Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English
Persian
complement
رقم دودویی که مکمل شده است
complemented
رقم دودویی که مکمل شده است
complementing
رقم دودویی که مکمل شده است
complements
رقم دودویی که مکمل شده است
Other Matches
mask
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
masks
الگوی ارقام دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دودویی
two's complement
افزودن یک به متمم یک یک عدد دودویی , برای نمایش اعداد دودویی منفی
inverting
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
invert
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
inverts
تغییر تمام یکهای دودویی به صفر و صفرهای دودویی به یک
dyadic operation
عمل دودویی با استفاده از دو عملوند دودویی
bipolar
روش ارسال که از سطح ولتاژهای متفاوت مثبت و منفی برای نمایش دودویی استفاده میکند و صفر دودویی در سطح صفر نمایش داده میشود
non return to zero
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
complementarity
مکمل
complementing
مکمل
supplements
مکمل
complementary
مکمل
supplementary
مکمل
supplement
مکمل
supplemented
مکمل
complements
مکمل
supplementing
مکمل
one's complement
مکمل یک
integrant
مکمل
complement
مکمل
ten's complement
مکمل 01
nine's complement
مکمل 9
completive
مکمل
two's complement
مکمل 2
complemented
مکمل
true complement
مکمل واقعی
complementary
زاویه مکمل
additional
<adj.>
مکمل اضافی
supplementary costs
هزینههای مکمل
self complementing code
کد خود مکمل
radix complement
مکمل مبنا
complementary demand
تقاضای مکمل
objective complement
مکمل موضوع
complementary factors
عوامل مکمل
complementary goals
اهداف مکمل
codicillary
مکمل وصیتنامه
complementary goods
کالاهای مکمل
additional moment
لنگر مکمل
complementary resources
منابع مکمل
codicils
مکمل وصیتنامه
fan cameras
دوربینهای مکمل
codicil
مکمل وصیتنامه
integral part
جزء مکمل
integrant
جزء مکمل
nine's complement
مکمل دهدهی
true complement
مکمل صحیح
supplementary
اضافی مکمل
complements
متمم مکمل
complemented
مکمل دهدهی
complemented
حد مجاز مکمل
complement
متمم مکمل
complement
حد مجاز مکمل
complements
مکمل دهدهی
complemented
متمم مکمل
complements
حد مجاز مکمل
complementing
حد مجاز مکمل
complementing
متمم مکمل
complementing
مکمل دهدهی
complement
مکمل دهدهی
complementary colors
رنگهای مکمل
supplements
الحاق زاویه مکمل
makeweight
چیز یاعضو مکمل
supplement
الحاق زاویه مکمل
supplemented
الحاق زاویه مکمل
supplementing
الحاق زاویه مکمل
additional bending moment
لنگر خشمی مکمل
the i. parts of a whole
بخش هایی مکمل یک چیزدرست
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
complement
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complement
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
binary
دودویی
two scale
دودویی
binary cell
سلول دودویی
binary variable
متغیر دودویی
binary number
عدد دودویی
binary numeral
رقم دودویی
heap
درخت دودویی
binary point
ممیز دودویی
binary tape
نوار دودویی
binary tree
درخت دودویی
binary loader
انباشتگر دودویی
binary digit
رقم دودویی
binary chop
جستجوی دودویی
binary coded
به رمز دودویی
binary cell
یاخته دودویی
binary card
کارت دودویی
binary arithmetic
حساب دودویی
column binary
دودویی ستونی
binary counter
شمارنده دودویی
bits
رقم دودویی
bit
رقم دودویی
heaps
درخت دودویی
binary operation
عمل دودویی
heaping
درخت دودویی
binary deck
دستینه دودویی
binary code
رمز دودویی
pure binary
دودویی محض
row binary
دودویی سطری
chinese binary
دودویی چینی
complemented
تبدیل یک عدد دودویی
complements
تبدیل یک عدد دودویی
binary arithmetic operation
عملکرد ریاضی دودویی
one's complement
معکوس یک عدد دودویی
row binary card
کارت دودویی سطری
sequences
مجموعهای از ارقام دودویی
sequence
مجموعهای از ارقام دودویی
binary notation
نشان گذاری دودویی
binary number system
سیستم عددنویسی دودویی
binary synchronous communication
ارتباطات همزمان دودویی
complemented
معکوس یک عدد دودویی
complements
معکوس یک عدد دودویی
equivalent binary digits
ارقام دودویی معادل
complementing
تبدیل یک عدد دودویی
complement
معکوس یک عدد دودویی
equivalent binary digits
ارقام دودویی هم ارز
complementing
معکوس یک عدد دودویی
complement
تبدیل یک عدد دودویی
binary coded decimal
دهدهی به رمز دودویی
reflected binary code
رمز دودویی منعکس شده
inverts
تغییر اعداد در محیط دودویی
bsc
SynchronousCommunication Binaryارتباطات هماهنگ دودویی
inverting
تغییر اعداد در محیط دودویی
invert
تغییر اعداد در محیط دودویی
bisync
synchronouscommunication binaryارتباطات همزمان دودویی
packs
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
logic
سیستم کاهش نتیجه از داده دودویی
pack
دو رقم دهدهی با کد دودویی در یک کلمه کامپیوتری
dibit
عددی که از دو بیت دودویی تشکیل شده است
ebcdic
