English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English Persian
colored smelling رنگین بویی
Other Matches
saluke سگ شکاری بویی تازی بویی
rainbow border حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
noisomeness بد بویی
lyme hound تازی بویی
sleuthhound تازی بویی
lyam hound تازی بویی
terrier سگ بویی شکاری
terriers سگ بویی شکاری
setters توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
setter توله شکاری وپشمالوی بویی اهنگساز
chromaticity رنگین
coloured رنگین
colored رنگین
chromosome رنگین تن
chromosomes رنگین تن
sunbow رنگین کمان
colored hearing رنگین شنوی
chromatism رنگین شنوی
irises رنگین کمان
chrom رنگین حسی
rainbow رنگین کمان
iridescent رنگین کمانی
iris رنگین کمان
rainbows رنگین کمان
chromatopsia رنگین بینی مرضی
face سطح رنگین هدف
faces سطح رنگین هدف
fogbow رنگین کمان حاصل از مه
iridescency نمایش رنگین کمان
iridescence نمایش رنگین کمان
What is good enough for others should be good enough for you. خونت که از بقیه رنگین تر نیست
smalto خرده شیشه رنگین روی اجرموزاییک
rainbows قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
rainbow قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
lightest هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
lighted هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
light هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
Hanbel [نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com