English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (1 milliseconds)
English Persian
democratic leadership رهبری دموکراتیک
Other Matches
democratic دموکراتیک
democratic socialism سوسیالیسم دموکراتیک
headship رهبری
leadership رهبری
steers رهبری
steered رهبری
steer رهبری
aims رهبری
direction رهبری
aimed رهبری
headships رهبری
aim رهبری
leadoff رهبری
pacemaking رهبری
lead رهبری
conduction رهبری
leads رهبری
direct رهبری کردن
steering committee کمیته رهبری
administer رهبری کردن
shapherd رهبری کردن
price leadership رهبری قیمت
precentorship رهبری سرایندگان
democratic leadership رهبری مردمی
conduce رهبری کردن
apostolate رسالت رهبری
administers رهبری کردن
administering رهبری کردن
administered رهبری کردن
tactics رهبری ماهرانه
lead رهبری کردن
guidance راهنما رهبری
directs رهبری کردن
directed رهبری کردن
lead : راهنمایی رهبری
leads : راهنمایی رهبری
direction هدایت رهبری
leads رهبری کردن
lead رهبری کردن راهنمایی
leads رهبری کردن راهنمایی
conduct انتقال دادن رهبری کردن
conducted انتقال دادن رهبری کردن
head ریاست داشتن بر رهبری کردن
conducting انتقال دادن رهبری کردن
conducts انتقال دادن رهبری کردن
coach رهبری عملیات ورزشی را کردن
coaches رهبری عملیات ورزشی را کردن
coached رهبری عملیات ورزشی را کردن
spearheads هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearheading هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearhead هر چیز نوک تیز رهبری کردن
spearheaded هر چیز نوک تیز رهبری کردن
quarterback بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
point four رهبری این گونه ممالک را به دست گیرد
quarterbacks بازیگری که توپ را میگیرد وبازی را رهبری میکند
monetary school مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
farmgate type operations رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
conducts رفتار کردن رهبری کردن
conduct رفتار کردن رهبری کردن
conducted رفتار کردن رهبری کردن
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
conducting رفتار کردن رهبری کردن
pilots رهبری کردن خلبانی کردن
piloted رهبری کردن خلبانی کردن
pilot رهبری کردن خلبانی کردن
leadoff عزیمت کردن رهبری کردن
head رهبری کردن مقاومت کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com