Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
canaries
رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
canary
رنگ زرد روشن شراب محصول جزایر کاناری
Other Matches
maderia
شراب محصول مادریا
winey
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winery
کارخانه شراب سازی موسسه شراب کشی
vinosity
حالت و خصوصیات شراب معتادبه شراب
wineglass
لیوان شراب پیمانه شراب
exchanges
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punch
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punches
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
british isles
جزایر بریتانی
Mariana Islands
جزایر ماریانا
indies
جزایر سند
American Samoa
جزایر ساموآ
Bermuda
جزایر برمودا
Marshall Islands
جزایر مارشال
micronesian
اهل جزایر میکرونزی
polynesian
اهل جزایر پلینزی
maccaboy
انفیه جزایر مارتینیک
moro
مسلمان جزایر فیلیپین ومالایا
hebrides
جزایر هیبرید واقع در غرب اسکاتلند
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
shetland
جزایر شتلاند اسب کوچک ویال بلند
Manila
مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
manilla
مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
west lndies
جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
atole
جزیره یا جزایر مرجانی که اطراف دریاچه را مثل کمربندی احاطه کرده باشد
flashed
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flash
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
flashes
روشن و خاموش کردن چراغ . روشن و خاموش شدن شدت روشنایی نشانه گر برای نشان دادن
daylit
روز روشن روشن کردن
illuminati
روشن ضمیران روشن فکران
daylight
روز روشن روشن کردن
iso product curve
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
cads
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
half tone screen
صفحه سایه روشن زدن درعکاسی پرده سایه روشن
vignetting
سایه روشن زدن به نقشه یاعکس هوایی نمایش عوارض نقشه با سایه روشن تدریجی
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
illuminates
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminating
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
illuminate
چراغانی کردن موضوعی را روشن کردن روشن
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
the juice of the grape
شراب
bacchus
شراب
wines
شراب
wine
شراب
viniferous
شراب زا
grail
جام شراب
viniferous
دارای شراب
vinous flavour
طعم شراب
vinal
بشکل شراب
wine maker
شراب ریز
wine cellar
انبار شراب
pottle
رطل شراب
oenomel
شراب عسلی
oenologist
شراب شناس
wine cellar
شراب دخمه
fortified wines
شراب قوی
cochineal
قرمز شراب کش
guzzler
شراب خور
grcen wine
شراب تازه
fortified wine
شراب قوی
viticulturist
شراب ساز
grcen wine
شراب نارس
decant
ریختن شراب
rhenish wine
شراب اسمانی
wine
شراب نوشیدن
riesling
شراب سفید
wineskin
مشک شراب
binge
شراب خواری
decants
ریختن شراب
decanting
ریختن شراب
wino
معتاد به شراب
enology
شراب شناسی
binges
شراب خواری
it is a racy wine
شراب رادارد
decanted
ریختن شراب
ustulation
سوزاندن شراب
viniculture
شراب سازی
winebibber
شراب خور
wineglass
جام شراب
filtrate
شراب ناب
vermt
شراب افسنطین
wines
شراب نوشیدن
winegrower
شراب ساز
cider
شراب سیب
vermouths
شراب شیرین افسنطین
jeroboam
جام شراب بزرگ
fortified wines
شراب تقویت شده
malmsey
شراب شیرین قبرس
fortified wine
شراب تقویت شده
wineglasful
گیلاس شراب خوری
wineshop
مغازه شراب فروشی
vermouth
شراب شیرین افسنطین
winepress
خمره شراب سازی
vinifacteur
اسباب شراب سازی
cellar
جای شراب انداختن
vinic
مربوط به شراب یا الکل
goblets
گیلاس شراب تکه
straw wine
شراب شیرین کشمش
gladstone
نوعی شراب ارزان
frutex
شراب شربت الکلی
enology
مبحث شراب شناسی
scuppernong
شراب انگور مشک
bacchus
رب النوع شراب و باده
argol
دردشراب .ته نشین شراب
loading
امیختن موادخارجی به شراب
goblet
گیلاس شراب تکه
viniculture
پرورش انگور شراب
chianti
نوعی شراب قرمز
cellars
جای شراب انداختن
vintner
عمده فروش شراب
vintners
عمده فروش شراب
fiasco
ناکامی بطری شراب
gill
پیمانهای برای شراب
fiascos
ناکامی بطری شراب
chalice
گیلاس شراب
[در مراسم]
vintnery
عمده فروشی شراب
clarets
نوعی شراب قرمز
claret
نوعی شراب قرمز
goblet
گیلاس شراب
[در مراسم]
chablis
نوعی شراب سفید
sherris
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
crust of wine
جرم شراب در روی شیشه
amontillado
نوعی شراب تلخ و سفیداسپانیایی
port
شراب شیرین بارگیری کردن
gourmets
خبره خوراک شراب شناس
sherry
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
to lay down wine
شراب را انبار کردن یا جادادن
buret
تنگ مخصوص شراب مقدس
buretto
تنگ مخصوص شراب مقدس
gourmet
خبره خوراک شراب شناس
sack
شراب سفید پرالکل وتلخ
libations
تقدیم شراب به حضور خدایان
sherries
شراب شیرین یا تلخ اسپانیولی
libations
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
libation
تقدیم شراب به حضور خدایان
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
vinometer
الت سنجش الکل شراب
sacks
شراب سفید پرالکل وتلخ
sacked
شراب سفید پرالکل وتلخ
libation
نوشابه پاشی نوشیدن شراب
wine cooler
هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
punches
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
punch
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
tartarous
دردی شکل مشتق از درده شراب
dionysus
>دیونسیوس <خدای شراب و میگساری وزراعت
punched
مشروب مرکب از شراب ومشروبات دیگر
birl
شراب نوشیدن وجام را بدیگری دادن
tents
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
wine taster
جام شراب مخصوص نمونه گیری
nectar
شراب لذیذ خدایان یونان شهد
rhenish
شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
tent
اموختن نوعی شراب شیرین اسپانیولی
explaining
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explains
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explained
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
explain
روشن کردن باتوضیح روشن کردن
taster
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
tasters
کارشناس چشیدن مزه شراب وچای وغیره
wine taster
کسیکه شراب را بوسیله چشیدن ازمایش میکند
lord's table
میز مخصوص شراب ونان وعشای ربانی
bacchic ornament
[وابسته به باکوس خدای میگساری و شراب در روم]
vinous eloquence
فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
daiquiri
مشروب مخلوط از شراب واب پرتقال و شکر
When drink enters, wisdom departs.
<proverb>
آنگه که شراب از در درآمد ,هوش و عقل و اختیار از کف برفت .
tokay
انگور سفید یا ارغوانی بیضی شراب شیرین مجارستان
The milk
[the wine]
has already turned
[gone off]
.
شیر
[شراب]
پیش از این بریده شده است.
viticulture
صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
wine palm
هرنوع نخلی که ازمیوه ان برای شراب کشی استفاده میشود
harvest
محصول
yielded
محصول
total product
محصول کل
harvests
محصول
harvested
محصول
return
[on something]
محصول
lines
محصول
line
محصول
commodity
محصول
commodities
محصول
product
محصول
products
محصول
outputs
محصول
cropped
محصول
proceeds
محصول
fabric
محصول
crops
محصول
fabrics
محصول
output
محصول
yields
محصول
yield
محصول
crop
محصول
fehling solution
محصول فهلینگ
fission product
محصول انشقاق
foison
محصول فراوان
eluate
محصول شویش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com