Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English
Persian
complementary colors
رنگهای مکمل
Other Matches
pantone matching system
روش استاندارد تط بیق رنگهای جوهر روی صفحه و خروجی چاپ شده با استفاده از کتاب رنگهای از پیش تعریف شده
spectral colours
رنگهای طیف
spectral colours
رنگهای طیفی
color antagonists
رنگهای متضاد
scumble
رنگهای نقاشی
saturated colour
رنگهای روشن
principal colors
رنگهای اصلی
prisms
رنگهای شوشه
prism
رنگهای شوشه
dye vat
رنگهای خمرهای
primary colors
رنگهای نخستین
hard colors
رنگهای سنگین
primary colors
رنگهای اصلی
primary colours
رنگهای اصلی
vat dyes
رنگهای خمرهای
variegated colours
رنگهای گوناگون
chromatic colors
رنگهای فامی
metallic paints
رنگهای فلزی
fundamental colors
رنگهای اصلی
coal tar dyes
رنگهای قطرانی
integrant
مکمل
complements
مکمل
completive
مکمل
supplements
مکمل
supplementing
مکمل
supplemented
مکمل
supplement
مکمل
supplementary
مکمل
complementary
مکمل
complementarity
مکمل
complement
مکمل
two's complement
مکمل 2
complemented
مکمل
ten's complement
مکمل 01
complementing
مکمل
one's complement
مکمل یک
nine's complement
مکمل 9
the prismatic colours
رنگهای هفتگانه شوسه
varicolored
دارای رنگهای متغیر
homochromatic
دارای رنگهای مشابه
ready mixed paints
رنگهای مخلوط اماده
metamers
رنگهای همسان نما
heterochromous
دارای رنگهای گوناگون
pyronine
رنگهای قلیایی زرد
pastel shades
سایه رنگهای خفیف
heterochromatic
دارای رنگهای مختلف
true complement
مکمل واقعی
codicil
مکمل وصیتنامه
codicils
مکمل وصیتنامه
additional moment
لنگر مکمل
true complement
مکمل صحیح
additional
<adj.>
مکمل اضافی
codicillary
مکمل وصیتنامه
integrant
جزء مکمل
integral part
جزء مکمل
fan cameras
دوربینهای مکمل
radix complement
مکمل مبنا
complementary resources
منابع مکمل
complementary goods
کالاهای مکمل
complementary goals
اهداف مکمل
complementary factors
عوامل مکمل
nine's complement
مکمل دهدهی
self complementing code
کد خود مکمل
supplementary costs
هزینههای مکمل
objective complement
مکمل موضوع
supplementary
اضافی مکمل
complementary
زاویه مکمل
complementing
مکمل دهدهی
complemented
مکمل دهدهی
complementary demand
تقاضای مکمل
complement
متمم مکمل
complement
حد مجاز مکمل
complements
حد مجاز مکمل
complementing
حد مجاز مکمل
complements
مکمل دهدهی
complemented
متمم مکمل
complement
مکمل دهدهی
complements
متمم مکمل
complementing
متمم مکمل
complemented
حد مجاز مکمل
sienna
که برای رنگهای روغنی بکارمیرود
varied
دارای رنگهای گوناگون رنگارنگ
spectrum
رنگهای مریی درطیف بین
I dislike dull colors .
رنگهای مات را دوست ندارم
pavonazzo
مرمری که رنگهای پرطاووسی دارد
pastel
<adj.>
رنگهای خفیف
[با مداد رنگی]
makeweight
چیز یاعضو مکمل
supplements
الحاق زاویه مکمل
supplement
الحاق زاویه مکمل
supplementing
الحاق زاویه مکمل
additional bending moment
لنگر خشمی مکمل
supplemented
الحاق زاویه مکمل
blur
مبهم کردن لبه ها و رنگهای یک تصویر
blurred
مبهم کردن لبه ها و رنگهای یک تصویر
blurring
مبهم کردن لبه ها و رنگهای یک تصویر
kinemacolour
سینماتوگرافی که رنگهای اصلی رانشان دهد
blurs
مبهم کردن لبه ها و رنگهای یک تصویر
the i. parts of a whole
بخش هایی مکمل یک چیزدرست
collages
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
collage
اختلاط رنگهای مختلف درسطح پرده نقاشی
complemented
رقم دودویی که مکمل شده است
complements
رقم دودویی که مکمل شده است
complement
رقم دودویی که مکمل شده است
complementing
رقم دودویی که مکمل شده است
cameos
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
palette
مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
palettes
مجموعهای از رنگهای قابل دسترس در یک سیستم گرافیکی کامپیوتر
cameo
رنگهای مابین قرمز مایل به ابی یاقرمزمایل به زرد
identities
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
identity
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
back-up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
back up
اطلاعات مکمل حاشیهای نقشه پشتیبانی کردن
complemented
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complement
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complemented
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
complements
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complement
با اضافه کردن یک به مکمل اول عدد بدست می آید
complementing
با اضافه کردن یک به نهمین مکمل یک عدد بدست می آید
opah
یکجور ماهی بزرگ خال مخالی در اقیانوس اطلس که رنگهای روشن دارد
lapped
ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
lap
ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
nitrobenzene
ابگونهای که بوی روغن بادام تلخ میدهدو درساختن رنگهای جوهری بکار میرود
CLUT
جدول شماره ها در ویندوز و برنامههای گرافیکی برای ذخیره سازی محدوده رنگهای یک تصویر
tristimulus values
مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
kernels
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
kernel
تعداد دستورات ابتدایی لازم برای روشن کردن پیکسهای صفحه به رنگهای مختلف و با سایه .
opalite
ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
bleeds
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
bleed
1-خط چاپ که از لبه کاغذی بیرون می زند 2-صفحه تصویر رنگی که بد تنظیم شده باشد و رنگهای پیکسل ها کم رنگ باشند
colour
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
paint program
نرم افزاری که به کاربر امکان رسم تصاویر روی صفحه نمایش با رنگهای مختلف با روشهای مختلف و جلوههای ویژه را میدهد
analog
صفحه نمایش که از یک سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای نمایش استفاده میکند به طوری که میتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
ttl
طراحی صفحه نمایش که فقط سیگنالهای دیجیتال را می پذیرد و بنابراین فقط تصاویر تک رنگ را می پذیرد یا مجموعه رنگهای محدود
black
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
analogues
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
analogue
صفحه نمایشی که از سیگنال ورودی ممتد برای کنترل رنگهای صفحه نمایش استفاده میکند به طوری که بتواند یک محدوده مشخص از رنگها را نمایش دهد
colour
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
scanned
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scan
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
scans
وسیلهای در اسکنر, دستگاه فتوکپی و ماشین فکس که از سلولهای نوری- الکتریکی برای تبدیل تصویر به الگویی از پیکسل ها استفاده میکند. این مدل ازنوک اسکن که رنگهای مختلف را تشخیص میدهد استفاده میکند
apodosis
مکمل جملهء شرطی نتیجه جملهء شرطی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com