English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
sea green رنگ سبز مایل بابی
Search result with all words
petunia رنگ قرمز مایل بابی
petunias رنگ قرمز مایل بابی
Other Matches
triforium سه بابی
pell mell بابی نظمی
babism دین بابی
foolhardily بابی پروایی
profanely بابی حرمتی
to take up one's livery جامه نوکر بابی پوشیدن
wirelesses بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless بابی سیم تلگراف مخابره کردن
sass بابی احترامی صحبت کردن با گستاخانه سخن گفتن با بیشرمانه گفتگو کردن
interested مایل
studious to do a thing مایل
pitching مایل
loxodrome خط مایل
miles مایل
mile مایل
bevelled مایل
studious of doing a thing مایل
nothing loath مایل
propense مایل
oblique مایل کج
rath مایل
rathe مایل
oblique مایل
sideling مایل
slantingly کج یا مایل
desirous مایل
bevel مایل
bevel پخ مایل
skews مایل
skewing مایل
skew مایل
willful مایل
lickerish مایل
declivous مایل
italic مایل
f. of books مایل به کت اب
slanting مایل
inclinable مایل
sloping مایل
inclined مایل
willing مایل
sidling مایل
agreeable مایل
gauche مایل
geographical mile مایل جغرافیایی
statute mile مایل رسمی
aslant بطور مایل
incline plane سطح مایل
inclined face of dam نمای مایل سد
inclined compression فشار مایل
oblique section مقطع مایل
he was found of her مایل او بود
greeny مایل بسبز
he has a good mind مایل است
he is f. her مایل اوست
flavescent مایل بزردی
purplish مایل به ارغوانی
purply مایل به ارغوانی
cant سطح مایل
centripetal مایل به مرکز
chamfer مایل شدن
comatant مایل بجنگ
aslant حرکت مایل
lief مطلوب مایل
albescent مایل به سفیدی
mile ohm مایل- اهم
oblique lattice شبکه مایل
reddish مایل بقرمز
oblique perspective پرسپکتیو مایل
inclined drilling حفاری مایل
oblique projection تصویر مایل
oblique rotation چرخش مایل
oblique system سیستم مایل
bitterish مایل به تلخی
awry بطور مایل
nautical miles مایل دریایی
the mast has raked مایل کردن
the mast has raked مایل شدن
solicitous مایل نگران
wilful مشتاق مایل
gaff میله مایل
blueish مایل به ابی
bluish مایل به ابی
fond مایل مشتاق
nautical mile مایل دریایی
solicitously مایل نگران
three point perspective پرسپکتیو مایل
xanthic مایل به زردی
whity مایل به سفید
whitey مایل به سفید
viridescent مایل به سبز
caramel مایل به قرمز
caramels مایل به قرمز
to incline to green یا مایل بودن
fonder مایل مشتاق
fondest مایل مشتاق
yellowish مایل بزردی
greyish مایل به خاکستری
like مایل بودن
liked مایل بودن
likes مایل بودن
recessive مایل ببازگشت
oppositive مایل به ضدیت
obliquely بطور مایل
side flow weir سر ریز مایل
solicitous to go مایل به رفتن
slant range برد مایل
sourish مایل به ترشی
inclined coil meter سنجه با پیچک مایل
inclined barrel arch طاق ضربی مایل
inclined barrel arch طاق گهوارهای مایل
mph مخفف مایل در ساعت
they canŠif they so wishŠ..... اگر مایل باشندمیتوانند...........
pea green زرد مایل بسبز
swart سبزه مایل به سیاه
purple red قرمز مایل به ارغوانی
luteovirescent زرد مایل بسبز
incilnable to do something مایل کردن بکاری
oblimax rotation چرخش مایل بیشینه
roll piercing process روش نورد مایل
sloping barrel vault سقف گهوارهای مایل
low oblique عکس مایل پایین
oblique shock wave موج ضربهای مایل
to be prepared to go مایل به رفتن بودن
sloping barrel vault طاق ضربی مایل
isabella زرد مایل به خاکستری
isabel زرد مایل به خاکستری
inclined shear plane سطح برش مایل
tattletale gray سفید مایل بخاکستری
oblimin rotation چرخش مایل کمینه
i am unwilling to go مایل نیستم بروم
bays سرخ مایل به قرمز
loxodromics کشتی رانی در خط مایل
canescent سفید مایل به تار
buffyy مایل به رنگ نخودی
blackish مایل به سیاه تیره
pinkish مایل به رنگ صورتی
brownish مایل به قهوهای یاخرمایی
bay سرخ مایل به قرمز
rubicund رنگ مایل به قرمز
bayed سرخ مایل به قرمز
scarlet قرمز مایل به زرد
baying سرخ مایل به قرمز
reddish مایل بسرخی زننده
homosexuals مایل به جنس خود
hoary سفید مایل به خاکستری
umber قهوه ای مایل به زرد
suntan قهوه مایل بسرخ
he is indisposed to go مایل نیست برود
homosexual مایل به جنس خود
grege اردهای مایل به خاکستری
he is not willing to go مایل برفتن نیست
green with a blue tint سبز مایل به ابی
he was found of her باو مایل بود
griseous خاکستری مایل به ابی
he was not inclined to go مایل برفتن نبود
auburn قهوهای مایل به قرمز
suntans قهوه مایل بسرخ
cuesta جلگه مایل یااریب
tawny تیره زرد مایل بقهوهای
pansies رنگ قرمز مایل به ابی
tawnier تیره زرد مایل بقهوهای
tawniest تیره زرد مایل بقهوهای
teal blue رنگ ابی مایل به خاکستری
slate blue رنگ ابی مایل به خاکستری
decline مایل شدن رو بزوال گذاردن
declined مایل شدن رو بزوال گذاردن
declines مایل شدن رو بزوال گذاردن
ruffous بور خرمایی مایل بقرمز
rufous بور خرمایی مایل بقرمز
declining مایل شدن رو بزوال گذاردن
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
lamas رنگ زرد مایل بقرمز
It's about 2 miles from ... آن تقریبا 2 مایل دور از ... است.
What's the charge per mile? اجاره هر مایل چقدر است؟
auburn رنگ قرمز مایل به زرد
gooseberry رنگ سیاه مایل به ارغوانی
cedars رنگ قرمز مایل به زرد
tan مازویی قهوهای مایل به زرد
mahogany رنگ قهوهای مایل به قرمز
carbuncle رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles رنگ نارنجی مایل به قرمز
lama رنگ زرد مایل بقرمز
ti turn in سوی پایین مایل بودن
cedar رنگ قرمز مایل به زرد
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
taupe رنگ خاکستری مایل به قهوهای
rust رنگ قرمز مایل به قهوه ای
indian red خاک سرخ مایل بزرد
slate black رنگ ارغوانی مایل بسیاه
lurid رنگ زرد مایل به قرمز
luridly رنگ زرد مایل به قرمز
gooseberries رنگ سیاه مایل به ارغوانی
mikado رنگ زرد مایل به قرمز
matelot رنگ ابی مایل بقرمز
loxodromic وابسته به کشتی رانی در خط مایل
backswept برگشته بطور مایل واریب
oxford blue ابی سیر مایل به ارغوانی
peacock blue رنگ ابی مایل بسبز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com