Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 105 (6 milliseconds)
English
Persian
break off
رهایی ازدرگیری
Other Matches
break up point
نقطه رهایی هلی کوپتر نقطه رهایی
bombing height
ارتفاع رهایی بمب ارتفاع هواپیماتا هدف در موقع رهایی بمب
angular velocity sight
زمان سنج رهایی بمب دوربین زمان سنج زاویه رهایی بمب
quietus
رهایی
riddance
رهایی
salvation
رهایی
livery
رهایی
liveries
رهایی
emanacipation
رهایی
abandonment
رهایی
escape
رهایی
delivery
رهایی
escaped
رهایی
deliverance
رهایی
escapement
رهایی
extrication
رهایی
goby
رهایی
emancipation
رهایی
escaping
رهایی
escapes
رهایی
deliveries
رهایی
rescuing
رهایی
rescues
رهایی
rescued
رهایی
rescue
رهایی
relief
رهایی
rescues
رهایی دادن
rescued
رهایی دادن
acquittance
رهایی بخشودگی
get out
رهایی یافتن
rescue
رهایی دادن
bomb release line
خط رهایی بمب
emergency relief
رهایی از بلایا
break off position
نقطه رهایی
break up value
قیمت رهایی
survival
رهایی از انهدام
survivals
رهایی از انهدام
keep one's head above water
رهایی یافتن
dishallucination
رهایی ازشیفتگی
to get off
رهایی یافتن از
to extricate oneself
رهایی یافتن
disenchantment
رهایی از طلسم
disillusions
رهایی از شیفتگی
release point
نقطه رهایی
disillusioning
رهایی از شیفتگی
emancipator
رهایی دهنده
disillusion
رهایی از شیفتگی
rescuing
رهایی دادن
to get rid of
رهایی یافتن از
to save one's neck
از دار رهایی یافتن
bailment
رهایی به قید ضمانت
dropping angle
زاویه رهایی بمب
to escape
[with something]
رهایی یافتن
[با چیزی]
to escape with life and limb
سختی رهایی جستن
lead us not into temtation
ماراازوسوسه شیطان رهایی ده
on one's feet
<idiom>
رهایی ازبیماری یا مشکلات
disengagement
رهایی از قید یا تعهد
releases
منتشر ساختن رهایی
release
منتشر ساختن رهایی
impasse
حالتی که از ان رهایی نباشد
bomb release point
نقطه رهایی بمب
released
منتشر ساختن رهایی
redeemers
رهایی بخش نجات دهنده
redeemer
رهایی بخش نجات دهنده
sector
تقسیم دیسک به شیار رهایی
releases
ازاد سازی رهایی واگذاری
redeem
از گرو در اوردن رهایی دادن
to p anyone through danger
کسی را از خطر رهایی دادن
released
ازاد سازی رهایی واگذاری
release
ازاد سازی رهایی واگذاری
saves
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
saved
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
save
رهایی بخشیدن نگاه داشتن
redeemed
از گرو در اوردن رهایی دادن
redeeming
از گرو در اوردن رهایی دادن
redeems
از گرو در اوردن رهایی دادن
emergency relief
رهایی ازمصایب غیر مترقبه
get off
رهایی یافتن پیاده شدن از
angular velocity
سرعت زاویهای رهایی بمب
helicopter breakup point
نقطه رهایی هلیکوپترها ازستون
disencumbrance
رهایی ازقیدیاگرفتاری رهاسازی ازقید
sectors
تقسیم دیسک به شیار رهایی
release point
نقطه رهایی ستون راهپیمایی
apotheoses
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
apotheosis
رهایی اززندگی خاکی وعروج باسمانها
angular velocity bombsight
دوربین سنجش زاویه رهایی بمب
discharges
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
discharge
اخراج کردن ازخدمت رهایی از خدمت
four freedoms
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
inextricably
چنانکه نتوان از ان بیرون امد یا رهایی یافت
moonlight fliting
گریز از خانهای هنگام شب برای رهایی از پرداخت اجاره
break up value
قیمتی که برای رهایی از کالای متروکه یا ازمد افتاده تعیین میشود
paint oneself into a corner
<idiom>
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
succor
کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
succour
کمک برای رهایی از پریشانی موجب کمک
stacked
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stack
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
stacks
ذخیره موقت داده , ثباتها پاس رهایی که داده اضافه شده از همان انتهای لیست بازیابی میشود. مراجعه شود به Lifd
escaped
رهایی جستن خلاصی جستن
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
escape
رهایی جستن خلاصی جستن
escaping
رهایی جستن خلاصی جستن
escapes
رهایی جستن خلاصی جستن
final bomb release line
اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com