English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 159 (2 milliseconds)
English Persian
coordinate code رمزمربوط به مختصات نقشهای
Other Matches
universal grid مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
coordinates مختصات نقشهای
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
true origin نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
map chart طرح نقشهای
map reconnaissance شناسایی نقشهای
map scale مقیاس نقشهای
map template طلق چارت نقشهای
chart data عناصر تیر نقشهای
pursuance of a plan تعقیب اندیشه یا نقشهای
wind fire angle سمت نقشهای باد
to pursue a plan نقشهای را دنبال کردن
grid interval فواصل شبکه بندی نقشهای
carry through <idiom> برای کاری نقشهای کشیدن
backer کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
backers کسی که دراجرای نقشهای کمک میکند
map k ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
to pursue a plan مطابق طرح یا نقشهای پیش رفتن
ground plans نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
ground plan نقشهای که هم تراز زمین باشد طرح عمومی
contour map نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
typecast ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasts ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
pictomap نقشهای که روی عکس هوایی تهیه شده است
planimetric نقشهای که فقط فواصل افقی نقاط رانشان میدهد
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
horizontal control کنترل افقی در نقشه برداری اندازه گیری بر دو سمت نقشهای
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
coordinates مختصات
coordinate مختصات
data مختصات
grid coordinates مختصات
plotting scale خط کش مختصات
conventional sign علایم قراردادی نقشهای علایم معمولی نقشه
glyptography شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
grid zone منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
input coordinate مختصات اولیه
jacobian coordinates مختصات ژاکوبی
equatorial coordinates مختصات استوایی
lagrangian coordinates مختصات لاگرانژی
easting مختصات طولی
plain coordinates مختصات مسطحه
northing مختصات عرضی
eulerian coordinates مختصات اولری
polar coordinate مختصات قطبی
image coordinates مختصات تصویر
plain coordinates مختصات افقی
geomagnetic coordinates مختصات ژئومگنتیکی
geographic coordinates مختصات جغرافیایی
grid chart شبکه مختصات
grid coordinates مختصات شبکه
polar coordinates مختصات قطبی
axis محورهای مختصات
axis of coordinates محورهای مختصات
spherical coordinates مختصات کروی
spherical coordinates مختصات سماوی
target grid مختصات هدف
the peculiarities of mammals مختصات پستاندارها
transformation of coordinates تبدیل مختصات
cross-references سیستم مختصات
cross-reference سیستم مختصات
cross reference سیستم مختصات
canonical coordinates مختصات بندادی
cartesian chart مختصات کارتزین
cartesian coordinates محور مختصات
coordinate scale گونیای مختصات
coordinate axises محورهای مختصات
reaction coordinates مختصات واکنش
coordinates دستگاه مختصات
cordinate axis محورهای مختصات
rectangular coordinate مختصات متعامد
cartesian coordinates مختصات دکارتی
cylindrical coordinate مختصات استوانه ای [ریاضی]
curvilinear coordinates مختصات خمیده خط [ریاضی]
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
spherical coordinates مختصات کروی [ریاضی]
coordinate system دستگاه مختصات [ریاضی]
Y coordinate مختصات بردار عمودی
polar chart نمودار با مختصات قطبی
y axis محور عرضی مختصات
X coordinate مختصات بردار افقی
preferred system of coordinates دستگاه مختصات مرجع
spherical coordinates دستگاه مختصات کروی
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
momentum coordinates مختصات اندازه حرکت
cartesian coordinate system سیستم مختصات کارتزین
coordinate همرتبه کردن مختصات
coordinate code رمز مختصات نقاط
coordinate system of axis سیستم محورهای مختصات
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
military grid شبکه مختصات نظامی
georef grid مختصات جغرافیایی جهانی
inertial coordinate system سیستم مختصات ماندی
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
Cartesian coordinate system دستگاه مختصات دکارتی [ریاضی]
axis برای مختصات افقی در گراف
axis برای مختصات عمودی در گراف
cylindrical coordinate system دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
celestial equator system of coordinates دستگاه مختصات استوای سماوی
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
known datum point نقطهای با مختصات وگرای معلوم
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
rectangular coordinates دستگاه مختصات راست گوشه
plotted بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
y axis محور عمودی روی یک صفحه مختصات
plots بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plot بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
abscise جدا کردن طول روی محور مختصات
plotter اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotters اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
plotters وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotter وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotter اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
axis 1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
plotters اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
vertex نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
coriolis acceleration شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
jan grid سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
X Y وسیله رسم خط روی کاغذ بین مختصات داده شده
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
geometry processing فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
origins محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
origin محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
scale factor ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
mouses برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouse برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
puck یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
datum point نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
true convergence سیستم کنترل جغرافیایی یاسیستم مختصات جغرافیایی تقارب حقیقی نصف النهارات
plotter رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotters رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
mouses esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
mouse esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
assumed grid شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
polyconic grid سیستم شبکه بندی مخروطی سیستم مختصات مخروطی
geographic reference سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
datum سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
false origin مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com