Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
slate black
رنگ سیاه سنگ لوحی
Other Matches
credulity
ساده لوحی
tabular
تختهای لوحی
naivete
ساده لوحی
plate glass
شیشه لوحی
credulousness
ساده لوحی
gullibility
ساده لوحی
triptych
قاب سه لوحی
diptych
قاب دو لوحی
credulously
از روی ساده لوحی
to pluck a pigeon
گوش ادم ساده لوحی رابریدن
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
blacked
سیاه
sooty
سیاه
jet-black
سیاه سیاه
black
سیاه
ebon
سیاه
dogwood
سیاه ال
night black
سیاه
bogs
سیاه اب
blackest
سیاه
pitch dark
سیاه
blacks
سیاه
marshes
سیاه اب
pitchy
سیاه
blacker
سیاه
bog
سیاه اب
sad coloured
سیاه
marsh
سیاه اب
glaucoma
اب سیاه
Negro
سیاه
jetty
سیاه
jetties
سیاه
swamped
سیاه اب
swamps
سیاه اب
swamping
سیاه اب
grimy
سیاه
Negroes
سیاه
swamp
سیاه اب
mossy
سیاه اب
quagmire
سیاه اب
quagmires
سیاه اب
black short
شکستگی سیاه
black sheet
ورق سیاه
black list
فهرست سیاه
black shortness
ترک سیاه
black propaganda
تبلیغات سیاه
black load
سرب سیاه
black powder
باروت سیاه
black list
لیست سیاه
black wash
رنگ سیاه
Congo
یکجورچای سیاه
colly
سیاه کردن
chiaroscurist
سیاه قلمکار
charbon
سیاه زخم
saracen corn
گندم سیاه
french wheat
گندم سیاه
buck wheat
گندم سیاه
bone black
عاج سیاه
boldface
حروف سیاه
blackcap
کاکل سیاه
hohlraum
جسم سیاه
blackbody
جسم سیاه
blackamoor
سیاه زنگی
blackcock
باقرقره سیاه نر
black liqour
شربت سیاه
achromatic
سیاه و سفید
aniline black
سیاه انیلینی
black finish
پوشش سیاه
black eyed
سیاه چشم
black diamond
الماس سیاه
begrime
سیاه کردن
biotite
میکای سیاه
black cap
کلاه سیاه
bitumen macadam
ماکادام سیاه
black brittleness
ترک سیاه
black brittleness
شکستگی سیاه
black book
کتاب سیاه
blach hulled
سیاه پوست
black anneal
سیاه گداختن
black ash
خاکستر سیاه
caraway
زیره سیاه
black gang
غلام سیاه
black lead
سرب سیاه
black light
نور سیاه
black level
تراز سیاه
black letter
حرف سیاه
black board
تخته سیاه
blackboards
تخته سیاه
black hole
سیاه چال
black holes
سیاه چال
pitch black
خیلی سیاه
black bile
صفرای سیاه
pitch-black
خیلی سیاه
liver
جگر سیاه
livers
جگر سیاه
blackboard
تخته سیاه
black body
جسم سیاه
crowberry
سنگروی سیاه
substantia nigra
جسم سیاه
sycamine
توت سیاه
tamarack
سیاه کاج
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
to black out
سیاه کردن
to wear willow
سیاه پوشیدن
viper's grass
سفورجنه سیاه
I was put to shame. I was shame-stricken.
رو سیاه شدم
sealing coat
روکاری سیاه
scoter
مرغابی سیاه
quercitron
بلوط سیاه
red cent
پول سیاه
robed in bleck
سیاه پوش
robed in bleck
سیاه پوشیده
sabled
سیاه پوش
sadly dressed
سیاه پوش
schorl
کهربای سیاه
wash drawing
ابرنگ سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
shame on you!
<idiom>
رویتان سیاه
black wool
پشم سیاه
bottle-dungeon
سیاه چال
donjon
سیاه چال
black coffee
قهوه سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
black eyes
چشم سیاه
jet-black
سیاه شبقی
pissed
سیاه مست
sozzled
سیاه مست
stoned
سیاه مست
zonked
سیاه مست
plumbago
سرب سیاه
d.'s cow
سوسک سیاه
in mourning
سیاه پوش
in mourning
کثیف سیاه
iron mould
سیاه کردن
kibitka
سیاه چادرنمدی
lampblack
سیاه یکدست
mammy
دده سیاه
melanic
سیاه پوست
melanite
لعل سیاه
humus
سیاه خاک
heathbird
باقرقره سیاه
fuel oil
نفت سیاه
dark coloured
سیاه رنگ
darky
سیاه زنگی
doit
پول سیاه
dunggeon
سیاه چال
eriochrome black
سیاه اریوکروم
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
ethiops
مهجون سیاه
melanotic
سیاه پوست
melanuria
پیشاب سیاه
nigrescent
سیاه شونده
nigrify
سیاه کردن
nigritian
سیاه افریقایی
oubliette
سیاه چال
pertussis
سیاه سرفه
pertussus
سیاه سرفه
piper nigrum
فلفل سیاه
platinum black
پلاتین سیاه
nigrescence
سیاه شدگی
nigella seed
زیر سیاه
nigella seed
سیاه دانه
negress
زن سیاه پوست
negrillo
کوتوله سیاه
negro slave
غلام سیاه
negrophil
سیاه دوست
negrophilism
سیاه دوستی
niellist
سیاه قلم
niello
سیاه قلم
niello
مینای سیاه
plumbaginous
مانندسرب سیاه
smudging
سیاه شدن
Negro
سیاه پوست
denigrated
سیاه کردن
denigrate
سیاه کردن
blackens
سیاه کردن
blackening
سیاه کردن
Negroes
سیاه پوست
blacken
سیاه کردن
nigger
سیاه پوست
niggers
سیاه پوست
blackberries
توت سیاه
blackberry
توت سیاه
anthrax
سیاه زخم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com