سیستم کد گذاری حروف دودویی هشت بیتی
double dabble
روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
one to zero ratio
نرخ بین نوسان خروجی دودویی یک و صفر
objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
bit
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
bits
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
boolean operation
جدول نمایش دو کلمه دودویی عملوند عمل و نتیجه
eight bit system
بایتی که از هشت عدد دودویی تشکیل شده است
indirect objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
object
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objected
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
decoder
نرم افزاری که دستورات کد ماشین را دودویی عمل میکند
symbolic
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
symbolically
دستوری که در قالب نشانهای است و نه به صورت اعداد دودویی
direct objects
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
objecting
که دودویی که مستقیما واحد پردازش مرکزی را عمل میکند.
checks
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
bcd
نمایش ارقام دهدهی به صورت الگویی از چهار رقم دودویی
odd
روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
encoding
ذخیره سازی سیگنالهای داده دودویی روی رسانه مغناطیسی
oddest
روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
bipolar
استفاده از سط وح ولتاژ مثبت و منفی برای نمایش اعداد دودویی
check
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
checked
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
odder
روش بررسی صحت و عدم خرابی داده دودویی ارسالی
American Standard Code for Information Interchange
کدی که حروف الفبا عددی را به صورت کد دودویی بیان میکند
parity
برای خطاها و اینکه داده دودویی ارسالی آسیب ندیده است
constant
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
constants
کد نمایش حروف که حاوی یک عدد ثابت دودویی در هر طول کلمه است
filter
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
filters
الگی اعداد دودویی برای انتخاب بیتهای مختلف از کلمه دو دویی
complementing
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
logic
تخته مدار چاپ شده حاوی دروازههای منط قی دودویی و نه قط عات آنالوگ
mos
حافظه با وضعیت ثابت که از MOSFET برای ذخیره داده دودویی استفاده میکند
basic
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
complemented
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
boolean operation
کلمه دودویی که در آن هر بیت نشان دهنده درست یا نادرست است با استفاده از اعداد 0 و 1
complements
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
even
روش بررسی خطا که فقط اعداد دودویی زوج را در هر کلمه ارسال میکند
complement
1-تبدیل یک رقم دودویی 2-نتیجه ناشی از تفریق یک عدد از یکی کمتر از پایه
basics
کد دودویی که مستقیماگ و فقط با استفاده از آدرس ها و مقادیر مطلق در CPU عمل میکند.
odder
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
oddest
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
loader
بخش کوچکی از کد برنامه که به برنامههای به صورت دودویی اجازه بار شدن در حافظه میدهد.
odd
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای آن باید تعداد فردی کی دودویی داشته باشند.
one level address
کد دودویی که مستقیما CPU را اجرا کند و فقط از مقادیر آدرس مطلق استفاده میکند.
telephoning
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephones
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephoned
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
telephone
استفاده از مودم برای ارسال داده دودویی به صورت سیگنال صوتی روی خط تلفن
decision
مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
decisions
مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
excesses
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excess
کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
parity
سیسم برسی خطا که هر سری بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی فرد داشته باشند
actual address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
parity
سیستم بررسی خطا که هر مجموعه بیتهای ارسالی باید تعداد یکهای دودویی زوج داشته باشند
specific code
کد دودویی که مستقیماگ واحد پردازش مرکزی را هدایت می کنند و فقط از آدرس ها مقادیر مطلق استفاده میکند
absolute address
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
coincidence circuit
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element
مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
circuits
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
circuit
مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
least significant bit
رقم دودویی در سمت راست یک کلمه که کمترین توان کلمه را می گیرد.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com