقت اداری
officer
مامور کارمند اداری
officers
مامور کارمند اداری
key personnels
کادر اداری اصلی
provisional order
دستور موقت اداری
officialism
رسمیت مقررات اداری
general administration cost
هزینه عمومی اداری
administrative escort
ناو اسکورت اداری
office swivel chair
صندلی گردان اداری
administrative landing
پیاده شدن اداری
administrative data processing
پردازش دادههای اداری
deck department
قسمت اداری ناو
placeman
صاحب منصب اداری
out of
[outside]
office hours
خارج از ساعات اداری
disciplinary court
دادگاه انتظامی محکمه اداری
administrative shippings
ارسال اماد به طریق اداری
genitourinary
وابسته به دستگاه اداری تناسلی
formal
مقید به اداب ورسوم اداری
administrative lead time
زمان اداری دریافت اماد
formally
مقررات رسمی یا اداری فاهرا"
administrative(financial,legal)process.
جریان اداری (مالی .حقوقی )
superstructures
سازمانهای اداری ومدیریه کشور
superstructure
سازمانهای اداری ومدیریه کشور
ministerial
وابسته به وزیر یا کشیش اداری
services
قسمتهای اداری ادارات نظامی
administrative storage
انبار کردن به طریق اداری
generals
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
general
شرکت مربوط به امور اداری اصلی
administrative acceptees
پرسنل قبول شده از نظر اداری
administrative landing
پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
administrative segregation
زندانی کردن به طور انفرادی تفکیک اداری
fiscal station
قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
military testament
وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
nihilism
اعتقاد به تباهی وفساد دستگاههای اداری ولزوم از بین رفتن انها
capitulary
عضو دستهای درکلیسا مجموعه دستورهاوایین نامههای اداری وشرعی سرلوحه
sheet
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
sheets
سیستم نگهداری کاغذ که ورقههای کاغذ را یکباره در چاپگر قرار میدهد
federal government
دولتهای متشکله یک دولت اتحادی که از نظر دول خارجی فقط واحدهای اداری مستقل تلقی می شوند
workflow
نرم افزار طراحی شده برای بهبود جریان متنهای الکترونیکی در یک شبکه اداری از یک کاربر به دیگری
flow
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flows
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flowed
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
nepotism
انتصاب برادر زاده یا خواهر زاده واقوام نزدیک به مشاغل مهم اداری
Bureaucracy . Red tape .
کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
brief case
[briefcase]
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
attache case
کیف اداری
[کیف جعبه ای دستی چرمی]
transfer processing
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
intermediate
فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
office automation
خودکارسازی اداری خودکارسازی دفتری
interdict
حکم نهی حکم اداری
paperwork
کاغذ بازی
ritualist
ویژه گر تشریفات مذهبی وابسته به تشریفات
to drown in paperwork
<idiom>
در کار کاغذ بازی غرق شدن
[اصطلاح مجازی]
bureaucrats
مامور دولتی مقرراتی واهل کاغذ بازی دیوان سالار
bureaucrat
مامور دولتی مقرراتی واهل کاغذ بازی دیوان سالار
apparatus
[machinery]
سازمان
[سازمان اداری ]
sprocket feed
محل نگهداری کاغذ که چاپگر کاغذ را باچرخ دندانه دار در سوراخهای مقدار لبه هر کاغذ می چرخاند
totalitarianism
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
emcee
بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
emcees
بعنوان رئیس تشریفات عمل کردن رئیس تشریفات شدن
revisionism
روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
tractor feed
روش وارد کردن کاغذ در چاپگر که سوراخهای لبه کاغذ در دندانههای چاپگر قرار می گیرند تا کاغذ به جلو برود
bolshevism
مکتبی متفرع از مارکسیسم که مبدع ان لنین بوده است و مبتنی است بر تاکید این مسئله که طبقه پرولتاریا باید با جنبش و اعمال قوه و بدون اینکه منتظر فرسودگی خودبخودی سیستم کاپیتالیستی باشد قدرت سیاسی را به دست گیرد.
friction feed
تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
two pawns game
بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
maroczy system
سیستم ماروکسی در بازی چهار اسب شطرنج
teletypewriter
صفحه کلید و چاپگر متصل به سیستم کامپیوتری که مستقیماگ یا به وسیله نوار کاغذ پانچ شده داده وارد میکند
crash conversion
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
skip
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skips
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
skipped
حرکت سریع کاغذ در چاپگر , با نادیده گرفتن پیشبرد طبیعی کاغذ
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
governmental
حکومتی
belonging to the state
<adj.>
حکومتی
governmental
<adj.>
حکومتی
government-run
[television, newspaper etc.]
<adj.>
حکومتی
anarchy
بی حکومتی
plotters
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
plotter
وسیلهای که در رسام استفاده میشود برای علامت گذاری کاغذ با چجوهر با حرکت آن روی کاغذ
sprocket holes
مجموعه سوراخ کوچک در هر لبه مجموعهای کاغذ که امکان چرخیدن و قرار گرفتن کاغذ در چاپگر میدهد
government house
اداره حکومتی
government circles
دوایر حکومتی
NCR paper
کاغذ خاص تلقیح شده با مواد شیمیایی که به صورتهای مختلف استفاده میشود. پس از چاپ گرفتن این کاغذ با چاپگر impact
gynaecocracy
حکومتی که دردست اناث باشد
gubernatorial
مربوط به فرماندار یافرمانداری حکومتی
oligrachy
هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
machine based
مبتنی بر ماشین
democratic
مبتنی بر دمکراسی
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
theocracies
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
oligarchical
وابسته به حکومتی که بدست چندتن اداره میشود
oligrachy
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
representative government
حکومتی که وضع قوانین ان بانمایندگان ملت باشد
dictatorship
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
oligarchic
وابسته به حکومتی که بدست چند تن اداره میشود
theocracy
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
dictatorships
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
corporative state
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
sysgen
فرایند تغییر سیستم عامل عمومی دریافت شده ازفروشنده به سیستم مناسبی که نیازهای یکپارچه استفاده کننده را براورده می سازدتولید سیستم
tortious
مبتنی بر تعدی و تفریط
market directed economy
اقتصاد مبتنی بر بازار
computer based training
تربیت مبتنی بر کامپیوتر
character based program
برنامه مبتنی بر کاراکتر
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
page
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
paged
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
pages
انتخابی که به کاربر امکان نحوه تنظیم صفحه برای چاپ بدهد. با تنظیم حاشیه " اندازه کاغذ و سایز کاغذ
scratch paper
کاغذ مسوده کاغذ سیاهه
mixed government
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
polygarchy
حکومتی که به دست عده زیادی اداره شود حکومت جمعی
shinny
بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
hypostyle
دارای سقف مبتنی بر ردیف ستون
Viewdata
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com