Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 263 (13 milliseconds)
English
Persian
roudelay
رقص دایره وار
Search result with all words
field
دایره
fielded
دایره
fields
دایره
round
دایره وار
round
آنچه در دایره حرکت میکند
roundest
دایره وار
roundest
آنچه در دایره حرکت میکند
domain
حوزه دایره
domains
حوزه دایره
lobe
دایره سازی
lobes
دایره سازی
circular
دایره وار
circular
آنچه در یک دایره می چرخد
circulars
دایره وار
circulars
آنچه در یک دایره می چرخد
circuit
دایره
circuits
دایره
agencies
دایره
agency
دایره
branch
دایره قسمت
branches
دایره قسمت
circulate
چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulated
چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
circulates
چرخش در یک دایره و بازگشت به محل اول
sector
قطاع دایره
sectors
قطاع دایره
afro
نوعی مدل مو در میان آفریقایی آمریکایی های دهه هفتاد میلادی که مو در آن به شکل دایره بزرگی اصلاح می شود.
concentrate
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
concentrates
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
concentrating
ترکیب تعدادی خط یا دایره یا داده برای اینکه فضای کمتری اشغال کنند
meridian
دایره طول
meridian
دایره نیمروز
meridians
دایره طول
meridians
دایره نیمروز
orbit
دایره وارحرکت کردن
orbited
دایره وارحرکت کردن
orbits
دایره وارحرکت کردن
diameter
قطر دایره
diameters
قطر دایره
bureau
دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
bureaus
دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
troll
دایره وارحرکت کردن
trolls
دایره وارحرکت کردن
encyclopaedias
دایره المعارف
encyclopaedias
دایره العلوم دانش جنگ
encyclopedia
دایره المعارف
encyclopedia
دایره العلوم دانش جنگ
encyclopedias
دایره المعارف
encyclopedias
دایره العلوم دانش جنگ
section
گروه دایره
sections
گروه دایره
loop
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
looped
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
loops
ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
gold
دایره مرکزی هدف
golds
دایره مرکزی هدف
circumference
محیط دایره
circumferences
محیط دایره
fascia
دایره زنگی
fascias
دایره زنگی
compass
دایره
compass
وسعت دایره
limb
دایره مدرج
limbs
دایره مدرج
chart
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
charted
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
charting
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
charts
شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
tambourine
دایره زنگی
tambourine
دایره
tambourine
دایره زنگی زدن
tambourines
دایره زنگی
tambourines
دایره
tambourines
دایره زنگی زدن
circlet
دایره کوچک
circlet
تشکیل دایره کوچک دادن
circlet
دایره وارحرکت کردن
circlets
دایره کوچک
circlets
تشکیل دایره کوچک دادن
circlets
دایره وارحرکت کردن
semicircle
نیم دایره تشکیل دادن
semicircles
نیم دایره تشکیل دادن
Equator
دایره استوا
timbre
دایره زنگی
pi
نسبت پیرامون به شعاع دایره
circle
دایره
circle
محیط دایره
circled
دایره
circled
محیط دایره
circles
دایره
circles
محیط دایره
circling
دایره
circling
محیط دایره
absolute
دایره نامحدود
absolutes
دایره نامحدود
radius
شعاع دایره
foot
دایره اول هدف
encyclopedic
دایره المعارفی
counter
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
countered
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
Other Matches
epicycloid
منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
quadrant
ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle
دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
quadrant
ربع دایره ربع محیط دایره
spheres
دایره
sphere
دایره
departments
دایره
division
دایره
divisions
دایره
Dingbat
دایره
recurring curve
دایره
department
دایره
disks
دایره
disk
دایره
rhomb
دایره
subdivision
دایره
roundle
دایره
roundel
دایره
rondelle
دایره
rondel
دایره
vertical circle
دایره قائم
turning circle
دایره گردش
timbrel
دایره زنگی
tactile circle
دایره بساوشی
stress circle
دایره تنش
spheral
بشکل دایره
adjutant general
دایره پرسنل
azimuth circle
دایره سمتیه
cash office
دایره صندوق
growth ring
دایره سالیانه
perimeter
[circumference]
of a circle
محیط دایره
orbiculate
دایره وار
chord
وتر دایره
center circle
دایره میانی
growth ring
دایره رشد
gyre
گردش دایره
half round
نیم دایره
hemicycle
نیم دایره
hour circle
دایره ساعتی
mohr's circle
دایره موهر
mohr's circle
دایره مور
north circle
دایره شمالگان
orbicularly
دایره وار
pericycle
دایره محیطیه
pitch circle
دایره گام
quadrant
ربع دایره
quadrant
چهار یک دایره
great circle
دایره عظیمه
equinoctial colure
دایره اعتدال
circular arc
کمانی از دایره
cirque
دایره کوچک
small circle
دایره صغیره
color circle
دایره رنگها
colure
دایره متقاطعه
cycloidal
وابسته به دایره
cyclometer
دایره سنج
diallist
دایره ساز
diffusion circle
دایره پخش
sextant
یک ششم دایره
discobolus
دایره انداز
eclipic
دایره البروج
ecliptic
دایره البروج
encyclopaedia
دایره المعارف
semidiameter
شعاع دایره
semi circle
نیم دایره
rhumb
دایره افقی
relocation clock
دایره تنظیم تیر
hrowing circle
