Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
aniline
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
Other Matches
onion skin
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
dyestuff
مواد رنگی و رنگرزی
She has been a good wife to him.
همسر خوبی برایش بوده
disperse
[درجه تعلیق و پراکندگی مواد رنگی در رنگرزی]
unbundled software
نرم افزاری که قیمت آن همراه با قیمت قطعه نیست
He has a poor service record in this company.
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
coloury
دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
flophouses
اطاق ارزان قیمت
flophouse
اطاق ارزان قیمت
abrash
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
five and ten
مغازه اجناس ارزان قیمت
cheap labor
نیروی کار ارزان قیمت
calico
پارچههای پنبهای ارزان قیمت
good deal
<idiom>
قیمت ارزان باکیفیتی بالا
barrelhouse
میکده ورقاصخانه ارزان قیمت
he is a bad husband
خانه دار خوبی نیست
graphics
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
bargain hunter
کسی که دنبال قیمت خیلی ارزان می گردد.
honky tonk
محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
datacom
امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
fastness of bleaching
ثبات رنگی در مقابل مواد سفید کننده
flea market
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
flea markets
بازار مخصوص فروش اشیاء ارزان قیمت یادست دوم
price stability
ثبات قیمت
price stabilization
ثبات قیمت
multicolour
استاندارد آداپتور گرافیک رنگی مناسب در کامپیوترهای IBM PC
fair price
قیمت مناسب
it is unsuitable
مناسب نیست
black will take no other hue
بالای سیاهی رنگی نیست
madder
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
It doesnt matter. it is nothing.
چیزی نیست ( عیب ندارد )
it does not matter
عیب ندارد چیزی نیست
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
market value
قیمت مناسب برای خریداروفروشنده
He's not suited for a doctor.
او
[مرد]
برای یک پزشک مناسب نیست.
I think this is not appropriate.
من فکر می کنم که این مناسب نیست.
there is nothing in it
چیز مهمی دران نیست پروپایی ندارد
that is i. to this purpose
برای این مقصود مناسب یاکافی نیست
Farahan
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
colours
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
colour
چاپگری که میتواند کپیهای رنگی بگیرد. از قبیل -ink get رنگی -dot maxrix رنگی و -thermal transfer
He's a good director but he doesn't bear
[stand]
comparison with Hitchcock.
او
[مرد ]
کارگردان خوبی است اما او
[مرد]
قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
bituminous paint
رنگی ضخیم و سنگین که جزء اصلی ان قیر بوده و بعنوان رنگ ضد اسید برای کم کردن خوردگی حاصل از بخارات والکترولیت موجود در باطری استفاده میشود
sector
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
sectors
شیاری که خطا دارد و برای ذخیره مناسب قابل استفاده نیست .
freight
وسیله حملی که ازنظر قیمت مناسب است ولی کند عمل میکند
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
dead wool
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
non-directional design
طرح فراگیر
[این نوع طرح در نقاط مختلف بافت دارای جذابیت خاص خود بوده و حالت تکراری فرش های معمول را ندارد.]
hand-held
کامپیوتر بسیار کوچک که در دست جا میشود مناسب برای ورود اطلاعات ابتدایی وقتی که ترمینالی فراهم نیست
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me .
با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
direct dyes
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
The violin is out of tune .
ویولن کوک نیست ( کوک ندارد )
It is no joke .
این شوخی ندارد ( شوخی نیست )
giffen good
نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
vat dyeing
رنگرزی خمی
[روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
kinked demand curve
و اگر فروشنده قیمت کالا راکاهش دهد فروش وی بیشترنخواهد شد زیرا سایرفروشندگان قیمت خود راپائین اورده و از کاهش قیمت تبعیت میکنند .
cream-colored wool
پشم شکری
[این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
bacteriolysis
مواد شیمایی جهت جلوگیری از رشد باکتری خصوصا برای انبار کردن فرش بیش از سه ما ه
over dyeing
[رنگرزی الیاف رنگ شده با دو رنگ متفاوت جهت به دست آمدن رنگ سوم. بطور مثال رنگرزی الیاف آبی با رنگینه زرد جهت سبز شدن الیاف.]
presumption hominis
قرینه ضعیفه که به فرض وجود ان طرف مجبور به ابراز ادله معارض نیست چون این قرینه به تنهایی ولو با نبودن دلیل معارض قدرت اثباتی ندارد
re attachment
در مورد کسی که قبلا" توقیف شده بوده وبه علتی بدون تعیین تاریخ دقیق ازاد شده بوده است die sine
dye sublimation printer
چاپگر رنگی باکیفیت بالا که تصاویری با پاشیدن قط عات رنگی روی کاغذ ایحاد میکند
paired registers
دو ثبات پایه با اندازه کلمه که با هم به عنوان یک ثبات با طول زیاد به کار می روند.
reserve price
قیمت پنهانی
[در حراجی های فرش و در بازارهای خارج استفاده می شود یعنی صاحب فرش، یک قیمت حداقل در نظر می گیرد و اگر در مزایده قیمت پیشنهادی از آن پایین تر باشد، از فروش امتناع می کند.]
Quchan
قوچان
[شمال خراسان که از اوایل قرن یازدهم هجری قمری به بافت فرش مشغول بوده و بافندگان آن کردهای مهاجر کردستان می باشند.بیشتر فرش ها تماما پشم بوده و گره ترکی دارند.]
He that blows in the dust fills his eyes.
<proverb>
کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless.
معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
triad
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
triads
1-سه عنصر یا حرف یا بیت 2-شکل سه ضلعی که از نقاط فسفری رنگی قرمز و سبز وآبی در هر پیکسل درصفحه نمایش رنگی RGB تشکیل شده است
he is second to none
دومی ندارد بالادست ندارد
arithmetic register
ثبات حسابی ثبات محاسباتی
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
cost plus pricing
تعیین قیمت فروش با افزودن ضریب مخصوص منفعت به قیمت تمام شده
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
air stability
وضعیت ثبات جوی در طبقات مختلف وضع ثبات جوی
winchester disk
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
underprice
قیمت پایین تراز قیمت بازار
intinction
رنگرزی
coloration
[American]
فن رنگرزی
coloring
[American]
فن رنگرزی
colouration
[British]
فن رنگرزی
colouring
[British]
فن رنگرزی
dyeing vat
خم رنگرزی
colouration
فن رنگرزی
dyeing
رنگرزی
coloration
فن رنگرزی
solid
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solids
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
step frame
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
dyeing bath
حمام رنگرزی
brushability
قابلیت رنگرزی
solid-shade dyeing
رنگرزی یکنواخت
undyed
<adj.>
رنگرزی نشده
unevenness dyeing
رنگرزی نایکنواخت
unevenness dyeing
رنگرزی ناهمگون
stainer
ماده رنگرزی
dyeing machine
ماشین رنگرزی
jet dyeing machine
ماشین رنگرزی جت
value added
قیمت یا ارزش افزوده شده قیمت یک محصول در بازاربدون توجه به ارزش مواداولیه یی که در تولید ان به کار رفته است
transparently
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
dyeability
قابلیت رنگرزی الیاف
bath dye
حمام رنگرزی الیاف
stock watering
سهام تاسیسات گرانقیمتی رابا قیمت اختیاری در بورس فروختن که مالا" به تقلیل قیمت سایر سهام منتهی شود
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
paasche price index
یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
shadow price
شبه قیمت قیمت ضمنی
normal price
قیمت عادی قیمت معمولی
last price
اخرین قیمت حداقل قیمت
quantum valebat
در مواقعی که جنسی بدون تعیین قیمت دقیق فروخته و شرط شود که قیمت بر مبنای قاعده فوق بعدا" پرداخت شود
leaving files open
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
dyed-in-the-wool
پیش از بافت رنگرزی شده
tinctorial
لونی وابسته به رنگ یا رنگرزی
his parentage isunknown
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
caustic soda
سود سوزآور
[ماده قلیایی در رنگرزی]
curing time
مدت زمان پخت الیاف در رنگرزی
heat setting
ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
oxydizing agents
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
carbonet hardness
درجه سختی آب و عاملی جهت تعیین رنگرزی بهتر
essential elements
[پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
spiral of wages and prices
حرکت تسلسلی مزدها و قیمت ها مارپیچ مزدها و قیمت ها
hand-me-downs
ارزان
microcomputer
ارزان
low priced
ارزان
micro
ارزان
micros
ارزان
cheapest
ارزان
hand me down
ارزان
hand-me-down
ارزان
inexpensive
ارزان
cheap
ارزان
penny a line
ارزان
cheaper
ارزان
jitney
ارزان
inexpensively
ارزان
cut rate
ارزان
it is past all hope
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
setting time
[مدت زمان لازم جهت تثبیت و پایدار شدن رنگ در رنگرزی]
Esparak
گیاه اسپرک
[که در تهیه رنگینه های زرد در رنگرزی استفاده می شود.]
niceties
خوبی
admirableness
خوبی
Excellency
خوبی
charmingness
خوبی
agreeableness
خوبی
goodliness
خوبی
goodness
خوبی
primeness
خوبی
agreeability
خوبی
Excellencies
خوبی
wellness
خوبی
nicety
خوبی
niceness
خوبی
to look down
ارزان شدن
red eye
ویسکی ارزان
cheap labor
کار ارزان
doss-house
مسافرخانهی ارزان
cheap money
پول ارزان
jerry built
ارزان بناشده
cheapskate
ادم ارزان خر
gimcrack
بازیچه ارزان
jerry-built
ارزان بناشده
undersell
ارزان تر فروختن
brummagem
پست ارزان
easy money
پول ارزان
flivver
اتومبیل ارزان
grotty
ارزان و کثیف
off season
ارزان تر از معمول
penny gaff
نمایشگاه ارزان
doss-houses
مسافرخانهی ارزان
to sell off
ارزان فروختن
bargain
خرید ارزان
look down
ارزان شدن
to pull down
ارزان کردن
dirt cheap
بسیار ارزان
gasper
سیگارت ارزان
processed silk
ابریشم پخته
[ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
our library is well stocked
خوبی دارد
with the best of them
<idiom>
به خوبی هرکس
graces
زیبایی خوبی
the work was well paid
پول خوبی
excellence
خوبی تفوق
gracing
زیبایی خوبی
poverty is a good test
خوبی است
the watch is warranted
خوبی ساعت
graced
زیبایی خوبی
good wishes
ارزوی خوبی
I made a decent profit.
سود خوبی بر دم
bovarism
بوواری خوبی
epicurus
و خوبی است
fineness
لطافت خوبی
lambhood
بره خوبی
grace
زیبایی خوبی
a nice guy
مرد خوبی
a nice guy
آدم خوبی
as good as
بهمان خوبی
woodbine
سیگار برگ ارزان
gladstone
نوعی شراب ارزان
hand-me-downs
لباس ارزان ودوخته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com