Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English
Persian
iron grey
رنگ خاکستری وسیاه اهن
iron-grey
رنگ خاکستری وسیاه اهن
iron gray
رنگ خاکستری وسیاه اهن
Other Matches
black
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
quadroon
از نژاد سفید وسیاه
segregationist
طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
sense
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
sensed
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
senses
آزمایش وضعیت یک وسیاه یا قطعه الکترونیکی
grizzlies
خاکستری یا مایل به خاکستری
grizzly
خاکستری یا مایل به خاکستری
block letter
حروف درشت وسیاه نوعی حروف بدون زیر وزبر
drabbest
خاکستری
cinderous
خاکستری
cinerarium
خاکستری
grayer
خاکستری
grayest
خاکستری
grey
خاکستری
greyer
خاکستری
greyest
خاکستری
cinerary
خاکستری
gray
خاکستری
cindery
خاکستری
drab
خاکستری
drabber
خاکستری
ashy
خاکستری
ash coloured
خاکستری
pewter
خاکستری
grizzle
خاکستری
grizzles
خاکستری
grizzled
خاکستری
ashen
خاکستری
grizzling
خاکستری
salt-and-pepper
خاکستری
earth shine
روشنایی خاکستری
grey propaganda
تبلیغات خاکستری
gray bearded
رنگ خاکستری
gray cast iron
چدن خاکستری
grey tin
قلع خاکستری
grey cast iron
چدن خاکستری
gray matter
ماده خاکستری
gray or mercurial unguent
روغن خاکستری
grayness
رنگ خاکستری
grayly
بطور خاکستری
grayish
متمایل به خاکستری
gray scale
اندازه خاکستری
neapolitan ointment
روغن خاکستری
mercurial unguent
روغن خاکستری
grey unguent
روغن خاکستری
cinereous
خاکستری رنگ
livid
خاکستری رنگ
greyish
مایل به خاکستری
mottled pig iron
چدن خاکستری
gray ramus
شاخه خاکستری
grayness
خاکستری بودن
grizzly bear
خرس خاکستری
median gray
خاکستری متوسط
earth light
روشنایی خاکستری
greyness
رنگ خاکستری
greyness
خاکستری بودن
greyly
بارنگ خاکستری
He (his hair) turned grey.
مویش خاکستری شد
ash gray
خاکستری رنگ
krimmer
پوست گوسفند خاکستری
isabel
زرد مایل به خاکستری
isabella
زرد مایل به خاکستری
image contrast
درجه خاکستری تصویر
dark grey
رنگ خاکستری تیره
high test grey iron
چدن خاکستری پرارزش
griseous
خاکستری مایل به ابی
grey iron scrap
قراضه اهن خاکستری
gray-white
رنگ سفید-خاکستری
grey iron foundry
ریخته گری خاکستری
grege
اردهای مایل به خاکستری
hoary
سفید مایل به خاکستری
grizzling
نالیدن خاکستری کردن
ashen
دارای رنگ خاکستری
grizzling
خرس خاکستری امریکا
grizzle
نالیدن خاکستری کردن
grizzle
خرس خاکستری امریکا
grizzles
نالیدن خاکستری کردن
grizzles
خرس خاکستری امریکا
lyard
دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
lyart
دارای رگه ها یا باریکههای خاکستری
teal blue
رنگ ابی مایل به خاکستری
podzolization
تشکیل خاک خاکستری یا سفید
Euro-
کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
taupe
رنگ خاکستری مایل به قهوهای
hoar
سفید مایل به خاکستری موسفید
slate blue
رنگ ابی مایل به خاکستری
euro
کانگوروی بزرگ خاکستری رنگ
slate
<adj.>
<noun>
رنگی میان آبی و خاکستری
thalamic
ماده خاکستری مغز میانی
thalamus
تالاموس ماده خاکستری مغز میانی
gray matter
ماده خاکستری بافت عصبی مغز
sallow
رنگ خاکستری مایل به زرد وسبز
olive gray
رنگ سبز مایل بزرد خاکستری
grizzled
خاکستری رنگ دارای موهای سفید
monochrome
در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
towhead
کسیکه موهای مایل به سفیدیا خاکستری دارد
beige
رنگ قهوهای روشن مایل بزرد و خاکستری
beryllium
فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
grisaille
نقاشی برجسته نماروی شیشه برنگ خاکستری
gulls
مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
gull
مرغ نوروزی نوعی رنگ خاکستری کمرنگ
grivet
نوعی میمون خاکستری مایل به ابی افریقای جنوبی
grey scale
سایههای خاکستری برای اندازه گیری دقیق هنگالم فیلم برداری
grey matter
بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
karakul
کاراکول
[نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
aliasing
روش کاهش اثر لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها. 2-
anti-
روش کاهش اثرات لبههای دندانه دار در گرافیک با استفاده از سایههای خاکستری در لبه ها
cirro status
ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
composite video
واحد نمایش ویدیویی که یک سیگنال تصویری مرکب را می پذیرد و چندین رنگ یا سایه خاکستری ایجاد میکند
blae
ابی متمایل به سیاه خاکستری ابی رنگ
Rudbar
شهر رودبار
[این شهر در استان قزوین به بافت فرش در اندازه های مختلف و استفاد از پود سفید یا خاکستری یا صورتی شناخته شده است.]
log wood
درخت بقم
[در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com