دایره پرتاب دیسک
obliquity of ecliptic
میل دایره البروج
relocation clock
دایره تنظیم هدف
prime vertical circle
دایره قائم اصلی
prime meridian
دایره نیمروز مبدا
secondary great circle
دایره عظیمه ثانویه
small circle
دایره صغیره سماوی
circumscribed circle
دایره محیطی
[ریاضی]
circumcircle
دایره محیطی
[ریاضی]
pie chart
نمودار دایره ای
[ریاضی]
circle chart
نمودار دایره ای
[ریاضی]
pie chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
circle chart
گراف دایره ای
[ریاضی]
area of a circle
مساحت دایره
[ریاضی]
throwing circle
دایره پرتاب نیزه
turning circle
دایره چرخش ناو
x o test
ازمون ضربدر و دایره
unit circle
دایره واحد
[ریاضی]
Diocletion Window
پنجره نیم دایره
circular bench
نیمکت گرد
[دایره ای]
area of a disc
مساحت دایره
[ریاضی]
quadrant
ربع دایره
[ریاضی]
corner quadrant
ربه دایره کرنر
cycloid
شبیه دایره منحنی
drawing curve
شابلون دایره و منحنی
free throw circle
دایره پرتاب ازاد
equinoctial colure
دایره ساعتی مرجع
great circle
دایره عظیمه سماوی
center of quarter circles
مرکز یک چهارم دایره ها
center circle
دایره وسط زمین
census office
دایره سجل و احوال
encyclopaedist
نویسنده دایره المعارف
celestial meridian
دایره نیمروز سماوی
closure of horizon
بستن دور دایره
airt
ربع دایره اداره
great circle route
کمان دایره عظیمه
g man
نماینده مخصوص دایره بازرسی
radian
زاویه مرکزی قوس دایره
sectorial
مربوط به قطاع دایره برش
double three
دوبارحرکت سه چرخشی روی یک دایره
disklike
دایره شکل قرص مانند
x ring
دایره مرکزی هدف تیراندازی
encyclopaedic
وابسته به دایره المعارف جامع
halfbow
دایره دوم در وسط هدف
great circle
بزرگترین دایره محیط یک کره
great circle route
مسیرقوس دایره عظیمه سماوی
kick circle
دایره 8/81 متری وسط میدان
sphere
دایره معلومات احاطه کردن
encyclopaedical
وابسته به دایره المعارف جامع
encyclopaedism
اصول نویسندگان دایره المعارف
incircle
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
red zone
دایره قرمز صفحه هدفگیری
inscribed circle
[of a triangle]
دایره
[محاطی مثلث]
[ریاضی]
spheres
دایره معلومات احاطه کردن
center ice spot
نقطه شروع در مرکز دایره میانی
center face off spot
نقطه شروع در مرکز دایره میانی
cyrtostyle
[سرسرا روی طاق نیم دایره ای]
petticoats
قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
petticoat
قسمت خارج از بزرگترین دایره هدف
the power of a point with respect to a circle
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
[ریاضی]
base circle
هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
power of a point
قوت یک نقطه نسبت به یک دایره
[ریاضی]
envelopment
شکل مخصوص حرکت دایره انولوپمان
wingover
مانور بانیم چرخش یا نیم دایره
encyclopedist
دارای معلومات جامع دایره المعارف نویس
face off circle
هرکدام از پنج دایره کوچک مخصوص رویارویی
peg in the ring
بازی فرفره چرخابی در توی دایره معین
circular probable error
دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
spinner play
حمله یک نفره با دریافت توپ و چرخیدن یک دایره کامل
countering
چرخش از جلو بعقب وبعکس یا ساختن سه دایره مماس
fusarole
[حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
marker circle
دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
annulus
دایرهای که بوسیلهء گردش یک دایره وراء محیط خودتشکیل گردد
azimuth
نقطه شمال دایره قائمی که از مرکز جسم عبور میکند
circle of position
دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
fan marker
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
circular carpet
قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
circularization
تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
jewelled
[هر نوع تزئین تشکیل شده از نوارهای باریک و مهره های نیمه دایره و لوزی شکل]
effectiveness clock
دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
graduated circle of an alidade
دایره مدرج زاویه یاب صفحه درجه دار زاویه سنج
vertical circle
دایره عظیمه ماربر راس القدم و سمت القدم نافر
stopboard
تخته مستطیل پشت چاله پرش با نیزه تخته لبه دایره پرتاب وزنه
poussette
رقص دسته جمعی دایره وار رقص چوبی
selections
دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
selection
دایره کوچک که روی یک فریم اطراف ناحیه انتخاب شده نمایش داده میشود که به کاربر امکان تغییر شکل فضا را میدهد
reshape handle
دایره کوچک نمایش داده شده روی یک فریم اطراف یک شی یا تصویرکه کاربرمیتواندانتخاب کند وبکشد تا شکل فریم یا شی گرافیکی را تغییردهد
drawing tools
مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
zodiac
منطقه البروج دایره البروج
zodiacal
منطقه البروج دایره البروج
compass rose
دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
orthodromics
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromy
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
pendant
سر ترنج
[کلاله]
[سر ترنج را به طرح های دوران صفویه نسبت می دهند و معمولا نقشی از ترنج مرکزی را نشان می دهد و به صورت های مختلف هندسی، بیضی شکل، دایره ای و چند ضلعی بافته می شود.]
table carpet
فرش رومیزی
[اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com