English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 123 (6 milliseconds)
English Persian
retinal rivalry رقابت شبکیهای
Other Matches
retinal شبکیهای
retinal disparity ناهمخوانی شبکیهای
competitory رقابت کننده- رقابت امیز
contests رقابت ها
rivalry رقابت
rivalries رقابت
racing رقابت
competitions رقابت ها
contest رقابت
competition رقابت
contentions رقابت
rivalship رقابت
emulation رقابت
contention رقابت
playing رقابت
play رقابت
played رقابت
competition رقابت
plays رقابت
competitions رقابت
contestation رقابت مرافعه
cut throat competition رقابت بیرحمانه
free competition رقابت ازاد
fair competition رقابت منصفانه
cut throat competition رقابت ادمکشانه
destructive competition رقابت مخرب
competitive رقابت امیز
competition rules قوانین رقابت
competetive رقابت امیز
fair competition رقابت عادلانه
autocompetition رقابت با خود
atomistic competition رقابت ذرهای
antagonistically ازروی رقابت
vying رقابت کننده
competitiveness رقابت امیز
imperfect competition رقابت ناقص
sibling rivalry رقابت هم شیرها
theoretical competition رقابت نظری
theoretical competition رقابت فرضی
unfair competition رقابت ناعادلانه
workable competition رقابت عملی
competition conditions شرایط رقابت
competitive conditions شرایط رقابت
conditions of (the) competition شرایط رقابت
pure competition رقابت کامل
pure competition رقابت محض
monopolistic competition رقابت انحصاری
natural competition رقابت طبیعی
pandering contest رقابت در خودشیرینی
partial competition رقابت جزئی
perfect competition رقابت کامل
perfecting bail competition رقابت کامل
pure competition رقابت خالص
rivaled رقابت کردن
contesting رقابت دعوا
contested رقابت دعوا
contest رقابت دعوا
diced رقابت فشرده
emulating رقابت کردن با
dicing رقابت فشرده
dumping رقابت مکارانه
emulates رقابت کردن با
emulated رقابت کردن با
emulate رقابت کردن با
dices رقابت فشرده
competes رقابت کردن
competed رقابت کردن
dice رقابت فشرده
contests رقابت دعوا
vie رقابت کردن
corrival رقابت کردن
keen قابل رقابت
rivals رقابت کردن
keenest قابل رقابت
rivalling رقابت کردن
rivalled رقابت کردن
rivaling رقابت کردن
competence روح رقابت
competitively از روی رقابت
compete رقابت کردن
vied رقابت کردن
vies رقابت کردن
rival رقابت کردن
up for grabs <idiom> آماده رقابت شدن
hardball رقابت شدید و بیرحمانه
theory of monoplistic competition نظریه رقابت انحصاری
sturt ازار دادن رقابت
nonprice competition رقابت غیر قیمتی
destructive competition رقابت زیان اور
competitive factors عوامل محرک رقابت
competitive goods کالاهای مورد رقابت
competitive قابل رقابت رقابتی
competitiveness قابل رقابت رقابتی
evils of imperfect competition مضار رقابت ناقص
give someone a good run for her money <idiom> رقابت شدید به وجود آوردن
european community competition rules مقررات رقابت در جامعه اروپا
run scared <idiom> تلاش برای رقابت سیاسی
contend مخالفت کرده با رقابت کردن
contended مخالفت کرده با رقابت کردن
contends مخالفت کرده با رقابت کردن
competition oriented pricing قیمت گذاری رقابت امیز
set the pace <idiom> برای انجام کارها رقابت ایجادکردن
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
To try to keep up with the joneses. چشم وهم چشمی کردن ( رقابت )
pits به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
pit به رقابت واداشتن هسته میوه را دراوردن
open market بازار ازاد بازاری که دارای رقابت کامل میباشد
paragon رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
paragons رقابت کردن بعنوان نمونه بکار بردن برتری یافتن
neoclassical school مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
rat race عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
cartel اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
cartels اتحادیه کمپانیهای تولید و عرضه کننده کالا به منظور قبضه کردن بازارکشور یا حتی جهان و تعیین قیمتها به میل خود وجلوگیری از رقابت
antagonistic خصومت امیز رقابت امیز
competes رقابت کردن با هم چشمی کردن
competed رقابت کردن با هم چشمی کردن
challenge رقابت کردن سرپیچی کردن
challenged رقابت کردن سرپیچی کردن
challenges رقابت کردن سرپیچی کردن
compete رقابت کردن با هم چشمی کردن
mini کامپیوتر کوچک با محدوده توان پردازش و دستورات بیشتر از یک ریز کامپیوتر ولی قابل رقابت با سرعت یا توان کنترل داده کامپیوتر mainframe نیست
head to head رقابت شانه به شانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com