Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English
Persian
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
Other Matches
cycled
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycles
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
cycle
تکرار یک عمل یا مجموعهای دستورات تا وقتی که دستورات خاتمه یابند
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loops
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
cycle
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycles
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycled
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
iterative routine
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
iterate
حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
main
مجموعه دستورات که پیاپی تکرار می شوند و عمل اصلی برنامه را انجام می دهند. این حلقه معمولا برای ورودی کاربر صبر میکند پیش از پردازش رویداد
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
loops
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
armstrong
سیستم اجرای فرامین مربوط به مسلح کردن ماسوره موشکها
cisc
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
control lock
وسیلهای برای قفل کردن سطوح فرامین و جلوگیری ازحرکت انها وقتیکه هواپیمامتوقف است
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
open
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opened
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
opens
دستورات اضافی لازم در برنامه که از ماکرو دستورات استفاده می کنند
AT command set
حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
macro
نوشتن برنامه با استفاده از دستورات ماکرو با بیان دستورات آن
dot
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
dotting
روش نوشتن دستورات و توقف پس از یک دستور که در دستورات توکار سیستمهای کلمه پرداز وجود دارد
plotter
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
plotters
نرم افزار مخصوص که دستورات ساده را به دستورات پیچیده کنترلی تبدیل میکند تا رسام را هدایت کند
writable instruction set computer
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
WISC
طرح CPU که به برنامه نویس امکان میدهد دستورات که ماشین جانبی را به آن بیفزاید با استفاده از میکروکد. تا مجموعه دستورات به دلخواه او درآیند
RISC
طراحی CPU که مجموعه دستورات آن حاوی دستورات سریع الاجرا وساده است که نوشتن برنامه را مشکلتر ولی سریعتر میکند
fire commands
فرامین اتش
immediate mode commands
فرامین مد صریح
system commands
فرامین سیستم
control flag
پرچم کنترل فرامین
auxiliary control surfaces
سطوح فرامین کمکی
annunciator
اعلام کننده فرامین
sequence of command
ترتیب توالی فرامین
reiterate
تکرار کردن
ingeminate
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
iterate
تکرار کردن
repeat
تکرار کردن
reiterating
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
repeats
تکرار کردن
replicates
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
replicate
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
frequenting
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequents
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequent
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
menus
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menu
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
ailavator
سطوح فرامین روی بال
command issuing office
دفتر توزیع فرامین یکان
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
to make repeat
وادار به تکرار کردن
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
pre-
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد
pre
دستورات خوانده شده و ذخیره شده در یک صف کوتاه موقت در CPU که حاوی دستورات بعدی برای پردازش است و سرعت اجرا را افزایش میدهد
heteronomy
انقیادوپیروی از فرامین وقوانین شخص دیگری
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
armstrong
سیستم عمل کننده فرامین موشک هدایت شونده
balanced control surfaces
سطوح فرامین اصلی دارای قسمت دیگری در جلوی خط لولا
command.com
در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
gust lock
قفل داخلی سطوح فرامین که از حرکت انها در اثر باد شدیدجلوگیری میکند
briefing
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
briefings
جلسه توجیهی خلاصه کردن دستورات و گزارشات
hook
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
hooks
روشی که نافرین مقدم با ان دستگاههای کنترل خودکارهواپیماها را روی فرامین مشخص روانه می کنند
actuating horns
اهرمهایی که کابلهای کنترل به انهامتصل شده و توسط انها سطوح فرامین را حرکت میدهند
key
وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
sort
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sorted
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
hang
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
sorts
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
hangs
وارد کردن حلقه بی انتها و پاسخ ندادن به دستورات بعدی
job
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
jobs
استفاده از ترمینال کاربر محاورهای برای وارد کردن دستورات کنترل کار
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
kernel
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
kernels
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
canards
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
canard
رسانگر ایرودینامیکی که دران سطوح فرامین افقی لازم برای کنترل و تنظیم حرکت حول محور عرضی درجلوی سطوح اصلی برا قراردارند
graphics
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
renewal
تکرار
frequentness
تکرار
frequencies
تکرار
rehearsals
تکرار
renewals
تکرار
repeats
تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
reduplication
تکرار
frequence
تکرار
reiteration
تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
often
<adv.>
به تکرار
frequency
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
rehearsal
تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
duplication
تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
iteration
تکرار
recidivism
تکرار
recapitulation
تکرار
practising
تکرار
tautologies
تکرار
tautology
تکرار
practise
تکرار
recapitulations
تکرار
epanalepsis
تکرار
practises
تکرار
repetition
تکرار
ingemination
تکرار
replication
تکرار
frequentation
تکرار
practice
تکرار
repeat
تکرار
iterance
تکرار
repetitions
تکرار
practicing
تکرار
iterable
تکرار کردنی
repeat counter
شمارنده تکرار
typematic key
کلید تکرار
uses
تکرار ممارست
use
تکرار ممارست
repeat key
کلید تکرار
recurs
تکرار شدن
frequented
تکرار شونده
recurred
تکرار شدن
frequent
تکرار شونده
iterative
تکرار کننده
circular frequency
تکرار دورانی
iterative
تکرار شده
recidivism
تکرار جرم
repeatability
قابلیت تکرار
repeat
تکرار تجدید
rehearsals
تکرار مجدد
iterant
تکرار کننده
recur
تکرار شدن
repetition
باز گو تکرار
frequenting
تکرار شونده
repeat
تکرار کنید
to repeat oneself
تکرار شدن
repeater
تکرار کننده
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
palilogy
تکرار تاکیدی
rehearsal
تکرار مجدد
repeats
تکرار تجدید
auto repeat
خود تکرار
tautologic
بیهوده تکرار کن
repeats
تکرار کنید
frequents
تکرار شونده
repetition of position
تکرار وضعیت
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
repetition of an act
تکرار کاری
pleonasm
تکرار بیمورد
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
rehearsal
تکرار عملیات
pulse repetition
تکرار ضربان
reptition compulstion
وسواس تکرار
pulse repetition
تکرار تپش
repetitions
باز گو تکرار
repeatable
قابل تکرار
rehearsals
تکرار عملیات
replication
پاسخگویی تکرار
repetitous
تکرار کننده
ibidem
تکرار میشود
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
merism
تکرار متشابهات
list
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
polysyndeton
تکرار حرف ربط
recidivists
عامل تکرار جرم
duplication check
مقابله از راه تکرار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com